آنتوني گيدنز معتقد است در جامعه مدرن انسانها دائما هويت خود را خلق و تصحيح ميکنند. بر اساس اين صورتبندي گيدنز از جامعه مدرن، انسان مسئول طرح زندگي خويش است و قادر است طرح زندگي که خود نوشته است را دائما تصحيح و بازيابي کند. بدن انسان نيز به منزله ابزار دريافت و اجراي طرحهاي قابل بازسازي مورد توجه قرار ميگيرد. گيدنز همچنين استدلال ميکند: همچنان که ما مسئول طراحيهاي خودمان هستيم بايد در ارتباط با خود بدنهايمان را نيز طراحي کنيم. در چنين فرديت پيشرفتهاي که اشخاص سبک زندگي و هويت را خود طراحي ميکنند بديهي بهنظر ميرسد افراد بهدنبال بازتعريف روابط خود با ديگران بهويژه با جنس مخالف در مقام ديگري هويتساز برآيند. چنين بازتعريفهايي بهويژه براي زنان نوگرا در جامعه در حال گذار کنشهاي چالشبرانگيز و سخت است. زيرا زنان در بازنگري و بازسازي هويت خود دائما با مساله مختلف مواجهاند که از نظر آنها منفعل نيست بلکه جزيي از نظام کنشي فرديت ساز زن امروزي است. در اصل به لحاظ معرفتشناختي ميتوان ادعا کرد اغلب زنان در رابطه با «ديگري» «ذهنمند» هستند. اين تفاوت عمده است که انگيزهها و هيجانات دو بدن زن و مرد در رابطه با جنس مخالف را سازماندهي ميکند. از اين روست که تجاوزگران مقتدري که اسم و رسمي دارند خيلي آگاهانه و موذيانه از موقعيتشان در اجتماع براي ايشان ساخته است سوءاستفاده ميکنند. شيوه ظاهرا خودجوش «تو هم بگو» که طي آن زنان قرباني درباره آزارها و تعرضات و تجاوزات و خشونتهاي جنسي که بر آنها تحميل شده است بيمحابا سخن ميگويند و هويت متجاوزان و خشونتگران را با اسم و رسم افشا ميکنند نيز بخشي از بازسازي تاريخي هويت زنان امروز است. در اين تجاوزات و تعرضات چالش اصلي بين وجود بدنمند قدرت متجاوز و تخيلات ذهن قرباني برقرار ميشود . دختر جواني که در ذهنيت خود از فلان شاعر يا استاد و معلم و.. وجودي فاقد بدن با ذهنيتي تابناک ساخته، هنگامي که مورد تعرض آن شخص واقع ميشود احساس ويراني کامل ميکند. حال وظيفه جامعه است تا بار اندوه و خشم را از دوش قربانيان چنين رخدادهايي تلخ بردارد و در واقع بپذيرد که کوتاهي و غفلت فرهنگ و قانون باعث شده تا امر تجاوز چنان در هزار توي عواطف اجتماعي پيچيده شود که توضيحناپذير بهنظر برسد و از آن بدتر اينکه تا بدانجا پيش رود که قرباني را مسئول رخداد خشونت عليه خود بداند. قربانيان خشونت به درک اين حقيقت رسيدهاند که براي بازسازي هويت انساني خويش بايد ديوار بلند سکوت که سرشار از ناگفتههاست را فرو ريزند.