دراگان اسکوچيچ سرمربي تيمملي فوتبال کشورمان در خصوص حضورش در ايران و هدايت تيمملي مصاحبهاي داشت که در ادامه ميخوانيد.
در هنگام ورود به ايران، روياي خاصي داشتيد؟
طبيعتا هرکس روياهايي دارد و من هم دوست داشتم بازيهاي بزرگي را مربيگري کنم. همين مساله و عشق به مربيگري باعث ميشود که حاضر باشم در هرجا به حرفهام بپردازم. شايد درست نباشد که بگويم ملوان يک دورخيز بود تا به پستهاي بالاتري برسم. به دانش خودم باور داشتم و همه دانش خود را صرف کردم تا آن تيم به بهترين شرايط خود برسد. همانطور که در مسابقات جيرو ايتاليا و تور دو فرانس، دوچرخهسواران بايد به شهرهاي مختلف سفر کنند، من هم با سفر به انزلي و اهواز و بابل، همين کار را انجام دادم. چالش سختي بود اما همان موقع گفته بودم هدفم مربيگري تيمملي ايران است.
بعدها دوباره با «خونهبهخونه» به ايران برگشتيد. حضور در دستهاول فوتبال برايتان کمي نامأنوس نبود؟
طبيعي است که يک مربي دوست نداشته باشد در دسته دوم مربيگري کند اما من، «خونهبهخونه را به فينال جامحذفي رساندم و در يک بازي نزديک با يک گل فينال را به استقلال واگذار کــرديم. برايم اهميت زيادي دارد جــايي بــاشم که حمايت هــواداران را حس کنم.
بعد از ملوان، راهي فولاد شديد که آنموقع مدافع عنوان قهرماني بود.
در ايران پيشنهادهايي از تيمملي جوانان، تراکتور، استقلال و... داشتم. وقتي به فولاد رفتم، از تراکتور و سپاهان هم پيشنهاد داشتم ولي فولاد را انتخاب کردم چون قهرمان بود و تيم جواني هم داشت. اما ناگهان هشت بازيکن تيم ما را به سربازي بردند. با اين حال به کاري که در فولاد کردم افتخار ميکنم. من به اين تيم کمک کردم که واقعا شرايط مناسبي نداشت و در همان حال در ليگقهرمانان آسيا هم به ميدان رفتيم.
با پايــان کــار در فولاد، مــدتي مربيگري نکرديد. دوربودن از نيمکت مربيگري براي مردي که اين اندازه عاشق فوتبال است، مساله دشواري نيست؟
در ايران تصور ميشود که وقتي کار نميکنيم، هيچ پيشنهادي هم نداريم، ولي اصلا به اين مساله فکر نميشود که مــن يکسال زمــان گذاشتهام و رفتهام تا دانشم را بهروز کنم. علاوه بر اين استراحت کنم. در کرواسي هــم همواره پيشنهاد از طــرف باشگاههاي مختلف داشتهام، ولي گــاهي تصميم ميگيرم که براي خودم زندگي کنم. در فــرصتي کـــه داريم بايد در سمينارهاي مختلف شرکــت کــنيم، به کشورهاي گوناگون سفر کنيم و تمرينات تيمهاي ديگر را ببينيم.
«کــيروش» در ابتداي مربيــگري در ايــران، در مصاحبهاي اشاره کرد که ميخواهد ميراثي ماندگار از خود در ايران بهجا بگذارد. هدف شما چيست؟
درست است که ايراني نيستم؛ ولي سالهاي زيادي را در ايران گذراندهام. مشکلات فوتبال ايران را بهخوبي ميشناسم و معتقدم بازيکناني بسيارمستعد و در عين حال فيزيکي دارد که فوتبال در ژن آنهاست. ولي لازم است درباره تاکتيک بازي، ذهنيت آنها تغيير کند. دوست دارم بعداز مدتي که اينجا کار کردم، کادرفني و بازيکنان، دوستان من باشند و علاوه بر موضوعات داخل ميدان، مسائلي نيز در رابطه با زندگيشان، به آنها بياموزم. فکر ميکنم ايران به مربياني نياز دارد که انگيزه بازيکنان را براي نبرد افزايش دهند. دوست دارم تمرکز بازيکنان را روي ذات فوتبال و اتفاقاتي که داخل زمين ميافتد بيشتر کرده و از حواشي دورشان کنم. دوست دارم تمام دانشي که دارم را به آنان منتقل کنم. زيرا اين اهميت دارد که کاري کنيم که عملکرد بازيکنان افزايش يابد. البته در اين ميان، نتيجهگيري را هم نبايد از ياد ببريم. اعتقاد دارم که سخت کارکردن، نتيجه مثبتي نيز بهدنبال خواهد آورد. وقتي خودت را باور داشته باشي، چيزي باعث نگرانيات نميشود.