تعطيلي مستمر مدارس و فقدان آموزش حضوري ميتواند بر رشد شخصيتي، مهارتهاي اجتماعي، ارتباطي و ذهني دانشآموزان، خصوصا در سنين پايين تاثير بگذارد.با آغاز بحران کرونا در اواخر سال 2019 بسياري از مدارس تعطيل شدند؛ بنا بر اعلان بخش آموزشي يونيسف تعطيلي مدارس در کشورها باعث اخلال در آموزش بيش از 80 درصد دانش آموزان سراسر جهان شده است. کشورهاي جهان نيز به دليل همهگيري اين ويروس و نامعلومي زمان پايان وضعيت موجود، تصميم هاي متفاوتي را در مورد بازگشايي مدارس اتخاذ کردهاند. برخي از آنها پس از مدتي آموزش مجازي را پي گرفتند. اين تجربه جديد که همان استفاده از سيستم آموزش مجازي براي دانش آموزان مي باشد، داراي معايب و مشکلاتي است که اين روزها ذهن خانواده ها را درگير خود کرده است.از سوي ديگر به اين دليل که نمي توان زمان قطعي پايان ويروس کرونا را پيشبيني کرد و توصيهها بر مدار زندگي مسالمتآميز با اين ويروس است، برخي از کشورها حضور در مدارس را با رعايت پروتکلهاي بهداشتي الزامي دانستهاند. اين امر نه تنها به دليل دشواري آموزش برخي از دروس پايه و عملي است بلکه تا حد بسياري ناشي از آثار روحي و رواني آن است که ميتواند خصوصا در سنين پايينتر زمينههاي رشد شخصيت، مهارتهاي ارتباطي و ذهني را بهبود بخشد.بنا به اهميت اين بحث ايرنا با «علياکبر ارجمندنيا» روانشناس و استاد دانشگاه به گفت گو نشست. در زير مشروح اين گفتوگو را ميخوانيد.ارجمندنيا در خصوص تاثير تعطيلي مدارس بر رشد شخصيتي دانش آموزان گفت: در مورد تعطيلات و تاثير آن از دو زاويه ميشود نگاه کرد؛ تعطيلاتي که طبق اصول و فواصل زماني منظم و برنامهريزي شده باشد، ميتواند تاثيرات مثبتي بگذارد. اما اينکه بچهها نياز دارند روزانه و تابع نظم مشخصي وارد مدرسه شوند و فعاليتهاي آموزشي خود را در يک چارچوب منسجم دنبال کنند نيز يک بحث ديگر است. هيچ چيز ضروريتر از حضور بچهها در مدرسه نيست. زيرا براي کودک يا نوجوان مدرسه به عنوان تنها نماينده اجتماع به حساب ميآيد. يعني در دنياي ذهني يک کودک و نوجوان مدرسه مساوي اجتماع است و چنانچه از مدرسه محروم شود يا از مدرسه اخراج شود و نتواند از امکانات آموزشي در فضاي مدرسه بهره ببرد طبيعتا ما او را از يک نعمت مهم يا اينطور بگوييم از تنها فرصت آموزشي فرهنگي و اجتماعي محروم کردهايم و عدم حضور در مدارس ميتواند منجر به کند شدن فرآيند رشد شخصيت و مهارتهاي ذهني و مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي باشد.اين روانشناس افزود: حضور در مدرسه به اعتقاد من يعني حضور در اجتماع براي يک دانش آموز و حضور در اجتماع و تعامل با اطرافيان به منزله صيقلدادن شخصيت دانش آموز تلقي ميشود و در تعاملات بين فردي حضوري هست که رشد شخصيت و رشد مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي شکل ميگيرد و طبيعي است در شرايط مناسب اين حضور در مدارس الزامي است و نبايد به سادگي از کنار اين امر مهم عبور کنيم.
فوايد حضور در مدرسه
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين که اجتماعپذيري، جامعهپذيري و قانونپذيري و رشد تمام سازههاي شخصيتي کودکان در سنين مدرسه متاثر از حضور در اين محيط اجتماعي است، اظهار داشت: طبيعي است اگر اين امکان را از دانشآموز بگيريم طبعا آثار سوئي ميتواند بر روي آنها داشته باشد. البته اگر اين عدم حضور موقتي باشد و بتوان به شکل منطقي توجيهش کرد، اين آثار و تبعات ميتواند کاهش پيدا کند. براي مثال وقتي دانشآموزي از مدرسه اخراج ميشود تا زماني که مدرسه به ناچار تعطيل ميشود اين دو موقعيت ميتواند تاثيرات متفاوتي بر روي آنها بگذارد.بازگشايي مدارس و حضور دانشآموزان در آن يک اتفاق خانوادگي و فردي نيست. بلکه يک اتفاق کاملا اجتماعي است که تمام عناصر جامعه را تحتتاثير خود قرار ميدهد. حضور در مدرسه هم بُعد اجتماعي و هم بُعد اقتصادي و هم بُعد روانشناختي دارد و روي همه ابعاد زندگي ميتواند تاثيرگذار باشد. بطوري که تعطيلات در خانوادهها منجر به برهم خوردن نظم طبيعي و حياتي خانوادهها ميشود. تصور کنيد دانش آموزي که طي روز به مدرسه ميرفت و والدين او شاغل بودند، اکنون به دليل تعطيلي نميدانند با کودکشان چه کار کنند. يعني در واقع والدين و خانواده هم تحت تاثير اين تعطيلات پي در پي هستند.براي مثال شما اگر تعطيلات امسال را بررسي کنيد و از خانوادهها بپرسيد تعطيلات تابستاني خود را چگونه گذراندند و آن را با تعطيلات تابستاني سال قبل مقايسه کنند، با توجه به اينکه وقت بيشتر و آزادي عمل بيشتري داشتند همه به اتفاق خواهند گفت که تعطيلات امسال با کيفيت پارسال برگزار نشده و شکل تعطيلات سالهاي قبل را نداشته و لذا تاثيرات مثبتي نداشته است. چرا که يک تعطيلات اجباري به حساب آمده و نتوانستند به شکل مناسب از اين تعطيلات در راستاي بهبود کيفيت زندگي و ارتقاي سلامت جسم و روان فرزندانشان استفاده کنند.ارجمندنيا در خصوص تاثير تعطيلي مدارس بر گروههاي سني متفاوت ميگويد: هر چه سن پايينتر باشد، تاثير سوء اين تعطيلات مداوم ميتواند بيشتر باشد چراکه رشد شخصيت کودکان و مهارتهاي ارتباطي و ذهني در سنين پايينتر رشد ميکند و در سنين پايينتر تثبيت ميشود. اما در سنين دبيرستان و متوسطه دوم اين آثار منفي ميتواند کمتر باشد. چراکه هر چه شما بيشتر به سمت پايههاي بالاتر حرکت کنيد، ابعاد محتوايي پايههاي تحصيلي مهمتر و جديتر و ابعاد اجتماعي و روانشناختي رنگ کمتري پيدا ميکند. مورد ديگر که بايد به آن توجه کرد، رشد مهارتهاي ذهني و مغزي است. تا حدود 14 يا 15 سالگي مغز انسان و مرينه شدن سيستم عصبي انسان با سرعت بالايي اتفاق ميافتد و در اين فرآيند تخصصي شدن مغز تعاملات اجتماعي و آموزشهاي حضوري ميتواند نقش جدي ايفا کند که اين هم دليلي است که حضور در مدرسه و آموزش حضوري ميتواند براي سنين پايينتر و دبستان اهميت داشته باشد و غيبتهاي طولاني شدن تعطيلات ميتواند منجر به کند شدن فعاليتهاي ذهني شود.
چه بايد کرد؟
ارجمندنيا در خصوص راهکارهاي لازم براي رشد شخصيتي و مهارتهاي ارتباطي دانش آموزان معتقد است: آموزش هاي مجازي چه در حوزه مهارتي و چه در حوزه دانش که اکنون هم انجام ميشود، گزينه مناسبي است و ميتواند برخي از تاخيرها را جبران کند. هر چند بهترين گزينه نيست. زيرا در آموزشهاي آنلاين شما ميتوانيد مهارتهاي ذهني و دانش و مهارتهاي تخصصي را به افراد آموزش دهيد ولي آن بالندگي شخصيتي و تقويت مهارتهاي ارتباطي نميتواند به شکل مناسب براي آنها اتفاق بيفتد. لذا براي جلوگيري از آثار سو اين تعطيلات پي در پي و غيبتهاي متوالي دانشآموزان در مدارس يکي از راهها آموزش مجازي و دوم ايجاد گروههاي کوچک بين فرزندان است. خانوادههايي که از سلامت جسمي فرزندانشان مطمئن هستند، ميتوانند با ايجاد گروههاي کوچک مهارتهاي ارتباطي کودکان را حفظ کنند.وي افزود: اخيرا بحث زوج و فرد بودن مدارس و بازگشايي مدارس مطرح است که به نظر من اگر با رعايت نکات بهداشتي و تراکم پايين برگزار شود، ميتواند بسيار مفيد و موثر باشد. بازگشايي مدارس خصوصا براي سنين پايين تر بايد زودتر اتفاق بيافتد به دليل آثار سوئي که دور ماندن از محيط مدرسه ميتواند بر رشد شخصيتي و مهارتهاي ارتباطي آنها داشته باشد.