برخي معتقدند که بايد در کنار مجلس کنوني، يک پارلمان متشکل از چهرههاي سياسي شناخته شده براي امور اساسي کشور و حتي حرکت به سوي اصلاح در برخي از موارد مهم تشکيل شود. تا چه حد با تشکيل چنين مجلسي موافقيد؟
در هر حال براي حل مسائل پيچيده جامعه ما نيازمند تاملات جديتري هستيم. اين قبيل ايدهها صرفا به شکل طرح مسالهاي به ذهن برخي افراد ميرسد. من در اين ترديد دارم اينکه آيا اين ايده حلال مشکلات ما هست يا نيست. من فکر ميکنم که براي مسائل جامعه ما در بخشهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... حداقل در بخش آسيبشناسي، اقدامات خوبي صورت گرفته است. يعني به هر حال نخبگان، چه نخبگان دانشگاهي و چه غيردانشگاهي، در رصد مسالههاي جامعه و آسيبشناسي آن کارهاي خوبي انجام دادهاند و تقريبا ميشود گفت که مسائل جامعه بهخصوص در حوزههاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي يا ساختاري تا حدودي روشن و مشخص است. در واقع راهکارها و رهيافتها از ديدگاه نخبگان متفاوت است. طبيعتا نخبگان ما بهطور جدي نيازمند گفتوگو ميان خودشان هستند. بايد ديد مساله نبود گفتوگو ميان نخبگان از چه جايي نشأت ميگيرد. مشکل از نبود ساختار است يا مناسبات سياسي که فضاي گفتوگو را فراهم نميکند يا اينکه ما بيشتر درگير مونولوگ و تک گفتار هستيم نهديالوگ، اين مساله از فرهنگ نشات ميگيرد يا آبشخور ديگري دارد. مساله چگونگي شکلگيري اين پارلمان هم ميتواند مورد بحث جدي قرار بگيرد. آيا تشکيل اين پارلمان ميتواند راهحل مشکلات جامعه ما باشد؟ مسائل مختلفي وجود دارد که ميتوان آنها را در پيش گرفت. مثل گفتوگو درباره موانع و آسيبها. لذا بهنظر نميرسد اين پيشنهادي که بعضي از دوستان دادهاند، راهحلي مقرون به تحقق باشد.
در آغاز مجلس جديد برخي حملات از سوي نمايندگان به دولت صورت گرفت، فکر ميکنيد مجلس يازدهم چگونه ميتواند در سال آخر دولت، به دولت کمک کند؟
در حال حاضر موضوعات و اولويتهاي جامعه ما مشخص و پيدا است. مهمترين و مبرمترين مشکلي که جامعه ما با آن روبهرو است، غير از کرونا که بحث پاندمي جهاني است، بحث معيشت، فقر و بيکاري است که با يکديگر پيوستگي دارند. در کنار اينها، بحث آسيبهاي اجتماعي و کاهش سرمايه اجتماعي مطرح است. اينها مسائلي بسيار مهم است که جامعه ما به سختي با آنها مواجهه ميکند. بهنظر ميرسد که هر سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه بايد در اين امر دست به دست هم دهند و کشور را از اين بحرانها خارج کنند و با توجه به روشنبودن اين مسالهها، ببينند که چطور ميشود از اين بحرانها گذشت و مشکلات را حل کرد. يکي ديگر از مشکلاتي که دولت اکنون با آن روبهرو است، مشکل قرار گرفتن کشور در تنگناهاي اقتصادي است. با توجه به سفر اخير رئيس مجلس به جنوب کشور، ميتوان گفت که بزرگترين و اساسيترين مشکل مردم، مساله معيشت و کار و زندگيشان است. بهنظر من دولت، مجلس و قوه قضائيه بايد با يکديگر همکاري کنند و براي اين مشکلات ترتيب اثري قائل شوند. بهنظر ميرسد طرحهايي مثل طرح فروش نفت که رئيسجمهور مطرح کرد براي گشودگي کشور کارآمد باشد و لازمه اش اين است که با همدلي سه قوه و کارگروه مشترکي، فورا به اين مسالهها ورود کنند. اينکه مجلس مسير خودش را برود و ادعا کند که مشکلات را خودش به تنهايي حل ميکند و دولت و قوه قضائيه هر کدام مسير خودشان را بروند، مشکلي از مشکلات کشور دقيق حل نميشود. امروز اصلا زمان اينکه «من را ببينيد که کار ميکنم و ديگري کار نميکند.» نيست. زمان اينگونه صحبتها گذشته است.
با توجه به در پيشبودن انتخابات 1400 چگونه ميتوان مردم را نسبت به حضور گسترده ترغيب نمود؟
مردم الان با سختيهاي بسياري مواجه هستند. بنابراين، هر سه قوه به جاي اينکه خودشان را مطرح کنند، بايد تلاش کنند کار را پيش ببرند و اقدامي کنند که در عمل ديده شود. ديده شود که معيشت مردم بهتر و مشکل بيکاري حل شده و کيفيت توليد بالا رفته است. اختلاس و اين قبيل موارد کمتر شده باشد. اينها اگر براي ديده شدن ملاک قرار گيرد، بسيار بهتر از اين است که تلاش کنيم صرفا قوهتحت مديريت خودمان ديده شود. من فکر ميکنم که سه قوه بايد با کمک اقتصاددانان، جامعهشناسان و ديگر متخصصان و سياستورزان، در يک سال باقي مانده دولت، فکري به حال معيشت مردم کنند. به هر حال نزديک انتخابات است و سياست کشور ما براي اخذ راي نيازمند ايجاد اميد به آينده در افراد است. اين اميد نسبت به آينده با حرف و شعار و حرکات صرفا نمايشي حل نميشود و بايد امکانات را کنار هم قرار داد تا با کمک آنها کاري را از پيش ببريم.