نشست اخير کارشناسي برجام در ارتباط با پرونده هستهاي ايران يک نشست روتين و تعيينشده بر اساس آنچه در توافقنامه برجام پيشبينيشده انجام يافته است. هرچند بهواسطه کرونا اين مساله و برگزاري اين جلسه با تاخير انجام شد ولي با تاخير، انجام آن در اين ابعاد مورد توجه رسانههاي گروهي جهان قرار گرفته است؛ ابعادي که بايد آنها را جداي از برگزاري روتين اين جلسه مورد توجه قرار داد. اين ابعاد عبارتند از: نخست اينکه جهان در حال گذر از منطق کنوني نظام بينالملل است و نيروهاي فعال در شکلدهي به نظم آينده جهاني عبارتند از اتحاديه اروپا، چين و ايالاتمتحده آمريکا و بالطبع هر 3 لايه قدرت داراي يک جايگاه تعريفشده عيني و انعکاسي هستند. زماني که 1+5 شکل گرفت نيروهاي قدرتمند جهان در آن در سطح بالا شرکت داشتند. اما اکنون آمريکا با خروج از برجام نه حضور عيني بلکه نوعي حضور انعکاسي دارد و بالتبع سعي ميکند در جهت استفاده از ايجاد فضاي فشار بر ايران و دو نيروي رقيب از آن بهرهبرداري کند. دوم آنکه به هر تقدير برجام توافقنامهاي بوده که در ايران و آمريکا به تعهدنامه تبديل نشده است. ايران بعد از پذيرش برجام و پس از آن در دوران اوباما تفسير بسيار محدودي از برجام صورت پذيرفت که در نهايت در دوران ترامپ منجر به خارج شدن آمريکا از برجام شد. يعني ايران و آمريکا اين توافقنامه را به قطعنامه 2231 ملزم کردند. سوم آنکه آمريکا در بافت نظام بينالملل هماکنون در رقابت با اتحاديه اروپا و چين و روسيه بهسر ميبرد. ترامپ نيز با ادبياتي بالادستي اعلام کرده که بههيچوجه حاضر نيست بهعنوان پليس بينالمللي هزينههاي امنيت اتحاديه اروپا و همپيمانان غربي خود را بپردازد که اين ناشي از تغيير استراتژي آن در اين قرن است که در نظريه هارتلند- ريملند بزرگ آن را کاملا باز شکافتم. فلذا آمريکا در اين سطوح مسائل را مورد توجه قرار ميدهد و اينگونه ميبيند که اتحاديه اروپا به عنوان رقيب آمريکا قرار دارد ولي درعينحال به واسطه ارتباط کلاسيک و سنتي ميان اتحاديه اروپا و کشورهاي اروپايي با آمريکا در جنگ سرد اتحاد غربي را بهوجود ميآورد. لذا اين شکاف بيش از هرجا به دليل جايگاه اتحاديه اروپا در برجام بهعنوان يک ميراث ديپلماتيک اين تعارض را تشديد ميکند. از يکسو رقابت پنهاني براي شکلدهي به نظم آينده جهاني بين واشنگتن و اتحاديه اروپا و از طرف ديگر خود برجام و مقتضياتي که ناشي از اين توافق و جايگاه اتحاديه اروپا در شکلگيري برجام است وجود دارد. بالتبع طرفهاي مقابل شرقي در رقابت شديد و تزاحم منافع و اهداف در شکلدهي به نظم آينده جهاني با آمريکا هستند. اين نيز لايه ديگري از لايهها يا سطوح اين معنا را برميتاباند و بايد گفت روسها و مهمتر از آن چينيها با آنچه آمريکا انجام ميدهد موافق نيستند و همگي آنها يعني چين، روسيه، کشورهاي اروپايي و اتحاديه بر اين نکته پاي ميفشارند که آمريکا از برجام خارج شده که اين امري پسنديده و درست است. اما در عمل برجام يک توافقنامه است و آمريکا ميگويد که بهعنوان يکي از اعضاي سازمان ملل و عضو دارنده حق وتو در شوراي امنيت بر اساس قطعنامه 2231 وارد عمل ميشود. بدين ترتيب قطعنامهاي که قرار بود امنيت برجام را بيشتر فراهم کند امروز زمينهساز بهرهبرداري آمريکا شده است.