پيام تسليت مقامات و چهرهههاي سياسي
روحا... حسينيان درگذشت
آرمان ملي- حجت الاسلام و المسلمين روحا... حسينيان رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي و نماينده دورههاي هشتم و نهم مجلس در سن 65 سالگي درگذشت. البته هنوز علت درگذشت وي مشخص نيست و رسانهها علتي بر گذشت وي بيان نکردند. با اين حال پس از درگذشت وي مقامات، شخصيتها و چهرههاي سياسي در پيام جداگانهاي درگذشت حجتالاسلام و المسلمين حسينيان را تسليت گفتند. خانوادهاش هنوز حاضر به اعلام علت دقيق فوت وي نشدهاند اما برخي از رسانههاي نزديک به حوزه علميه و صداوسيما علت آن را ابتلا به ويروس کرونا اعلام کردهاند. نوجوانياش در مدرسه «حقاني» قم گذشت، جوانياش را با کار در دستگاه قضائي مشهد آغاز و با ارتقاي رتبه مدتي را در سيستان و بلوچستان فعاليت کرد؛ کمي بعد در تهران به «دادگاه انقلاب» راه يافت و هنوز چهلسالش نشده بود که توانست قائممقام دادستاني در وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي باشد، اما آنچه نام و نشانش را بيش از همه اينها به چشموگوش جامعه رسانده، حضورش در برنامهاي تلويزيوني با نام «چراغ» در نيمه دوم سال 1377 است.
او جانشين نماينده دادگاه انقلاب در اين وزارتخانه بود و همزمان در کنار کار قضاوت به عنوان عضو هيات منصفه در بسياري از دادگاههاي وقت حاضر ميشد. مسئوليتي که در طول دهه هفتاد هم ادامه يافت و عضويت وي در دادگاههاي غلامحسين کرباسچي و عبدا... نوري را به کارنامهاش افزود. با آغاز دوره موسوم به اصلاحات و در پاييز سال 1377 پروندهاي با عنوان «قتلهاي زنجيرهاي» در فضاي سياسي و رسانهاي کشور مطرح شد که پس از انتشار بيانيه وزارت اطلاعات در اين زمينه و آغاز رسيدگي به آن، روحا... حسينيان در برنامهاي تلويزيوني با نام «چراغ» حاضر شد و از احتمال وقوع اين قتلها توسط هواداران جريان اصلاحات سخن گفت. او اين نظريه را مطرح کرد که انجام اين قتلها براي قبضه وزارت اطلاعات توسط دومخرداديها صورت گرفته است. به دنبال اين سخنان و انعکاس آن در نشريات آن زمان، توجه رسانهها به حسينيان جلب شد و او نيز با اظهارنظرهاي گاهبهگاهش درباره اين پرونده و شخص «سعيد امامي» از متهمان اصلي آن، توجه را تشديد کرد. فعاليتهاي ديگر او همچون رياست بر مرکز اسناد انقلاب اسلامي از سال 1374 و انتشار مجموعهاي از خاطرات، اسناد و کتابهاي تاليفي در زمينه انقلاب و نيز سابقه دو دوره نمايندگي وي در مجالس نهم و دهم، همواره زير سايه سخنان معمولا خاص و ديدگاههاي عمدتا شاذش قرار گرفت و کمتر کسي به اين ابعاد کار او، به ويژه تلاشهايش در مرکز اسناد براي ثبت خاطرات جمع کثيري از انقلابيون توجه کرد.
با پايان دوران هشتساله دولت اصلاحات و روي کار آمدن محمود احمدينژاد، حسينيان از مدافعان و حاميان سرسخت او بود و از ديپلماسي دولت «مهر» و سياستهاي داخلي و مواضعش نسبت به جريان مخالف خود بسيار تمجيد ميکرد. کار تا جايي پيش رفت که در اواخر دولت دوم احمدينژاد و به دنبال بروز اختلافاتي ميان او و حيدر مصلحي وزير وقت اطلاعات برخي سخن از تمايل رئيس دولت به انتخاب حسينيان به عنوان وزير اطلاعات به ميان آوردند. ادعايي که البته همان زمان از سوي شخص حسينيان تکذيب شد و طرح چنين ادعايي را «فتنه افراد فتنهگر» دانست.
او البته حمايتش از احمدينژاد را تا سالهاي پاياني دولت وي ادامه داد و حتي در اظهارنظري تصريح کرد که «من نه به عنوان يک عضو جبهه پايداري بلکه به عنوان شخص خودم ميگويم که اگر احمدينژاد بخواهد به قدرت بازگردد، بازهم از او حمايت ميکنم.» موضعي که ظاهرا دوام چنداني نداشت چراکه در فروردين ماه 92 در واکنشش به اخباري مبني بر حمايت او از اسفنديار رحـــــيم مشايي براي انتخابات دوره يازدهم رياستجمهوري، تاکيد کرد: «مشايي کيســـت کــــه من از او دفاع کنم؟ دولت احمدينژاد چيزي باقي نگذاشته که بخواهم از آن دفاع کنم.»