اينکه دولتها حق دارند براي تامين هزينههاي کشور از مردم ماليات بگيرند، قابل بحث نيست، ولي نوع گرفتن ماليات در کشورهاي مختلف و در مکاتب مختلف با يکديگر تفاوت دارد. در برخي از کشورها ماليات را از درآمد حاصله ميگيرند و در برخي از کشورها ماليات را از خريدار و برخي از فروشنده. در تعدادي ديگر از کشورها هم ماليات را از ثروت افزوده ميگيرند. در فقه مترقي شيعه وجوهات را به همين طريق دريافت ميکنند، يعني از کسي که براي مثال امسال 100 تومان ثروت کسب کرده و در طول سال بعد 200 تومان ديگر هم درآمد به دست آورده، ولي در آخر سال ميزان ثروت همان 100 تومان يا کمتر و همه درآمد خرج شده است، مالياتي اخذ نميشود. ولي شخصي که 100 تومان ثروت داشته و فرض بگيريم فقط 20 تومان درآمد حاصل کرده و 10 تومان آن را هم هزينه کرده است، از آنجاييکه در پايان سال 10 تومان به ثروت او اضافه شده، بايد مقداري از آن ثروت اضافهشده را ماليات بدهد و به اعتقاد من اين نوع مالياتستاني بهترين و عادلانهترين نوع اخذ ماليات است. بدترين نوع اخذ ماليات نيز بهگونهاي است که در نهايت منجر به کاهش اعتماد مردم به دولت شود؛ مثل گرفتن ماليات پنهان و غيرشفاف که نتيجه آن ايجاد تورم، خلق پول و چاپ اسکناس بهوسيله دولتهاست. اخيرا هم قرار است از کساني که قبلا از بانک سکه طلا خريداري کردهاند، ماليات مطالبه شود. از آنجاييکه از قبل مقدار و فرمول آن اعلام نشده، به اعتقاد من بيش از آنکه از نظر درآمدزايي به نفع دولت باشد باعث خدشهدار شدن اعتماد عمومي به دولت ميشود. يعني بهتر بود دولت در همان زمان که قيمت را براي فروش سکه اعلام ميکرد، مقدار مالياتي را هم که خريداران بايد ميپرداختند و فرمول آن را هم اعلام ميکرد تا مردم بتوانند تصميم بگيرند که آيا وارد خريد بشوند يا نشوند و اگر ميخواهند بخرند چه تعدادي خريداري کنند. الان هم که دولت اعلام کرده ميخواهد ميليونها بشکه نفت خام را به صورت کاغذي به مردم بفروشد، خوب است که به طور شفاف بگويد که مردمي که وارد اين معامله ميشوند آيا از ماليات معافند يا نه؟ و اگر بايد ماليات بدهند چند درصد از سود احتمالي را بايد پرداخت کنند و با چه فرمولي؟ اين شفافيتها خودش باعث جلب اعتماد مردم به دولت ميشود. اين را هم اضافه کنم که ماليات غير از ايجاد درآمد براي دولتها، ميتواند بهمنزله نوعي ترمز و تعديلکننده بازار هم باشد. به عنوان مثال، چند سالي است که سروکله ماليات جديدي به نام ماليات بر ارزش افزوده در اقتصاد ما پيدا شده - که البته از خيلي سال پيشتر اين نوع ماليات در خيلي از کشورهاي پيشرفته از مردم گرفته ميشد - ليکن در هيچ کجاي دنيا تا اين زمان اين نوع ماليات از خريد و فروش ارز گرفته نشده و در واقع صرافان و کار صرافي را مشمول اين نوع ماليات ندانستهاند. دليل واضح آن هم اين است که ماليات بر ارزش افزوده از کالاهايي گرفته ميشود که در داخل همان کشور مصرف شوند و به همين دليل اگر کسي کالاي خريداريشده را بخواهد از کشور خارج کند در فرودگاه وجهي را که بابت ماليات از او گرفته بودند به مودي مسترد ميکند. ولي فعلا ما راجع به اين مطلب بحثي نداريم، ميخواهيم بررسي کنيم که آيا اگر فرضا بنا بر گرفتن اين نوع ماليات از خريداران و فروشندگان ارز و سکه باشد، چه محاسني بر آن مترتب ميشود؟ هر نوع ماليات و از جمله ماليات مورد بحث در مذاق اهل کسب و تجارت مزه خوبي ندارد و تلخ مينمايد، اما اگر به مواهب آن دقت شود و با رعايت شرايطي ميتواند امري مبارک و کاري با آثار نيکو باشد. اگر بخواهيم به اختصار راجع به همين نوع ماليات سخن بگوييم، اگر فرض کنيم (فرض محال محال نيست)، قرار بر اين باشد که همه معاملهگران ارز چه خريدار و فروشنده، چه رسمي و غير رسمي، چه دولتي و بخش خصوصي، همه اينها اين نوع ماليات را بپردازند، يعني ملزم به پرداخت باشند و دولت بتواند از همه، هشت يا 10 درصد ماليات اخذ کند، آنگاه آثار ميمون و مبارک آن آشکار ميشود. البته شرط اصلي اين است که قانون درباره همه يکسان اجرا شود - نه اينکه بانکها چون دولتي هستند يا پولدار هستند - معاف و دلالان چون قابل کنترل نيستند رها شوند و در اين ميان هم هر کس بتواند راهي براي گريز پيدا کند، ماليات را پرداخت نکند. البته فرض ما بر اين است که براي مثال 10 درصد را همه خريداران و فروشندگان ارز در موقع خريد و هم در موقع فروش بپردازند. اين نوع مالياتستاني باعث حذف کليه بورسبازان از بازار ارز شده و باعث ميشود فقط کساني وارد بازار خريد و فروش سکه و ارز شوند که نيازشان واقعي باشد و البته ديگر براي کسي صرف نميکند که حتي براي حفظ ارزش پول دست به خريداري و نگهداري سکه و ارز بزنند. مساله ديگر اينکه وقتي براي مسافران و راهيان سفرهاي غيرضروري هزينهاي 10 درصدي اضافه شود مسلما از تعداد آنها کاسته ميشود و در حالي که فعلا سالانه 20 ميليارد دلار ارز کشور فقط صرف توريستهايي ميشود که جهانگردي را ارزانتر و راحتتر از ايرانگردي ميبينند، ممکن است بعد از وضع اينگونه مالياتها اين رقم به يکچهارم و يا يکپنجم کاهش يابد. حالا از بحث ايجاد درآمد هنگفت اين طرح براي دولت ميگذريم که با اين درآمد چه خدماتي ميتواند براي ايرانگردي ايجاد کند و باز يادآوري ميکنم شرط اصلي براي مفيد بودن اين طرح اين است که براي همگان بدون استثنا و تبعيض اجرا شود.