بستن

گفتمان چپ

گفتمان چپ
محمدصادق رئیسی منتقد و مترجم

شناخت مارکس يا به مفهومي دقيق‌تر آگاهي از تفکر سوسياليستي و مارکسيستي در ايران، از آغاز با دشواري‌ها و البته کج‌فهمي‌هايي همراه بوده. دلايل اين بدفهمي‌ها، بي‌ترديد نخست متوجه روشنفکران ايراني است، که پيش از آنکه خود را به هزار هنر بيارايند، به آرايش ديگران همت گماشتند. عقب‌ماندگي اجتماعيِ تاريخ ايران اگرچه مسبب اصلي تمامي کج‌فهمي‌ها در روند نوزايي فرهنگي بوده، نبايد از اين مساله هم غافل شد که نقش روشنگري را نيز سراسر در واماندگي اين شناخت، ـ و البته شناخت‌هاي ديگر در حوزه‌هاي گوناگون ـ نبايد ناديده گرفت. کتاب «ترجمه‌هاي مانيفست کمونيست به فارسي» تازه‌ترين کتابي است که در ايران منتشر شده و از همان نخستين گام نشان مي‌دهد مولف ـ سيدقاسم ياحسيني ـ با يک دقت‌نظر علمي، دقيق، سخت‌کوشانه و البته عشق‌ورزانه به بررسي وضعيت مانيفست مارکس ـ انگلس در ايران مي‌پردازد.

فارغ از اين تمرکز، کتاب را بايد درحقيقت تاريخ مختصر کمونيست در ايران دانست، و مولف اگرچه در جاي‌جا بسا زيرکانه از ديررسيدن انديشه‌هاي مارکس به ايران سخن مي‌راند، اما روند آن را با ارائه مستندات تاريخي، بجا قلمداد مي‌کند. تدوين کتاب در چهار بخش و يک پيوست فراهم آمده که هريک از بخش‌ها مخاطب با اطلاعات دقيق و تازه‌اي آشنا مي‌شود. نويسنده از آغاز نگاهي مي‌اندازد به ورود تفکر مارکسيستي به ايران و خط سير آن در گذر تاريخ تا به امروز. و از سويي نگاهي دارد به چگونگي تکوين مانيفست و چاپ آن در زبان‌هاي مختلف با ذکر دقيق منابع و تاريخ، و همين‌گونه همجواري تاريخي آن در ايران.

نکته‌اي که در اين بخش اهميت دارد اين است که نويسنده صرفا به بيان سير تاريخي سوسياليسم و مارکسيسم در جهان و از جمله ايران اکتفا نمي‌کند، بلکه به‌گونه‌اي به تفسير، تبيين و گاه نقد آن ديدگاه نيز مي‌پردازد. در همين بخش است که به نخستين آشنايي ايرانيان با مانيفست مي‌پردازد و از «روشنفکران سوسيال دموکرات ارمني» پس از انقلاب مشروطيت گرفته تا روزنامه‌هاي منتشرشده از جمله «توفان» که در تهران منتشر مي‌شد و ساير نشريات فارسي‌زبان در خارج از ايران، مخاطب را به يک سفر زيباي تاريخ اجتماعي ايران و جهان مي‌برد.

هسته مرکزي کتاب که بر ترجمه‌هاي مانيفست کمونيست متمرکز است از ترجمه سيد محمد دهگان تا ترجمه بخشي از مانيفست توسط يک روحاني به نام ميرزا يحيي قزويني در روزنامه «نصيحت»، و ديگر ترجمه‌ها از دکتر اراني، عبدالحسين نوشين، دکتر براهني و ديگران تا به امروز. در گذار همين سير تاريخي است که ما به برداشتي دقيق از گفتمان چپ در ايران مي‌رسيم. و بسا پرسش‌هايي که ما را به دلايل عدم درک تحولات جهاني در کشور مي‌رساند. اين پرسش که چگونه ناآشنايان به پديده مارکسيست، نسخه‌هاي مارکسيستي براي جامعه مي‌پيچيدند، حال آن خود کتابي در اين حوزه نخوانده بودند.

بخش دوم نگاهي مي‌اندازد به زندگي و کارنامه فکري محمد دهگان از تولد تا فعاليت‌هاي اجتماعي و فرهنگي او در ايران. دقت در اين بخش به همان اندازه است که در يک متن علمي. آن گونه که در بخش چهارم، يعني چهار مقاله منسوب به دهگان در بررسي سوسياليسم، اهميت آنکه در روزنامه توفان منتشر شده‌اند. بخش سوم ترجمه مانيفست و بخش چهارم هم مقالات.

اما ويژگي‌اي که کتاب را خاص‌تر جلوه مي‌دهد، پيوست تحت‌عنوان «لادبُن اسفندياري» است؛ لادبن، برادر نيما يوشيج، که عمده تلاش و زندگي خود و سرانجام جان خويش را بر سر آرمان خود سپرد، او از نخستين افرادي است که هم در ميدان علم مارکسيسم و هم در ميدان مبارزه، از سرآمدن عصر خود در عصر خودکامگي بوده و اجبارا از زور فشار حکومت عصر رضاخاني به روسيه گريخت و هرگز ديگر نشاني از او يافت نشد. اين مقاله، بي‌ترديد اثرگذارترين بخش کتاب است که مخاطب را با جنبه تازه و منحصري از يک سوسياليست دوآتشه ايراني در دفاع از ملت آشنا مي‌شود.

«ترجمه‌هاي مانيفست به فارسي...» اگرچه بايد ظاهرا بر ترجمه دهگان متمرکز مي‌شد، اما رسالت قلم نويسنده را بر آن مي‌دارد تا به بررسي دقيق و کامل تقريبا تمام ترجمه‌هاي مانيفست در ايران تا دهه نود مي‌پردازد. از اين بابت، با اثري روبه‌روييم که سرشار است از اطلاعات مربوط به رشد تفکر سوسياليستي در ايران و اهميت و ضرورت آن در فاصله انقلاب مشروطيت تا پس از جنگ جهاني اول و رويکرد ايرانيان با اين تفکر تا حدودي جهان‌شمول.

نام کتاب: ترجمه‌هاي مانيفست کمونيست به فارسي

نويسنده: سيدقاسم ياحسيني

ناشر: پيام امروز

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی