آرمان ملي - اميد کاجيان: عاديسازي روابط رژيمصهيونيستي و امارات با سرعت قابلتوجهي در حال تداوم است. رئيس موساد به ابوظبي ميآيد، مقامات دو طرف با هم خوشوبش ميکنند و از تداوم رابطهشان در آينده سخن به ميان ميآورند. ارتباط رژيمصهيونيستي و امارات با ميانجيگري آمريکا اما از ديد بسياري تحولي عميق در دنياي امروز به شمار ميآيد و تغييري ژئوپليتيک؛ چرا که حالا هستند کشورهاي عربي ديگري که براي خوشايند آمريکا ميخواهند تجربه امارات را تکرار کنند و ممکن است در آيندهاي نهچندان دور به دوستي با رژيم صهيونيستي بپيوندند. دراين ميان از کشورهاي مختلفي هم به عنوان گزينههاي آتي ياد ميکنند. بحرين، عمان، سودان و... . اما طبيعتا اين اتفاق براي ايران ناخوشايند است. واکنش مقامات کشورمان در اين مدت بيانگر همين مطلب است. مثلا حسن روحاني رئيسجمهور ايران ميگويد: مبادا اماراتيها بخواهند پاي رژيمصهيونيستي را به اين منطقه باز کنند؛ آنگاه حساب ديگري باز خواهد شد و برخورد ديگري با آنها ميشود. تا اينجا خطاي بزرگ و عمل خائنانهاي را انجام دادهاند. سرلشکر باقري رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح هم با تاکيد بر اينکه رويکرد ايران در ارتباط با امارات تغيير پيدا خواهد کرد، گفته چنانچه امنيت ملي جمهوري اسلامي دچار خدشه هرچند اندک شود، ما آن را از چشم کشور امارات متحده عربي ميبينيم و تحمل نخواهيم کرد؛ اظهاراتي که باعث واکنش مقامات اماراتي هم شده است، به نحوي که امارات کاردار ايران در ابوظبي را احضار کرد. بعد از اين هم انور قرقاش وزير خارجه امارات اظهار کرده است پيمان صلح امارات و اسرائيل يک تصميم حاکميتي است که به ايران ارتباطي ندارد . ما دخالت در تصميمات خود را نميپذيريم. اما رابطه ما با اسرائيل عليه ايران نيست. اين اتفاقات و روابط شکرآب ايران و امارات اما در حالي است که از سويي در نشست هفتگي شوراي وزيران سعودي به رياست سلمان بن عبدالعزيز، وزيران سعودي از جامعه بينالمللي خواستهاند که تحريمهاي تسليحاتي عليه ايران را تمديد کنند. آنها مدعي شدهاند رفع تحريمهاي تسليحاتي ايران چه متعارف و چه نامتعارف منجر به افزايش ويراني و تخريب ميشود و درگيريها در منطقه را افزايش ميدهد. چند روز پيش از ارائه قطعنامه تمديد تحريمهاي تسليحاتي ايران توسط آمريکا به سازمان ملل هم به نوعي هر شش کشور حاشيه خليجفارس چنين موضوعي را مطرح کرده و در واقع خواستار تصويب اين قطعنامه شده بودند. اين درخواستها را اگر در کنار موضوع احتمال پيوستن ساير کشورهاي عربي به رژيمصهيونيستي بگذاريم، اين مساله مطرح ميشود که ديگر بايد قيد بهبود رابطه با کشورهاي عربي را زد. اما آيا اساسا چنين چيزي درست است؟
درخواستهاي بهبود رابطه و صلح هرمز
ايران تا پيش از ماجراي امارات و رژيمصهيونيستي، بارها و بارها به اشکال مختلف از تلاشش براي ديپلماسي با کشورهاي عربي سخن گفته است. ظريف و حسن روحاني مشخصا از اينکه آماده از سرگيري روابط حسنه ديپلماتيک با عربستان و امارات هستند، خبرمي دادند و از سويي ديگر عربستان و امارات نيز در برخي مواقع پالسهايي براي بهبود رابطه ميفرستادند؛ موضوعي که نشان ميداد دو طرف به اين نتيجه رسيدهاند که تداوم خصومتها در شرايط فعلي امکانپذير نيست. همه اينها در حالي است که چند ماه پيش، حسن روحاني، پيش از سفرش به نيويورک و سخنراني در سازمان ملل، موضوع «طرح ائتلاف اميد، ابتکار صلح هرمز» را مطرح کرده بود. در پايان تابستان سال 98 بود که چنين طرحي از سوي ايران اعلام شد. مشخصا ايران قرار بود يک طرح امنيتي در تنگه هرمز داشته باشد و روي آن نيز براي مدتها مانور زيادي ميداد. يکي از اهداف طرح ائتلاف اميد در تنگه هرمز اين بود تا کاري کند که اتهاماتي که در بحث حمله به آرامکو عليه تهران مطرح شده است، کمرنگ شود و از سويي در برابر ائتلافي که آمريکا در خليجفارس براي امنيت اين منطقه ترتيب داده بود قرار گيرد. عدهاي هم ميگويند اين طرح بيشتر حاوي پيامهايي براي عربستان و امارات و ساير کشورهاي عربي بوده است. اساسا معني طرح ائتلاف اميد اين بود که ايران با عربستان و امارات کار مشترک نظامي انجام دهد. اما چرا هيچ وقت اين طرح عملياتي نشد؟ حالا همه چيز تا جايي تغيير کرده است که ايرانيان از مشکلات امنيتي بعد از توافقنامه امارات با رژيمصهيونيستي سخن ميگويند. با اين اوصاف سرنوشت رابطه ايران با کشورهاي عربي چه خواهد شد؛ آيا واقعا براي هميشه بايد قيد اين رابطه را زد و به سمت بغرنج شدن اوضاع پيش رفت؟ از سويي اين نکته را نبايد از ياد ببريم که ايران با ساير کشورهايي که رابطه خوبي با رژيمصهيونيستي دارند هماکنون روابط ديپلماتيکي معقول و مناسبي دارد، از اين رو چرا بايد امارات يا ساير کشورهاي عربي را در صورت برقراري رابطه با رژيمصهيونيستي جدا از اين قاعده بداند و تصور کند که با اين اتفاق ديگر نميتوان رابطه خوبي با کشورهاي عربي يا امارات و عربستان و... داشت. اساسا در چنين شرايطي ايران بايد به کدام سمت و سو گام بردارد و سياستي که در پيش ميگيرد چه بايد باشد؟
شکست يک طرح
حسن هانيزاده، کارشناس مسائل خاورميانه دراين باره به «آرمان ملي» ميگويد: اگر يک تعريف حقوقي از روابط کشورها داشته باشيم بايد بگوييم امارات سياست خارجي خود را بر اساس منافع ملي خودش تعريف ميکند، اما ارتباط با رژيمصهيونيستي از اين جهت تا اين اندازه براي ايران حساس است که در بدترين زمان صورت گرفته است. چون اولا بنيامين نتانياهو در داخل با يک چالش جدي در اراضي اشغالي روبهرو بود، جايگاه وي در حزب ليکود داشت از بين ميرفت، تظاهرات عليه او و حزبش شکل گرفت، ضمن اينکه دادگاه عالي رژيمصهيونيستي در پي محاکمه او به خاطر فساد مالي است. بنابراين موقعيت نتانياهو در بدترين شرايط بود که اين ارتباط با امارات جايگاه وي را بهبود بخشيد. از طرف ديگر اين موضوع در مورد ترامپ هم صدق ميکند. ترامپ در بدترين موقعيت سياسياش ناگهان با ميانجيگري در اين زمينه يک برگ برنده انتخاباتي پيدا کرد. از سويي ايران ميخواست با شش کشور خليجفارس طرحهاي امنيتي را دنبال کند که مطمئنا چنين رابطهاي ضربه سنگيني به اين طرح ميزند. وي با اشاره به طرح صلح هرمز ميگويد: اگر اين طرح به ثمر ميرسيد، اتفاق بسيار بزرگي رخ ميداد که آمريکا مانع آن شد و اکنون مطمئنا با ارتباط امارات با رژيمصهيونيستي هزينه امنيت خليجفارس افزايش يافته است. او اما در ادامه در مورد اينکه اکنون واکنش ايران بايد به کدام سمتوسو باشد ميگويد به نظر ميرسد ايران نبايد دست به واکنش شتابزده بزند. امارات سياست خارجياي را که براساس منافع خودش است، تامين ميکند. مطمئنا ايران با ساير کشورهايي که با رژيمصهيونيستي رابطه دارند هم روابط خوبي دارد. حتي ما شاهد روابط معقولي از سوي ايران با اردن هستيم. آنچه ايران را حساس کرده حضور رژيمصهيونيستي در خليج فارس است. يعني اگر از سرگيري رابطه کشورها با رژيمصهيونيستي در جايي ديگر رخ داده بود، شاهد اين واکنشها از سوي ايران نبوديم. اما در هرصورت بايد تهران با تامل و دورانديشي نسبت به اين موضوع از خود واکنش نشان دهد. هانيزاده اظهار کرد که ايران نيازمند همکاري با کشورهاي خليج فارس مخصوصا در اين شرايط تحريم است. بايد با شش کشور خليجفارس همکاري داشت، بنابراين به نظر ميآيد بهتر است با پرهيز از حملات رسانهاي عليه امارات و تاملات بيشتر منتظر عبور از اين سه ماه خاکستري تا انتخابات رياستجمهوري آمريکا بود؛ چون قطعا اين انتخابات در شرايط امارات هم ممکن است تاثير بگذارد، چهبسا با رفتن ترامپ، امارات هم قيد رابطه با رژيمصهيونيستي را بزند. از طرفي ايران باز هم ميتواند از طرح صلح هرمز سخن بگويد؛ هرچند پيشتر اين طرح شکست خورده باشد.