بستن

آسیب بزرگ سیاست خارجی، دعواهای جناحی است

آسیب بزرگ سیاست خارجی، دعواهای جناحی است

آرمان ملي - عليرضا پورحسـين: مــقــامات دستگاه ديپلماسي کشور بارها عنوان کرده‌اند که وظيفه ما اين است که از دستاوردهاي نظام در امور بين‌المللي دفاع کنيم. مقوله‌اي که در تمامي دولت‌ها نيز مطرح شده است و به نحوي فراجناحي بودن مسائل سياست خارجي را نشان مي‌دهد. امري که حتي در انتصابات نيز به‌‌خوبي مشخص است و پس از رفتن هر دولت شاهد کمترين تغييرات در وزارت امورخارجه هستيم. در روزهاي اخير و در جريان راي‌گيري شوراي امنيت بازهم نشان داده شد که يک برجام کم‌جان نيز مي‌تواند آمريکا را شکست دهد به اين علت که کشورها احساس مي‌‌کنند آمريکا با از بين بردن برجام و قطعنامه 2231 در برابر جامعه جهاني ايستاده است. اين همان باوري است که برجام در جهان ايجاد کرد و سبب شد تا ايالات‌متحده منزوي شود. آمريکايي‌ها در مسائل مهم بين‌المللي دچار اشتباهات محاسباتي شده‌اند و در گردابي که خود به وجود آورده‌اند خود را گرفتار کرده‌اند و حتي ترامپ پس از خروج از برجام گفته است که من اگر بار ديگر به عنوان رئيس‌جمهوري آمريکا انتخاب شوم ايراني‌ها را پاي ميز مذاکره مي‌آورم. عدم موفقيت آمريکايي‌‌ها در شوراي امنيت در واقع به اين معنا است که مردم ايران ترامپ را شکست دادند؛ شکستي که به‌واسطه برجام و يک تصميم اصولي در عرصه سياست خارجي کشور رقم خورد. تصميماتي که اين روزها با موضع‌گيري‌هاي غيراصولي هر بار بي‌رحمانه مورد حمله قرار مي‌گيرد و هر بار نيز تبعات سنگيني براي کشور به بار مي‌آورد. در راستاي بررسي اين مسائل «آرمان ملي» گفت‌وگويي با جليل رحيمي جهان‌آبادي، عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس يازدهم داشته است که در ادامه مي‌خوانيد.

اظهارنظرهاي غيرمنطقي در رابطه با تصميمات ملي در عرصه سياست خارجي چه اثرات منفي مي‌تواند براي کشور داشته باشد؟

در حوزه روابط بين‌الملل بايد شناخت درستي از اولويت‌ها و منافع ملي داشته باشيم و بر پايه يک اجماع داخلي اهداف و برنامه‌هاي خود را در عرصه بين‌المللي دنبال کنيم. متاسفانه به دليل عدم درک تعاملات بين‌المللي و عدم درک درست منافع ملي و اولويت‌هاي کشور در عرصه سياست خارجي، گاهي اوقات دعواها و بحث‌هاي جناحي در داخل کشور باعث آسيب رساندن به اين منافع مي‌شود. آسيب بزرگ سياست خارجي کشور، دعواهاي جناحي است. در بحث پرونده اتمي ايران، شاهد بوديم يکي از پيچيده‌ترين قراردادهاي خاورميانه و جهان را دستگاه ديپلماسي ايران با هدايت مقام‌ معظم‌رهبري و تلاش ديپلمات‌هاي حرفه‌اي به سرانجام رسانديم. توافقي که پس از روي‌کارآمدن ترامپ به هر شکلي نمي‌توانستند هضم کنند که ايران تا ميزان زيادي در اين قرارداد موفق بوده و آنها به اهداف خود در منطقه و تضعيف ايران و به حاشيه راندن ايران را عملا کسب نکردند. تمامي اين موضع‌گيري‌ها و تحرکات نشان مي‌دهد که برجام يک قرارداد موفق براي ايران بوده است. بنابراين هرگونه اظهارنظر غيرکارشناسي در اين ميان مي‌تواند اثرات مثبت اين قبيل توافقنامه‌ها را کمتر کند و صرفا براي کشور هزينه ايجاد کند.

خـروج ايـالات‌متحده تا چه ميزان به اين دستاورد لطمه وارد کرد و آيا به چالش کشيدن برجام در داخل کشور را مي‌توان اقدامي مثبت ارزيابي کرد؟

اگر آنها از برجام خارج شده‌اند و اين توافق را از بين بردند به آن علت است که مجموعه‌اي از اين اقدامات را نيز در قبال ساير تعهدات خود شخص ترامپ انجام داده است. آمريکا در پيمان نفتا و در توافقاتي که با چين نيز داشت در دوران ترامپ به همين شکل عمل کرد. در روزهاي اخير شاهد بوديم که برجام يک پيروزي بي‌نظير براي دستگاه ديپلماسي کشور در شوراي امنيت به ارمغان آورد. براي اولين بار آمريکا به منزوي‌ترين کشور در تاريخ شوراي امنيت بدل شد و فقط يک کشور بسيار کوچک به نام جمهوري دومينيکن با هزار حيله با آنها همراه شد. در اين ميان حتي دوستان استراتژيک ايالات‌متحده در اروپا نيز با آنها همراه نشدند. اين پيروزي‌هايي که دستگاه ديپلماسي ايران داشته است نبايد تبديل به چالش‌ها و درگيري‌هاي جناحي در داخل کشور بدل شود. بايد در عرصه بين‌المللي به‌خوبي تحليل کنيم و به‌خوبي شرايط را درک کنيم و بر پايه درک صحيح از اتفاقات و توانايي‌هاي خود به موضع‌گيري بپردازيم و از موضع‌گيري‌هاي غيراصولي در خصوص سياست خارجي پرهيز کنيم. متاسفانه بيشتر از آنکه دشمن به ما ضربه بزند در دعواهاي جناحي خودمان به خودمان ضربه وارد مي‌کنيم. ضرباتي که به دنبال آن به منافع ملي و همه تلاش‌هاي دستگاه‌هاي مختلف نيز وارد مي‌شود.

پس از موفقيت در شوراي امنيت، دستگاه ديپلماسي بايد چه مسيري را طي کند تا از اين رفتار منطقي فاصله نگيرد؟

در عرصه سياست خارجي همواره بايد دو اصل را مدنظر قرار دهيم؛ نخست شناخت صحيح از منافع و اولويت‌هاي سياست خارجي بايد شکل گيرد. بايد يک تعريف دقيق از اين مقوله داشته باشيم. بايد منافع ايران در منطقه و جهان و در خصوص ساير تحولات بين‌المللي به صورت دقيق تدوين شود. اگر سياست خارجي ما به صحنه‌اي براي نزاع‌هاي جناحي تبديل شود در عرصه بين‌المللي هيچ کشوري حاضر به تعامل با ما نخواهد شد. هميشه منتظر اين هستند تا از اين شکاف‌ها و اختلاف‌نظرهاي داخلي استفاده کنند و منافع ايران را در عرصه بين‌المللي به چالش بکشند. بنابراين دومين اصلي که عرصه ديپلماسي ما بايد به آن توجه کند مقوله اجماع و وحدت دروني است. بايد پذيرفته شود که اظهارنظرهايي که بازتاب‌هاي بين‌المللي دارند بايد به نحوي با دستگاه ديپلماسي کشور هماهنگ شود. اگر در اين زمينه دچار تشتت شويم و همين مسير را طي کنيم قطعا منافع ملي کشور دچار آسيب مي‌شود. در عرصه سياست خارجي بايد مقدورات خود و محدوديت‌هاي جهاني را به خوبي بشناسيم. اگر از اين دو مقوله به‌خوبي آگاه نباشيم قطعا به خود آسيب خواهيم زد. انقلاب اسلامي نيروهاي ديپلمات بسيار خوبي را در خود پرورش داد تا جايي که دستگاه ديپلماسي کشور امروز به پختگي کامل رسيده است و به عنوان نيروهاي متخصص امروز به درستي عمل مي‌کنند و ما نيز بايد با اجماع از آنها حمايت کنيم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی