به نظر ميرسد اينکه انتخابات به چه سمت و سويي ميرود، مردم هم تا چه ميزان مشارکت ميکنند يا نامزدها به چه صورتي خواهند بود از دو جهت قابل بررسي است. يک دسته از نامزدها افرادي هستند که در گذشته هم نامزد انتخابات شدهاند که افرادي مثل محمدرضا عارف و اسحاق جهانگيري را شامل ميشود که اين افراد در جريان اصلاحطلب بودهاند. آيتا... رئيسي و قاليباف هم نامزدهاي جريان رقيب هستند که در گذشته کانديداي انتخابات شدهاند، دسته ديگر اما افرادي هستند که براي اولينبار ميخواهند در انتخابات شرکت کنند، از هردوي اين دو گروه افراد به دو دسته نامزد حزبي و غيرحزبي تقسيم ميشوند. درون جامعه روشنفکري و تشکيلاتي نامزدهاي حزبي پيگيري بيشتري براي مطالبات مردم دارند و پاسخگو خواهند بود، شوراي نگهبان وضعيت اصلاحطلبان را تا آخرين لحظه مشخص نميکند؛ برهمين اساس هم بسياري افرادي که فکر ميکنند ميتوانند رايآور باشند بايد پاي صندوقهاي راي اعتبار خود را نزد مردم بسنجند؛ البته چيزي که مشخص است و احتمال قوي هم در خصوص آن داده ميشود اين است که قطعا اصلاحطلبان با کانديداي شناسنامهدار به ميدان ميآيند و اين کانديدا هم توسط شوراي نگهبان تاييد خواهد شد. در نهايت بايد همواره به اين موضوع توجه داشت که امروز شرايط کشور به گونهاي است که ايدئولوژيها و نحوه تعامل با جامعه مدني براي شرکت در انتخابات بايد تغيير کند بدان معنا که روشهاي گذشته ديگر پاسخگوي جامعه امروز و مطالبات آنها نيست. اساسا از دورههاي قبل با توجه به تجربههايي که جريان اصلاحات و اصلاحطلبان کسب کردند ميتوان دريافت که بايد در انتخاباتهاي پيش رو با رويکرد و شناسنامه اصيل اصلاحطلبانه وارد شوند، اما براي پيشبيني دقيق بايد صبر کنيم تا دقيقه 90 انتخابات فرا برسد چرا که هم مردم ايران از اين نظر قابل پيشبيني نيستند و هم همانطور که سياسيون و صاحبنظران هم اشاره کرده بودند بايد صبر کنيم تا مشخص شود رويکرد انتخاباتي در سال 1400 به چه شکلي خواهد بود و در رابطه با اصلاحطلبان چه سياستهايي به کار گرفته ميشود اما ميتوان اميدوار بود که قطعا اصلاحطلبان در انتخابات آتي نامزدي شناسنامهدار خواهند داشت. اصلاحطلبان يا هر جريان ديگر از ترس مرگ دست به خودکشي بزنند عقلايي و منطقي نخواهد بود، درواقع رويکرد منفعلانه در شرايط فعلي پاسخگوي جامعه نيست و نتيجهاي بهجز حذف از عرصه سياست ندارد. البته فقط جريان اصلاحات نيست که بايد براي انتخابات و حضور پرشور مردم اقدام کند بلکه مسئولان نيز بايد به اين نتيجه برسند که اصلاحطلبان را در بازيهاي سياسي شرکت دهند و اجازه بدهند که آنها در اين عرصه حضور پيدا کنند تا حداقل دستاورد انتخابات 1400 حفظ همين ميزان مشارکت باشد و ديگر از 40 درصد آمار اخير پايينتر نيايد. در غير اينصورت کاهش مشارکت بيش از اين با شعارهاي جمهوري اسلامي در يک راستا و هماهنگي نخواهد بود.