رایگیری در شورای امنیت برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران نتیجه جالبی به بار آورد که تفسیر آن به لحاظ علم سیاست و روابط بینالملل نتایج قابلتاملی را نشان میدهد.
در وهله نخست آنچه به چشم میآید، یازده رای ممتنع است که معنای آن این است که یازده کشور اعلام کردهاند که در بازی سیاسی میان ایران و آمریکا دخالتی نخواهند کرد.
معنای دیگر یازده رای ممتنع این است که ایران و آمریکا باید خودشان مشکلات خود را حل و فصل کنند و از کشاندن دیگران به میدان منازعه شخصی اجتناب کنند.
با این حال از منظر علم سیاست بینالملل، بحث منفعتگرایی دولتها و واگرایی آنها در قبال مسائل بینالمللی نیز مطرح است. طبق قاعده روابط بینالملل، دولتها یا خطری را ذاتا احساس میکنند یا این خطر از نظر آنها منتفی است. در ماجرای رایگیری اخیر با موضوع ایران، روسیه و چین خطری را احساس نکردند و آمریکا و دومینیکن احساس خطر کردهاند اما یازده عضو دیگر شورای امنیت ابراز بیتفاوتی کردهاند یا معتقدند در تشخیص فوریت خطر دچار سردرگمی هستند. وجه دیگر این ماجرا میتواند ناشی از قاعدهگرایی جامعه جهانی باشد؛ به این معنی که ۱۱+۲ ممتنع و مخالف آمریکا، عرفا نمیتوانند برخلاف قاعده و قانون عمل کنند چون قطعنامه بر صراحت پایان تحریم در موعد مقرر تاکید دارد.
بههرحال واکاوی ۱۱ ممتنع بیانگر این است که دولتهای ممتنع نه با این طرف هستند و نه با آن طرف، بلکه این غائله برای آنها نفع و زیان خاصی ندارد. این اتفاق میتواند به تشدید یکجانبهگرایی بیشتر آمریکا منجر شود، ضمن آنکه یازده کشور ممتنع، به این خاطر رای مخالف ندادند که خود را از همراهی آمریکا خیلی دور نگاه ندارند که البته در این مورد نیز منافع ملی کشورهای رایدهنده در نظر گرفته شده و نه عقلانیت جمعی جامعه جهانی در قبال یک موضوع. بنابراین به نظر میرسد هم کشورهای رایدهنده با بیتفاوتی خود در مسیر یکجانبهگرایی هستند و هم دولت هژمون به سمت یکجانبهگرایی با اتکاء به قدرت خود حرکت خواهد کرد.