موفقیت نویل شوت از سه سال پیش از مرگش آغاز شد. او تا پیش از این، تقریبا از 1926، هر سال یک رمان منتشر میکرد (بهجز در یک وقفه ششساله که مشغول کار شرکت هواپیماییاش بود). موفقیت شوت با رمان «در ساحل» (1957) شروع شد و پس از مرگش در 1960 به اوج خود رسید. پس از این بود که رمانهای موفق او از جمله «در ساحل» و بسیاری دیگر، همچنین «شهری چون آلیس» به سینما و تلویزیون راه یافت، حتی در سال 1997 نسخه شش قسمتی این رمان با صداپیشگی جیسون کانری، بکی هیندلی، برنارد هپتون و ویرجینیا مکنا که در نسخه سینمایی سال 1956 نقش شخصیت اصلی داستان، جین پاجت را ایفا میکرد، از شبکه رادیویی بیبیسی پخش شد. این رمان صوتی با نویسندگی مایا اوشی، تهیهکنندگی تریسی نیل و دیوید بلونت و کارگردانی دیوید بلونت به نسخه رادیویی مبدل شد. این اثر رادیویی در سال 1998 جایزه سونی را دریافت کرد. رمانهای دیگر شوت از جمله «در ساحل» و «معتمدی در اتاق ابزار» نیز در سالهای بعد به فهرست بهترین رمانهای قرن بیستم راه یافت. بااینحال شاید بتوان گفت مشهورترین اثر شوت، «شهری چون آلیس» باشد.
به تعبیر روزنامه نیویورکتایمز، نویل شوت داستانگویی فطری است، که میتواند داستانهایی جذاب و سرگرمکننده همچون «شهری چون آلیس» را خلق کند. مجله هارپر، «شهری چون آلیس» را کتابی تاثربرانگیز و هیجانانگیز با پایانی رضایتبخش در ژانر عاشقانه-جنگی برمیشمرد و روزنامه گاردین نیز پایانبندی «شهری چون آلیس» را درخشان توصیف میکند و مینویسد احتمال این وجود دارد که خواندن صفحه آخر «شهری چون آلیس» بیش از خواندن هر رمان انگلیسیزبان دیگری موجب گریه شما شود.
«شهری چون آلیس» داستان شگفتانگیز زندگی زنی عادی در مواجهه با سختیهای زندگی است. جین پاجت بریتانیایی در 27 سالگی پی میبرد که مقداری دارایی از یکی از خویشاوندان دورش به او به ارث رسیده است. خویشاوند وی بنا بر طرز فکر قدیمی خود مبنی بر اینکه زنان قابلیت رسیدگی به مایملک و داراییهای خود را ندارند، در وصیتنامهاش قید کرده بود که جین تا پایان 35 سالگی اجازه دسترسی کامل به داراییهایش را نخواهد داشت و وکیل وی نوئل استرون موظف بود تا بر اجرای این شرط نظارت کند. اما زمانی که جین تجربیات خود در طول جنگ جهانی دوم را برای استرون تعریف میکند، او پی میبرد که جین مانند اکثر زنان فردی دمدمیمزاج نیست.
جین پیش از وقوع جنگ در یک شرکت بریتانیایی واقع در کوالالامپور مشغول به کار بود و تصمیم میگیرد تا در طول جنگ نیز آنجا بماند. با یورش ناگهانی نیروهای ژاپنی به مالزی، جین و سی زن سفیدپوست دیگر به اسارت آنها درمیآیند و شوهرانشان نیز به سنگاپور یا اردوگاه اسرا منتقل میشوند. زمانی که نیروهای ژاپنی پی میبرند که نمیتوانند در اردوگاهها از زنان و کودکان نگهداری کنند، تصمیم میگیرند که آنها را مجبور کنند تا با پای پیاده و بدون کورسویی امید از شهری به شهر دیگر بروند.
بخش دوم رمان به تلاش جین برای ادامه زندگی پس از بازگشت به کشورش میپردازد. او پس از دریافت ارثیه به همان روستا در مالزی بازمیگردد و چاهی میسازد تا زنان روستا مجبور نشوند برای آوردن آب مسافتهای طولانی را طی کنند. او در طی صحبتهایش با حفاران متوجه میشود که جو هارمن هنوز زنده است و برای یافتن او به استرالیا سفر میکند. او در مدتی که در شهر کوچک و دورافتاده ویلزتاون منتظر جو بود، شروع به فکرکردن درباره برنامههای تجاری سودمند برای شهر کرد، تا دختران شهر در همانجا شاغل شوند و از این طریق باعث جذب مردها و بهبود وضعیت اقتصادی ویلزتاون شوند. دست تقدیر چندین دفعه این زوج را از یکدیگر دور میکند اما سرانجام لحظه شیرین وصال فرامیرسد...
«شهر چون آلیس» کتابی فوقالعاده است و هنگام خواندن آن احساس میکنید که دو کتاب مختلف را میخوانید. شاید انتظار داشته باشید این کتاب نیز همانند بسیاری از کتابهای عاشقانه- جنگی معمولی باشد، اما به هیچ وجه اینگونه نیست. جین پاجت شخصیت عالی و بدون نقص رمان که اغلب باعث میشود فکر کنید او یکی از شخصیتهای رمان «جین ایر» است، شخصیتی است تنها و ساده که در راه خودش گام برمیدارد. بهترین نکته درباره این کتاب بیان درک و احترامی است که جین مکفادن، و نویل شوت به عنوان یک نویسنده، برای رسوم و اختلافات فرهنگی قائل میشوند. میتوان گفت احترام جین به سربازان ژاپنی و مردم قبیلهنشین مالزی، نقش عمدهای را در زندهماندن زنان ایفا کرد. همچنین این نکته نیز جالب توجه است که جین و جو پس از تمام سختیهایی که برای پیداکردن یکدیگر تحمل میکنند و زمانی که از دست میدهند، درنهایت به انتخاب خودشان با یکدیگر ازدواج میکنند... .