طي چند روز گذشته، اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان در اين خصوص که هر کس در انتخاباتهاي پيشين ردصلاحيتشده براي انتخابات 1400 ثبت نام نکند بازتابهاي بسياري داشته است. به نظر ميرسد منظور اين سخن آقاي عباسعلي کدخدايي از اظهار چنين سخناني خطاب به برخي که قبلا کانديدا شده و ردصلاحيت شدهاند، اين بوده که خودتان را به دردسر نيندازيد که دوباره مراحل ثبت نام را طي کنيد و ما را هم به دردسر نيندازيد که دوباره شما را رد صلاحيت کنيم. خودتان از قبل بدانيد که ردصلاحيت ميشويد. از طرفي؛ شوراي نگهبان، شوراي نگهبان قانون اساسي است و هر صحبتي هم که دارد بايد مستند به قانون اساسي باشد. کساني نميتوانند در انتخاباتها چه انتخابات مجلس و چه رياستجمهوري که در پيش داريم، کانديدا شوند و شرکت کنند که محروميت اجتماعي داشته باشند. نهاد نظارتي هم در اين ساليان طولاني نشان داده است که چنين نيست. چنانکه بعضي را تاييد صلاحيت و سپس ردصلاحيت کرده است و همچنين کساني را ردصلاحيت و بعدا تاييد صلاحيت کرده است. اين عبارت نه در حوزه حقوق و نه در قانون اساسي کشورمان ذکر نشده است. اگر آقاي کدخدايي ميخواهد رويه و نظر شوراينگهبان را مطرح کند، بايد همان رويه حاکم را بگويد و مطرح کند. اگر ميخواهند خارج از قانون قاعده مطلبي بگوييد که ديگر بحثش جداست. ممکن است شوراي نگهبان کسي را تاييد صلاحيت کند و بنا به دلايلي مشکلي پيش آيد و شخص موردنظر را رد صلاحيت کند. يا کسي را رد صلاحيت کند و بعد نظرشان عوض شده و تاييد صلاحيتش کنند. بنابراين، پس چرا بايد بگويد که اگر ما سالهاي گذشته شخصي را ردصلاحيت کرديم، اين بار هم همان اقدام گذشته را انجام ميدهيم؟ کاش افراد مسئول در جايگاه حقيقي را در نظر بگيرند. البته وظيفه شوراي نگهبان، نظارت بر انتخابات است. موضوع ردصلاحيتها از گذشته تاکنون وجود داشته و امر تازهاي نيست. اگر به تاريخ رجوع کنيد، بهکرات اين اتفاق افتاده است که شخصي را هياتهاي اجرائي رد و هياتهاي نظارت تاييد کردند و سپس به هيات مرکزي شوراي نگهبان شکايت کردند و اعتراض زدند و آنها هم اين اعتراض را بررسي کردند.