علم نانو در کشور ما علم جديدي نيست، اصلا ما پايهگذار نانو در جهان بودهايم و وقتي خارجيها اصلا نميدانستند نانو را با چه نوني مينويسند، ما نانو داشتيم!
ممکن است بگوييد ما نانو نداشتيم (که اشتباه ميکنيد)، اما غافل هستيد که ما هر روز در زندگي روزمرهمان از نانو استفاده ميکنيم؛ مثلا خيلي از ما هر روز صبح نان و پنير ميخوريم، پولدارترها نان و پنير و گردو ميخورند، اگر سبزي سالم پيدا شود، نان و پنير و سبزي ميخوريم. اصلا وقتي شام هيچي براي خوردن نداشته باشيم؛ نان و ماست ميخوريم و حتي وقتي بيکار هستيم و با کسي کاري نداريم ميگوييم: من يهگوشه نشستم نان و ماستمرو ميخورم، با تو چه کار دارم؟!
حالا علم نانو خيلي پيشرفت کرده اما آن چيزي که براي ديگران رويا و آرزو است، براي ما خاطره است. براي همين است که الان وقتي سوار اتوبوس ميشويد، اگر در کلانشهر هستيد سوار مترو يا اتوبوس بيآرتي ميشويد يا وقتي توي پيادهرو قدم ميزنيد، افرادي جلوي شما ميآيند و ميگويند: جوراب نانو بدم خدمتتون؟!
يعني نانو رسما با زندگي ما عجين شده است، منتهي و متاسفانه توي سطح جوراب و زيرپيراهني باقي ماندهايم.
در حاليکه علم نانو در کشور ما خيلي پيشرفت کرده و خوشبختانه در حاليکه خيلي از کشورهاي دنيا اصلا نميدانند نانو چيست، ما ميدانيم که نانو چيست، اما بايد دقيقا به مردم توضيح دهيم که نانو فراتر از جوراب و اينهاست و پيشرفت کشورمان در اين زمينه علمي، چه کمکي به ما و زندگيمان خواهد کرد.
اگر همان کاري که براي نانو انجام دادهايم را براي واکسن هم انجام دهيم، شک نکنيد که واکسن کرونا عين ريگ ميريزد کف خيابان!