زندهياد صمد بهرنگي در «اولدوز و عروسک سخنگو» آنجا که کرم شبتاب ميگويد برخي حيوانات مسخرهاش ميکنند که تو بيهوده ميکوشي با نور ناچيزت جنگل تاريک را روشن کني، خرگوش به او ميگويد «هر نوري هرچقدر هم ناچيز، باز روشنايي است.» اين مثال خوبي است از طرحهاي تخفيفي فصلي که وزارت فرهنگ هر فصل برگزار ميکند، آنهم در اين وضعيت بغرنج کتاب و نشر که با کرونا بدتر هم شده است.
طرح تابستانه کتاب در روزهايي که همهجا سخن از کرونا است، شايد کمي مرهم بگذارد بر اين زخم ساليان کتابفروشيها. اين طرح که با شعار «کتاب بخوانيم، ايمن بمانيم» از 18مرداد آغاز و تا 30 مرداد ادامه خواهد داشت، سقف مجاز خريد براي هر خريدار 150 هزار تومان تعيين شده است.
پوستر «طرح تابستانه کتاب» متناسب با شعار (کتاب بخوانيم، ايمن بمانيم) طراحي شده است. در اين پوستر استفاده از کتاب و ماسک در کنار هم، با شعار آن تناسب دارد و به ما ميگويد که با خريد کتاب، ميتوانيم در سفرهاي هيجانانگيز کتابها به اقصينقاط دنيا همراه شويم: با «مادام بووآري» سفري عاشقانه به قرن نوزدهم فرانسه بکنيم... با «خداي چيزهاي کوچک» سفري به دهه شصت کشور هفتادودو ملت يعني هندوستان داشته باشيم... با «بهار زندگي دوشيزه جين برودي» سفري به کودکيها و روزهاي بلوغ شش دختر مدرسهاي در دهه سي اسکاتلند بکنيم... با «هوانورد» سفري اکتشافي به روسيه استالينيستي داشته باشيم... هر سفر، فرصتي است براي مکاشفه انسان و هستي و خويشتن خويش.
761 کتابفروشي از 31 استان کشور در طرح «تابستانه کتاب» مشارکت کردهاند که با يارانه20 درصدي کتابهاي عمومي، کودک و نوجوان و دانشگاهي را به مخاطبان ارائه ميکنند. در اين طرح، استان تهران با 115 کتابفروشي، اصفهان با 85 کتابفروشي و خراسان رضوي با 81 کتابفروشي بيشترين مشارکت را از آن خود کردهاند.
در ايران بر اساس آمار، روزانه بين 300 تا 500 عنوان کتاب منتشر ميشود که اين فرآيند محصول فعاليت بيش از سيزده هزار ناشر در کل کشور است. اما اين همه کتاب و ناشر با تيراژ 300 تا500 نسخه که تيراژ اکثر کتابهاي يکي دو سال اخير است، حال و روز کتاب را نگرانتر و بدتر از سالهاي پيش کرده است. و اين خود بر نگرانيها افزوده است، به ويژه در اين روزهاي شوم کرونايي.
بااينحال گاهگداري خبرهاي خوبي هم ميرسد: در راسته خيابان انقلاب که قلب تپنده فرهنگ ايران است کتابفروشي ديدآور در اين روزهايي که طرح تابستانه شروع شده، کارش را پس از تعطيلي کتابفروشي طهوري که نيم قرن در اين خيابان نفس ميکشيد، آغاز کرد. پارسال در همين ماه، کتابفروشي اسم نيز در خيابان انقلاب افتتاح شد تا همچنان خيابان کتاب ايران (خيابان انقلاب) با کتاب و کلمه بتپد.
خيابان انقلاب (شاهرضاي سابق) در زمان پهلوي اول ساخته شد و تاريخ خيابانکشي آن نيز همزمان با شکلگيري دانشگاه تهران، 1313 بود؛ اين خيابان در دوره احمدشاه قاجار، تنها بهصورت چند خيابان خاکي بود و اکنون بعد از هشتدهه که از عمرش ميگذرد، هنوز هم براي هر ايراني پر است از نوستالژي و تاريخ و خاطره؛ هريک از ما روزيروزگاري گذارمان به اين خيابان افتاده و تمام آن را قدم زدهايم، مقابل ويترين کتابفروشيهايش ساعتها ايستادهايم و نگاه کردهايم به کتابها؛ هرکداممان با کتابهايي که خريدهايم خاطرهها داريم و زندگيها کردهايم و همچنان هم. هرچند اينروزها وقتي با اين پير هشتادساله همصحبت ميشويم، از نگاه غمانگيزش ميبينيم که اصليترين مولفه حياتش که کتاب است، کمجان شده است؛ و به ياد ميآوريم خياباني را که از وقتي کلنگ احداث دانشگاه تهران در آن زده شد حياتش به کتاب و کتابخوانان بود تا روزهايي که راهپيمايان با کتابهاي در سرشان، شعار «استقلال، آزادي» را سرميدادند...
شايد روزهاي خوب خيابان کتاب ايران نيز دوباره برگردد، با همين روزنههاي نوري که از سوي وزارت فرهنگ ميتابد، با طرحهاي تخفيفي کتاب و افتتاح کتابفروشيهايي مثل ديدآور و اسم که با شکل و شمايلي زيبا، اين خيابان را زيباتر وبهروزتر کردهاند دوباره خوانندهها و خريداران کتاب را به اين خيابان بکشاند براي ديدن و خريدن کتاب...
چه دوستي از کتاب مهربانتر ووفادارتر در اين روزگار کرونايي؟!