بهرغم تلاشهايي که جامعه کارگري براي بهدست آوردن حداقلهاي زندگي خود انجام ميدهد، به آن نميرسد و اين موضوع چند دليل دارد؛ اول اينکه دستمزدهاي کارگران هميشه سرکوب ميشود و دوم دولت حقوق اجتماعي خود را انجام نميدهد و بازار يعني اين گرگ درنده تشنه خون را آزاد گذاشته و به راحتي مردم را ميدرد. الان ديگر در سبدهاي غذايي جامعه کارگري پنير تبريزي و ليقوان وجود ندارد، به اين دليل که با کيلويي 85 تا 90 هزار تومان هيچ کارگري نميتواند سراغ اين نوع پنير برود. بسياري از کالاها از جمله همين پنير از سفره جامعه کارگري خارج شده است، جامعه دستمزدبگير به گوجه و تخممرغ و نان دلخوش بود که متاسفانه ديديم قيمت تخممرغ به دانهاي هزار و 200 تومان رسيد و عزيزان ما در وزارت صنعت، معدن و تجارت در کمال ناباوري مجوز صادرات آن را هم، صادر ميکنند. بعد ميبينيم که سبدهاي کارگران روزبهروز خاليتر و خيلي چيزها براي جامعه دستمزدبگير و کارگر آرزو ميشود. شايد اين حرف من براي برخي خندهدار باشد، اما واقعا اينطور است و کارگران ديگر نايي براي اينکه دستشان را بلند کنند و به صورت خود بزنند تا با سيلي صورتشان را سرخ نگه دارند، ندارند. از آن طرف هيولاي مسکن را هم رها کردهاند. دولت اصلا نگرانياي ندارد و به بهانه کمک به مستاجران وام وديعه را مطرح ميکند، چرا؟ از يک طرف با مطرح شدن طرح ماليات بر خانههاي خالي بانکها با وجود سرمايهگذاريهاي کلان در بخش مسکن، ديگر نميتوانستند مسکنهاي خود را مديريت يا در صنعت مسکن دلالبازي کنند، از طرف ديگر ريسک سرمايهگذاري در بورس بهشدت افزايش يافت و بانکي جماعت مثل من کارگر، دنبال اين سرمايهگذاري در بورس نميرود، اوراق قرضه هم که فروش نميرود چون مردم پول خريد آن را ندارند. ضمن اينکه ريسک سرمايهگذاري در بازار ارز و مسکوکات هم بالاست، پس چه بهتر که پول را به بهانه وام وديعه مسکن يک سال به مردم بدهند تا سال بعد ببينند چه اتفاقي ميافتد و بهره آن را از مردم بگيرند! به اين وسيله بانکها از ورشکستگي نجات پيدا ميکنند و کماکان از دستمزد کارگرها ارتزاق و شکاف بين فقير و غني ايجاد ميشود. هر کاري هم براي کم کردن شکاف بين فقير و غني مثل تغيير عدد و رقمها يا مولفههاي تاثيرگذار در نرخ تورم و ... صورت بگيرد، بايد بدانيم که اين شکاف خيلي بزرگ، عظيم و غيرتابآور است و متاسفانه دولتهاي ما چه چپ، چه راست، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا و چه غير اينها، به حقوق اجتماعي احترامي نميگذارند. قانون اساسي مجلد زيبايي در کتابخانههاي آنهاست، در اين شرايط نبايد به دنبال ترميم شکاف طبقاتي بود.