برايان هوک، نماينده ويژه آمريکا در امور ايران که پنج شنبه استعفا کرد، از سرسختترين منتقدان جمهوري اسلامي در ميان جمهوريخواهان و از هماهنگترين اعضاي کابينه با دونالد ترامپ در سياست فشار حداکثري بود. از اين رو، استعفاي ناگهاني وي آن هم سه ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري آمريکا پرسشبرانگيز است و هنوز دلايل اين استعفا و يا احتمالا برکناري مشخص نيست؛ اين که بر اثر اختلافات شخصي با دونالد ترامپ بوده است يا انگيزه شخصي و تصميم وي براي بازگشت به فعاليت در بخش خصوصي عامل اصلي است. پيام مايک پومپئو، وزير خارجه آمريکا که نشان از خرسندي دولت آمريکا از عملکرد هوک داشت و چيز خاصي را رو نميکرد و بايد ديد ترامپ در ساعات و روزهاي آتي در توييتي به رفتن وي و دلايل آن ميپردازد يا خير. اما به هر حال رفتن هوک حامل هيچ پيام مثبتي به ايران نيست و اگر از منظر هويت شخص جايگزين به قضيه بنگريم که انتخاب اليوت آبرامس به جاي وي ميتواند حامل اين پيام باشد که سياست فشار حداکثري آمريکا سرسختانهتر از قبل دنبال خواهد شد؛ از اين جهت که آبرامس از طراحان اصلي جنگ عراق است و هم اکنون نيز نماينده ويژه دولت آمريکا در امور ونزوئلاست. به هر حال اين جابجايي نشان از آن دارد که هر نوع گشايس ديپلماتيک در تنش ميان آمريکا و ايران در سه ماهه منتهي به انتخابات غيرممکنتر از قبل خواهد بود. همچنين احتمالا ترامپ خواسته باشد با کنار گذاشتن هوک اين پيام را برساند که دوره جديدي از تشديد تنش را آغاز خواهد کرد. در اين ميان، احتمالا برخي تلاش کنند رفتن هوک، سخنان روحاني و قاليباف درباره «خبر خوب» اقتصادي، و اظهارات محمود واعظي درباره روزهاي پاياني تحريمها و دريافت سيگنالهايي از آسيا و اروپا را به هم ربط دهند و اين گمانه را برانگيزند که اتفاقاتي پشت پرده ميان آمريکا و ايران در جريان است و گشايشي در تنش فيمابين در راه است، اما به نظر نميرسد ارتباطي ميان رفتن هوک و اين اظهارنظرها وجود داشته باشد و هر چند در عالم سياست هيچ چيز غير ممکني وجود ندارد، ولي چنين گشايشي را در شرايط فعلي بعيد ميدانم.