آرمان ملي - اميد کاجيان: تحولات لبنان گويي اينبار وارد دور تازه و البته غيرقابل انتظاري شده است. اگرچه عروسخاورميانه ماههاست که به واسطه تظاهرات و مشکلات اقتصادي حال و روز خوشي ندارد و تمامي گروههاي سياسي تاکنون در سر و ساماندهي به اوضاع کنوني ناکام ماندند. اما انفجار اخير بيروت اعتراض مردم را وارد مرحله تازهاي کرده است؛ فازي که هيچکس تا قبل از اين بدان فکر نميکرد. فاز تازهاي که ظاهرا همزمان با سفر مکرون رئيسجمهور فرانسه به اين کشور شکل گرفت. زماني که مکرون در جمع لبنانيها قرار ميگيرد ناگهان شعارها عليه ميشل عون رئيسجمهور لبنان شدت گرفته و در عوض مکرون است که در آغوش معترضان جاي دارد. اين در حالي است که همزمان با اين سفر، فرانسه به عنوان رئيس جمعآوري کمکهاي مردمي به لبنان معرفي ميشود و کميسارياي اتحاديه اروپا از حضور طرفهاي کمککننده به لبنان در کنفرانس فرانسه به منظور فراهم کردن کمکهاي بشردوستانه براي لبنان خبر ميدهد. اما کار به همين جا ختم نميشود. جمعآوري نامهاي که تاکنون 60هزار نفر از مردم لبنان آن را امضا کردهاند بحثبرانگيزترين بعد ماجراست. مردمي که خطاب به مکرون مينويسند ديگر اميدي به اين سبک و سياق ندارند و دوباره ميخواهند تحت نظر فرانسه باشند. در اين ميان، برخي از چهرههاي مشهور و سلبريتيهاي لبناني نيز به اين جمع پيوستهاند و مثلا با نمايش عکسي باشکوه از مکرون خطاب به او مينويسند (بيا و قيموميت فرانسه را برگردان که ديگر اين استقلال را نميخواهيم) شايد در نگاه اول درخواست مردم لبنان براي اينکه زير سايه دوباره فرانسه قرار بگيرند، بيشتر به يک شوخي تلخ بماند اما حقيقت آنکه رفتارهاي لااقل جمع قابلتوجهي بيانگر همين موضوع است که امروز مردم لبنان آنگونه دلسرد شدهاند که انگارميخواهند به چند دهه قبل ... يعني دهه 40 ميلادي بازگردند. اين اتفاق در حالي است که از سويي ديگر به نظر ميآيد اختلافات دروني در داخل ساختار قدرت لبنان نيز افزايش يافته است. دستگيريهاي برخي مقامات لبناني در ارتباط با انفجار اخير ادامه دارد. حسابهاي بانکي کساني که در اين امر دخيل بودهاند بسته شده و عدهاي از مسئولان هم يکديگر را مقصر ميکنند. سيد حسن نصرا... ميگويد که موضعگيريها و اظهارنظرهاي شتابزده در مورد اين حادثه و فاجعه مبتني بر تحريف واقعيتها بوده و براساس اين قاعده که «دروغ بگو، تا همه باور کنند» است. البته سيدحسن نصرا... برخي سخنان را تحريک براي جنگ داخلي دانسته و خواستار محاکمه اين گونه سخنان شده و بيان ميکند: به دنبال بهرهبرداري سياسي از حادثه انفجار هستند ولي حزبا... مُصر است که اين شرايط و لحظات، زمان مناسبي براي تسويهحسابهاي سياسي و حزبي نيست. رسانههايي را که اقدام به تحريم و تشويق و سوق دادن به جنگ داخلي در لبنان کردهاند، محاکمه کنند.
دليل يک تقاضا
در ميان اين موارد اما اکنون آنچه مورد پرسش است تقاضاي عدهاي از لبنانيها براي بازگشت به فرانسه است. فرانسهاي که البته خود، اين روزها با مشکلات اقتصادي دست و پنجه نرم ميکند؛ جليقهزردها هنوز هرازگاهي حتي در دوره کرونا سرو کلهشان پيدا ميشود و از سويي روزبهروز تندروهاي افراطي ناسيوناليست وابسته به مارين لوپن قدرت و نفوذ بيشتري مييابند. با اين اوصاف، آيا عملا مکرون و فرانسه ديواري هستند که مردم لبنان بخواهند روي آن يادگاري بنويسند؟! چه شده که امروز بخشي از يک ملت، سالهاي استقلال را ميخواهد رها کند و تحت نظر کشوري ديگر درآيد. گويي که سندروم استکهلم اينبار خود را در لبنان بروز داده است.
فرانسه و لبنان
لبنان کشوري است که چهارصد سال زير سلطه امپراتوري عثمانيها بود. جنگ جهاني اول اما باعث شد تا فرانسه و انگليس منطقه حکمراني عثماني را به چند جزء کوچکتر تقسيم کند که يکي از اين اجزا لبنان بود، نظامي که تا سال 1946 و اعلام استقلال لبنان برقرار بود. درواقع بعد از اينکه فرانسويها سوريها را در جنگ ميسلون شکست دادند، سوريه در سال 1920 بر اساس طايفه و دين به چند دولت مستقل تقسيم شد که دولت لبنان بزرگ يکي از آنها بود. قيمومت فرانسه بر لبنان هم از همينجا آغاز ميشود؛ قيموميتي که بسياري معتقدند يک نوع سيستم استعماري است که از زمان شکست پادشاهي سوريه در جنگ ميسلون در 1920 حاکم شد و در 1946، با خروج آخرين سرباز فرانسوي منقرض شد. از آن سال تا آغاز جنگهاي داخلي لبنان اين کشور کشوري آرام بود تا جنگ داخلي به مدت دوسال به طول انجاميد. اکنون در حاليکه بعد از گذشت دههها احساس ميشد لبنان بار ديگر به آرامش رسيده اعتراضات خياباني که از سال 2019 آغاز شد اين کشور را به روزهاي بد جنگ کشانده است. حال آنکه انفجار اخير نيز مزيد بر علت شده و موج دوم اعتراضات را برانگيخته است؛ البته اينبار در گوشه و کنار صداي کساني هم به گوش ميرسد که نااميد از وضعيت کنوني خواهان پيوستن به فرانسه شدهاند اما چرا بايد برخي از لبنانيها به چنين نتيجهاي برسند و فرانسه را به دولتي مستقل ترجيح دهند؟
چرا لبنان به اينجا رسيد؟
لبنان هماکنون داراي يک نظام تقسيم قدرت خاص بر اساس جوامع ديني است. رئيسجمهورش يک مسيحي است، نخستوزيرش سنيمذهب و رئيس پارلمانش يک شيعه. اين قانون اساسي است که البته از خطمشي فرانسويها براي آنان شکل گرفته است. بسياري اين تقسيمبندي را نمونه بارز تعامل و روشنفکري در لبنان ميدانند و حالا اما با اين نامه مردم آن را نمايشي بيحاصل از دموکراسي که به بنبست خورده است. حسن هانيزاده کارشناس مسائل خاورميانه در اين ارتباط به «آرمان ملي» ميگويد: فشارهاي اقتصادي لبنان، قطع کمکهاي مالي آمريکا و صندوق بينالمللي پول برآيند يک سناريو براي تغيير در ساختار لبنان است. لبنان هم اکنون هشتادوپنج ميليارد دلار بدهي دارد و ارزش ليره آن بهشدت سقوط کرده است و قطع کمکهاي بينالمللي موجب شده تا فضاي جديدي در اين کشور حاکم شود. وي ادامه ميدهد: جريانسازي جديدي ايجاد شده تا به مقابله با حسن دياب نخستوزير لبنان که رابطه و نزديکي خيلي خوبي با حزبا... دارد، بپردازد. اين نزديکي خشم آمريکا و فرانسه و ساير بازيگران منطقهاي را به همراه داشته است. از همين روست که در کنار همه مشکلاتي که امروز لبنان دارد اين کشورها نيز از موقعيت به سود خود بهره ميجويند. هانيزاده اضافه ميکند: لبنان با بحران منطقهاي روبهروست. منابع طبيعي هم ندارد. بخشي از اقتصاد لبنان ناشي از صنعت گردشگري و خدمات آن است که از همين بندرگاه بيروت که اکنون در انفجار نابود شده است درميآمد. لبنان اکنون با بحرانهاي اجتماعي هم دست و پنجه نرم ميکند. هفتاد درصد درآمدهاي لبنان بهويژه در گردشگري از بين رفته است. در چنين شرايطي است که مکرون سفر ناگهاني به بيروت دارد، براي دولت لبنان شرط ميگذارد و با جريانات سعد حريري و ضد محور مقاومت و حزبا... گفتوگو ميکند. اين کارشناس ميگويد: از همين رو به نظر ميآيد که خود مکرون هم فرصت را براي انگيزههاي استعماري مناسب دانسته است. در چنين شرايطي است که گروهي از لبنانيها که بخش عمده آنها را «مارونيها» که نژاد دورگه هم دارند تشکيل ميدهند شعارهايي بابت پيوستن به فرانسه سر ميدادند و از مکرون ميخواستند لبنان را نجات دهد. بخش عمدهاي از اين شعارها احساسي است و ناشي از شرايط بد کنوني لبنان است. از سويي فراموش نکنيم اقدام امروز بخشي از لبنانيها براي نظارت فرانسه بر اين کشور، خواست همه مردم لبنان نيست. لبنان هجده طايفه دارد که عمدتا با چنين چيزي مخالفند و نجات لبنان را در حکومت فرانسه نميبينند. اما اکنون فرانسه و آمريکا تلاش دارند تا با فراهم آوردن چنين شرايطي امنيت پايدار براي اسراييل را فراهم کنند و بتوانند مقاصدشان در لبنان را به ثمر بنشانند .