هماکنون که دو لکه نفتی بزرگ در نزدیکی میدان نفتی ابوذر در خلیجفارس مشاهده شده، باید به این نکته اشاره کرد که لکههای نفتی نزدیک به 50 سال است بهصورت جدی در خلیج فارس وجود دارد و معضل جدی در این حوزه این است که کشتی از دریای شمال واقع در اروپا به منطقه خلیج فارس میآید و از همان منطقه مقداری آب برای توازن بارگیری میکند و پس از آن در خلیج فارس اقدام به بارگیری نفت می کنند و آن آب آلوده و آغشته شده به نفت را در خلیج فارس تخلیه میکنند. بهصورت متوسط هر هفته چهار لکه نفتی بر روی خلیج فارس شکل میگیرد. علت اولیه شکلگیری این لکهها سکوهای نفتی هستند. کشورهای امارات و ایران به علت قدیمیبودن برخی تاسیسات نفتی بیشتر در این عرصه با مشکلاتی روبهرو هستند. زمانی که به جزایر خلیج فارس سفر میکنید از دور احساس می شود اطراف آنها از سنگهای سیاه تشکیل شده است در حالی که این جزایر جنس مرجانی دارند که همان کربنات کلسیم بوده و باید همچون استخوان انسان سفید باشند. اینجا هست که دومین و مهم ترین علت سیاه شدن این جزایر و آبها مشاهده میشود که آن کشتیهایی است که در مسیر رفت و آمد بهصورت مداوم در حال نشت نفت هستند. متاسفانه در این زمینه هیچنظارت زیست محیطی صورت نمیگیرد. امروزه اگر یک کشتی از خاورمیانه به سمت استرالیا برود آب توازن آن و مخزن آن بهصورت کامل کنترل می شود و مجبور هستند از آب های عمیق آب گیری کنند و اگر این اقدام را انجام ندهند کشتیها توقیف میشوند. در برخی کشورها حتی تعداد بطریهای مصرف شده آب پرسنل کشتی را نیز مورد شمارش قرار میدهند تا مطمئن شوند آنها را در دریا نریخته باشند. امروزه این نظارتها در خلیج فارس وجود ندارد و متاسفانه کسی به فکر محیط زیست نیست. هیچ موجود زندهای با نفت سازگار نیست و خلیج فارس و تمام موجودات آن را مسموم و نابود میکند و حیات خلیج فارس در آینده نزدیک با چالش های جدی مواجه میشود. اگر مدیریت واحد و منسجمی بود، حوضچههای نفت که تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس از آن استفاده میکنند بر اثر سیلابی شدن، وارد دریا نمی شد و همین طور آب توازن کشتیها اگر به درستی مدیریت میشد، این همه تلفات جانوری بر اثر آلودگی در خلیج فارس دیده نمیشد.