آرمان ملي- نسترن فراهاني: عدم زايش چهرههاي جديد از دل جريانها معضلي است که طي سالهاي اخير تاثير بسزايي در ميدان سياست داشته بهخصوص در جريان اصلاحطلب که عملا امکان حضور چهرههاي شناختهشده و شناسنامهدار اين جريان در انتخابات کمتر وجود دارد و به نظر ميرسد اسامي که اخيرا مطرح ميشوند امکان تاييد صلاحيت را ندارند، اما چرا اصلاحطلبان تا به امروز سازوکاري را براي معرفي چهره جديد يا کادرسازي فراهم نکردهاند؟ اين سوالي است که پاسخ به آن در يکسال باقيمانده به انتخابات 1400 ضروري به نظر ميرسد.
تکيه بر پيشکسوتان سياست
سالهاي اخير سياسيونِ هر دو جناح سياسي کشور بر ضرورت تحزب و ايجاد حزب فراگير و البته کادرسازي تاکيد بسيار دارند چرا که اين امر براي پيشبرد دموکراسيخواهي و محقق شدن مطالبات مردم ضروري است اما آنطور که به نظر ميرسد فعلا دسترسي به اين مهم امکانپذير نيست يا حداقل تحزبگرايي در قالب قانوني آن زمان بسياري ميطلبد، يکي از علتهايي که تاکيد بر تحزبگرايي در شرايط فعلي را شدت ميبخشد نياز مبرم به کادرسازي در عرصه مديريتي و سياسي کشور است. جدا از موانع قانوني و برخي سنگاندازيهايي که بر سر راه احزاب و فعاليت آنها وجود دارد، به نظر نميرسد که درون حزبها هم فعاليتي مبني بر کادرسازي و تربيت چهرههاي جديد براي معرفي در عرصه سياست وجود داشته باشد. در واقع تکيه هر دو جريان اصلي کشور و احزاب زيرمجموعه آنها بر پيشکسوتان است چرا که با نزديکي به انتخابات و اسامي که در صدر معرفي قرار دارند بهراحتي ميتوان دريافت که گرچه تاييد صلاحيت اين اسامي امري بعيد است اما همچنان تکيه جريانها بر همين تعداد اندک شناسنامهدار است.
بيانگيزگي اصلاحات
محمدجواد حقشناس عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي در گفتوگو با «آرمان ملي» در رابطه با نقش کادرسازي در سپهر سياسي ايران گفت: «زماني که پيشنيازها و ساختار حزبي در کشور معيوب است امکان کادرسازي هم وجود ندارد و اين موضوع با قواعد تحزب و جايگاه احزاب همخواني ندارد. اگر ميخواهيم انتخابات توسط مردم با شناخت بيشتر شکل بگيرد بايد از احزاب کمک بگيريم تا به بالندگي و پرورش دقيق برسيم اگر احزاب حضور جدي در جامعه داشتند يکي از وظايف آنها پرورش نيرو و کادرسازي است اما متاسفانه امروز امکان فعاليت احزاب به صورت جدي وجود ندارد.»
روند بيمنطق احراز صلاحيتها
البته حقشناس علاوه بر نقدي که به سازوکار معيوب تحزب در کشور دارد، معتقد است علت عدم احراز صلاحيت اصلاحطلبهاي شناسنامهدار و شناختهشده هم منطقي و مشخص نيست. حسين مرعشي عضو حزب کارگزاران سازندگي يا محسن ميردامادي عضو حزب اتحاد ملت يا صفايي فراهاني و... از افرادي بودند که نام آنها در عرصه سياست آشنا به نظر ميرسد اما خود آنها هم براين باورند که امکان حضور در رقابتهاي انتخاباتي را نخواهند داشت. حقشناس در اين باره گفت: «شايستگان جريان اصلاحات تاييد نميشوند اما دليل آن مشخص نيست، سوال ديگر اين است که چرا زايش در جريان اصلاحات شکل نميگيرد خب طبيعي است زماني که ساختار با رويکرد عقيمسازي رفتار ميکند و موارد حقوقي را در نظر نميگيرد عملا بخش عمدهاي از جامعه از روند تصميمسازي خارج ميشوند و اين با فلسفه انتخاب و قانون اساسي مغايرت آشکار دارد.» او اضافه کرد: «اسامي محدود نيستند و هر گروهي از مواضع خود دفاع ميکند کارگزاران مرعشي يا جهانگيري را معرفي ميکند و اتحاد ميردامادي را، همين روند در حزب اعتماد ملي و امثالهم هم وجود دارد که افشاني و الياس حضرتي را براي 1400 معرفي ميکنند و امکان حضور در انتخابات را دارند، در جريان احزاب اصولگرا هم همين رويکرد وجود دارد و آنها هم چهرههايي مثل لاريجاني و قاليباف را مطرح ميکنند البته که نهادهاي نظامي هم بيعلاقه به معرفي کانديدا نيستند و اين طبيعت جامعه است.»
مردم در تصميمهاي کلان خطا نميکنند
با همه اين تفاسير شرايط سياسي کشور امروز بهگونهاي است که هيچکس نميتواند پيشبيني دقيقي از مشارکت يا عدم مشارکت مردم در انتخابات پيشرو داشته باشد چراکه علاوه بر بحرانهاي موجود تاريخ يادآور حماسهسازي مردم در برهههاي سرنوشتساز است. البته بايد در کنار توقعي که از مردم براي حضور در انتخابات ميرود سازوکاري هم پيشبيني شود تا همه قشرها امکان حضور در انتخابات را داشته باشند، برهمين اساس هم صحبت از معرفي چهرهاي جديد توسط جريان اصلاحات مهم شمرده ميشود، اين جريان با توجه به آماري که در گذشته و امروز وجود دارد از جريانهاي مورد اقبال مردم و جامعه است؛ بر همين اساس هم بايد شرايطي فراهم شود که اگر چهرههاي موردنظر تصميمسازان اين جريان تاييدصلاحيت نشوند راهي وجود داشته باشد تا چهرهاي جديد با رويکردي اصلاحطلبانه وارد فضاي انتخاباتي شود که اين مهم نيازمند کادرسازي و تربيت نيرو است. حقشناس در اين رابطه معتقد است: «قطعا کشوري که چند هزار سال ريشه و تمدن دارد تسليم شرايط بد نشده و نميشود، مردم در شرايط بد هم با هوش و درايت و با شناخت دقيق از عنصر زمان و مکان بهترين راهکار را انتخاب ميکنند.» او افزود: «در سال 76 مردم پاي صندوقها آمدند و تمام پيشبينيها را برهم زدند و حماسه دوم خرداد رقم خورد، در سال 92 هم اين اتفاق رخ داد البته که به نظر ميرسد بخشهايي از قدرت انتخاب ديگري داشتند اما مردم نشان دادند تسليم نميشوند. امروز ما با تمام حمايتها از روحاني منتقد عملکرد او هستيم اما اگر به سال 92 يا 96 بازگرديم ميبينيم که مردم وظيفه خود را درست انجام دادند، گرچه پاسخ درستي به مطالبات مردم داده نشد. جامعه ممکن است در برهههايي مايوس شود اما در سر بزنگاه تصميم درست را خواهد گرفت.»