«آرمان ملي» گزارش ميدهد
نقش اصلاحطلبان
در دولت کمرنگ بود
جلال جلاليزاده:
رويکرد روحاني فراجناحي است
آرمان ملي- جواد باقري: هر روز که از برگهاي تقويم آخرين سال ميريزد، ما به خرداد پر از حادثه در سپهر سياسي کشور نزديک ميشويم. خردادماه هر 4 سال يکبار براي ما ماهي حساس و نفسگير و پر از حوادث تلخ و شيرين بوده است. اما آنچه خرداد1400 را بيش از ساير ادوار، متفاوت کرده است، وجود مباحث مختلفي نظير ريزش سرمايه اجتماعي و رويکرد برخي نهادهاي موثر در شکلگيري انتخابات در کشور است. کمتر از يکسال به پايان کار دولت و کمتر از 10 ماه به انتخابات دور سيزدهم رياستجمهوري باقي مانده و اين انتخابات تحتالشعاع مولفههاي مختلفي قرار گرفته است. اما يکي از چالشهاي که اين انتخابات را تحتتاثير قرار داده و به نوعي نگراني جدي به حساب ميآيد، عدم اعتماد عمومي يا به عبارت سادهتر ريزش سرمايه اجتماعي در بحث مشارکت و حضور حداکثري مردم پاي صندق راي قلمداد ميشود. انتخابات 98 در دومين روز از آخرين فصل زمستان، در حالي خاتمه يافت که موضوع جديدي را در فصل سياسي کشور باز کرد و آن چيزي جز عدممشارکت آحاد مختلف مردم در انتخابات نبود. اما برخي اين ريزش اعتماد يا به نوعي قهر از پاي صندوق راي را به پاي عملکرد دولت تدبير و اميد و در نهايت جريان اصلاحات مينويسند.
هزينه اصلاحطلبان
برخي چهرههاي اصولگرا و در کنار آنها دلواپسان در حالي قهر مردم از صندوق راي را پاي جريان اصلاحات مينگارند و دولت و به ويژه اين جريان را مقصر اصلي اين ماجرا معرفي ميکنند، که به ظاهر غافل از اين نکته هستند که دولت تدبير و اميد و به تبع آن شخص حسن روحاني به عنوان سکاندار دولت، يک فرد و چهره اصلاحطلب به حساب نميآيد و کارنامه سياسي رئيسجمهور به صراحت اعلام ميکند که او يک شخص اصولگرا بوده و آنچه از ترکيب کابينه و حتي استانداران، به چشم ميخورد گواه اين موضوع و سندي محکم بر اين ادعا است. روحاني در ابتدا و حتي در نخستين کارزار انتخاباتي خود اعلام کرده که او به دنبال تشکيل دولتي با رويکرد فراجناحي است و از هر دو طيف سياسي در عرصه مديريت کشور بهره خواهد برد. اما برخلاف تصور به دليل آنکه روحاني يک فرد اصولگرا قلمداد ميشود، اصولگرايان هزينهاي در اين بين متقبل نشدند و برخلاف تمام معادلات اين جريان اصلاحات بود که بيشترين هزينه را در قبال تدبير و اميد پرداخت کرد. اصولگرايان نقاط قوت دولت تدبير و اميد را به پاي خود مصادره کردند ولي برخي نقاط ضعف را، که در هر دولتي امکان وجود داشتن آن امري اجتنابناپذير است، به صراحت پاي عملکرد اصلاحطلبان گذاشتند که اين ديدگاه به نوعي خارج از انصاف و اخلاق به حساب ميآيد. ما شاهد بوديم که برخي از اين جريان استفاده کرده و پس از راهيابي به پارلمان، خود را جدا از اين جريان معرفي کردند.
عدموجود تحزب زمينهساز مشکلات
براي واکاوي اين موضوع، جلال جلاليزاده فعال سياسي اصلاحطلب در گفتوگو با «آرمان ملي» در اين باره گفت: ما در حال حاضر در فضاي سياسي کشور شاهد اين موضوع هستيم که برخي از مفاهيم و الفاظ، معاني خود را از دست دادهاند. اين مفاهيم ديگر در جايگاه واقعي خود قرار ندارند. بايد متذکر شد که در فضاي سياسي کشور جريان اصولگرايي و به ويژه اصلاحطلبي داراي مفاهيم جداگانه هستند. ما شاهد بوديم که همواره در سپهر سياسي کشور اين مفاهيم مورد دست درازي و دستبرد قرار گرفتهاند. اما در خصوص دولت آقاي روحاني بايد يادآور شد که شخص ايشان يک فرد اصلاحطلب به معناي واقعي کلمه نيستند و قطعا دولتي که ايشان تشکيل دادهاند يک دولت اصلاحطلب به شمار نميآيد و ميتوان گفت ترکيب دولت متشکل از افراد اصلاحطلب و غيراصلاحطلب و حتي اصولگرايان بوده و هست. اين فعال سياسي اصلاحطلب تصريح کرد: با يک نگاه دقيقتر ميتوان به اين نکته پي برد که افرادي که در دولت تدبير و اميد حاضر شدهاند از احمدينژاد اعلام برائت کرده و با يکديگر در يک قطار نبودهاند گواه اين موضوع را وجود برخي از چهرهها در بستر مديريت مياني و استاني ميتوان ديد. ما شاهد بودهايم که در برخي سخنان آقاي روحاني که از زبان ايشان در اين مدت جاري شده در افکار عمومي اين شائبه را ايجاد کرده است که تفکر و خطمشي او برگرفته از جريان اصلاحات است، در حالي که اينگونه نبوده و در عمل عکس اين موضوعات نمايان شده و وقتي مردم ديدند که اين سخنان نمود عملي به خود نگرفته، اين عدمتحقق را پاي جريان اصلاحات نوشتند. اين موضوع باعث شده که جريان اصلاحات هزينه سنگيني را در اين بين تقبل کند. جلاليزاده در ادامه درخصوص علت ايجاد اين موضوع تصريح کرد: اما با اندکي واکاوي درمييابيم که علل ايجاد چنين فضايي در کشور به خاطر عدم نهادينه شدن تحزب در جامعه است. وقتي ما در کشور به معناي واقعي حزب نداشته باشيم شاهد اين دست اتفاقات در کشور خواهيم بود. مردم از يک حزب و کانديداي معرفي شده از سوي آن حزب، انتظار دارند که درباره عملکرد خود پاسخگو باشند. اما متاسفانه اين موضوع تبديل به يک ضعف اساسي در فضاي سياسي شده است. بروز اين رفتارها باعث نمود يأس و نااميدي در فضاي جامعه شده زيرا مردم مطالبات خود را در اعتماد به يک جريان از دست دادهاند که در نهايت به عدم مشارکت آنها در پاي صندوق راي ختم خواهد شد.
در نهايت...
تمام مشکلات موجود بهويژه قهر مردم از پاي صندوق راي يک موضوع اختصاصي براي اين جريان نيست و تمام طيفهاي سياسي در بروز اين رخ داد، مقصر هستند. انتخابات 1400 يک سنگ محک بزرگ براي تمام طيفهاي سياسي موجود در کشور به حساب آمده و تکتک مردم در اين انتخابات نشان خواهند داد که کدام يک از جريانهاي سياسي نزد آنها داراي جايگاه و پايگاه اجتماعي بوده و بايد منتظر بود و ديد که در خرداد پرحادثه کدام جريان به معناي واقعي نزد افکار عمومي مطرح بوده و براي اداره کشور لايق پاستور هستند.