امروز حجم خبرها خيلي زياد نبود. خيلي هم عجيب است واقعا! يعني بعد از مدتها يک روز کمخبر را پشت سرگذاشتهايم. بالاخره يک روزهايي هم بار خوب به آدم نميخورد. مجلس هم که تعطيل باشد قطعا بازار کسادتر هم ميشود:
1- مهرداد بذرپاش رئيس ديوان محاسبات اداري شد!
الف- به به! واقعا چه خبر خوبي! انصافا زحمت شد... خود بذرپاش هم توقعش را نداشت، چه برسد به ما!
ب- از اين به بعد براي محاسبات بايد ستاره شصت و پنج مربع را بگيريم يا برنامه به همان روال سابق است؟
ج- با شنيدن اين خبر ديگر خيالم راحت شد که شايستهسالاري هنوز و همچنان در اين مملکت زنده است. کارنامه درخشان بذرپاش در خودروسازي هم گواه حرفهايم است.
د- مسير موفقيت هميشه پلکاني نيست، گاهي اوقات آسانسوري است. يعني شما در کارنامه خودتان فقط يک دوران مبصري کوتاه در کلاس چهارم داشته باشيد هم براي رسيدنتان به قله موفقيت، کفايت ميکند.
2- بعد از تحريم بازار و بلوکه کردن پول ايران توسط کرهجنوبي آقاي مقتدايي، نماينده اصفهان براي مقابله با مثل گفته: «از صدا و سيما ميخواهيم فيلمهاي ساخت کره را پخش نکند».
الف- ولشون کُن مَرد! غلط کردن...! اين همه خشونت لازم نيست.
ب- به نظر ميرسد آقاي مقتدايي با اين پيشنهاد بيشتر دارد با صداوسيما مقابله به مثل ميکند تا کرهجنوبي! چون اگر اين اتفاق بيفتد حدود 14 شبکه تلويزيوني بايد برفک پخش کنند.
ج- جومونگ پس از شنيدن اين خبر گفت: سياسترو از هنر جدا کنيد داداشيا! من با هزار بدبختي اين لشکرو جور کردم تا براي هزار و هفتصدمين بار به تسو حمله کنم.
د- دويست و فلان ميليون تومان ميگيريد تا پيشنهاداتي بدهيد که آدم نداند پس از شنيدن آنها بخندد يا گريه کند؟ اين پيشنهاد در حد کسي است که با ماهي دويست و پنجاه هزار تومان يک کاري را انجام ميدهد بالاغيرتا!