بستن

سياست‌بازي به جاي سياست‌ورزي

سياست‌بازي


به جاي سياست‌ورزي
امیررضا واعظ آشتیانی فعال سیاسی اصولگرا

کم شدن مشارکت مردم در انتخابات هميشه به عملکرد مسئولان آن کشور بازمي‌گردد. حالا مي‌خواهد مجلس باشد يا در قوه مجريه يعني دولت. هر جا هم که مشارکت بالا باشد، نشان از برآورده شدن انتظارات مردم در سطح کلان است. اين يک بعد قضيه است. نکته بعد اينکه ميزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس اسفندماه 98، با استانداردهاي جهاني مطابقت داشت. در تمام دنيا مشارکت به همان اندازه است. منتها چون در کشور ما غالبا شاهد مشارکت بالاي مردم در انتخابات هستيم، انتظار از ميزان مشارکت مردم در انتخابات در اذهان عمومي و بين صاحب نظران بيشتر است. لذا هنگامي که اين ميزان مشارکت در انتخابات مجلس 98 را با استانداردهاي جهاني مقايسه مي‌کنيم، مشخص مي‌شود که مردم مشارکت پاييني نداشتند. اگر ميزان مشارکت مردم در انتخابات را در کشورهايي که ادعاي دموکراسي دارند، مثل آمريکا و اروپا نگاه کنيم، مشارکت در حد همين مشارکتي بوده است که ما در اسفندماه داشتيم. بايد از کساني که در مجلس دهم به‌عنوان وکيل‌الدوله مسئوليت داشتند و مجريان قانون يعني دولت، سوال کرد که چرا مشارکت مردم نسبت به سال هاي گذشته کاهش پيدا کرده است. عملکرد دولتي‌ها باعث شد که مشارکت مردم در دنيا به اندازه استانداردهاي بين‌المللي باشد و انتظار ما را از حداقل مشارکت 40‌درصد از مردم در انتخابات برآورده نکند. دليل اين مشارکت پايين را هم بايد در عملکرد مسئولان چه در قوه مقننه و چه در قوه مجريه بررسي کرد. از اين رو اين رويه نبايد در انتخابات پيش‌رو در سال آينده تکرار شود. براي پرشورتر برگزار شدن انتخابات رياست جمهوري 1400، مجلس يازدهم بايد پرانرژي‌تر و با برنامه باشد. ضمن اينکه دولت هم به‌عنوان قوه مجريه بايد با مجلس تعامل و همکاري داشته باشد. اگر ما بهترين مجلس را داشته باشيم اما قوه مجريه که نيروي محرک آن است، نتواند به وظايفش درست عمل کند، طبيعتا قوه مقننه هم با چالش روبه‌رو خواهد شد. زماني مي‌شود گفت که مجلس و دولت عملکرد مثبت و موفقي داشتند و به عبارت ديگر موفق بودند که شانه به شانه هم حرکت کرده باشند. يعني قوانيني را که مجلس تصويب مي‌کند، دولت به درستي اجرا کند و در عين حال هم تعامل دو سويه بين اين دو قوه برقرار باشد. نکته مهم‌تر اينکه فعالان سياسي هم نبايد به‌دنبال اختلاف‌افکني بين اين دو قوه باشند تا بتوانند به موفقيت دست پيدا کنند. متاسفانه برخي جريانات و گروه‌هاي سياسي از اينکه گروه‌ سياسي ديگر موفق نيست، ابراز خرسندي مي‌کنند و اين خودش چالشي جدي محسوب مي‌شود. در حالي که آن‌ها بايد کشور و انقلاب را مدنظر قرار دهند. حال هر گروه سياسي‌ که مي‌خواهد موفق شود فرقي نمي‌کند. مهم عملي شدن مطالبات مردم است. حال اينکه يک جريان و جناح سياسي بخواهد عمل کند يا عملکردها با مشارکت هر دو گروه سياسي صورت بگيرد. در عين حال، مي‌بينيم که گروه‌هاي سياسي به‌خصوص مجلس، به جاي سياست‌ورزي براي پيشرفت کشور، سياست‌بازي مي‌کنند. حاصل سياست‌بازي کردن هم عملکرد نخواهد بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی