درباره جهان داستاني عليرضامحموديايرانمهر
راوي روابط انساني
عليرضا محموديايرانمهر از داستاننويسان جدي عصر ماست. او با مجموعهداستان موفق «ابر صورتي» درخشيد و خوانندگان بسياري را جذب قلم جادويي خود کرد. از آثار ديگر اين نويسنده ميتوان به «بريم خوشگذروني» «سفرگردباد» و چندين فيلمنامه و مجموعه مشترک در داخل و خارج از کشور اشاره کرد. مجموعهداستان «ابر صورتي» با 9 داستان کوتاه در سال 1388 توسط نشر چشمه به چاپ رسيد. داستانهايي که بيشتر از مرگ ميگويند. مرگهايي که با اميد درهمآميخته است. جهان داستاني ايرانمهر آنگونه است که مرگ و اميد و عشق را در يک راستا به تصوير ميکشد. ميخواني و با نويسنده همراه ميشوي. بعد از خواندن احساس ميکني ميتوان مُرد. اما همچنان اميدوار بود که سرنوشتت را بازيابي. به طبيعت عشق بورزي و اميدوار باشي که روزي در کناري با رهگذري آشنا ديدار کني.
در مجموعهداستان «ابر صورتي»، ميتوان بازي رنگ و عطر خوش طبيعت را احساس کرد. ايرانمهر از يک بوته خار تا تنه درخت راش را آنچنان براي خواننده باورپذير ميسازد که خواننده ذهنش دربست درگير فضا ميشود. ايرانمهر در داستانهايش از عناصر طبيعت بهره جسته تا به تلطيف مرگ بپردازد. کتاب «ابرصورتي» حالا به چاپ چهارم رسيده و همچنان مخاطبان زيادي را جــذب جــادوي کلمات نويسنده ميکند.
بعد از سالها در سال 1396 عليرضا محموديايرانمهر مجمــــوعهداســــتان «بارونساز» را راهي بازار کتاب کرد. مجموعهداستان «بارونساز» توسط نشر چشمه به چاپ رسيد. در «بارونساز» 18داستان کوتاه وجود دارد که بهنظر ميرسد داستانهاي گردآمده از تجربيات متفاوت نويسنده با روايتهاي خاص او نوشته شده باشد. مجموعهداستان «بارونساز» 18 داستان غيرمرتبط دارد که هر کدام موقعيت و فضاي خاص خودشان را دارند و هريک از داستانها در طول سالهاي طولاني نوشته شدهاند. هريک از آنها انگار، شرح عقايد نويسنده است در زندگي رايج که پرداخته شده در ايدههاي متفاوتِ عشق، خشونت، تنهايي و مرگ. در داستانها دنيايي با غم و اندوه به تصوير کشيده شده، اندوهي شيرين و بدون درد. نويسنده به شکل خيالپردازانهاي در داستانهايش با تنهايي و کمبودهاي انسانها مواجه شده است. داستانهايي که هريک ساختار زبان و فضاي خودشان را دارا هستند. ايرانمهر عقيده دارد، در نوشتن اين مجموعه تمام تجربههاي داستاننويسي خود را بهکار گرفته است.
يکي از ويژگيهاي مهم داستانهاي ايرانمهر سوژههاي بکر و تازه آنهاست. در داستانها ردپايي از جادو در بين قصههايي آميخته با رويا و واقعيت به چشم ميخورد؛ داستانهايي که در همهچيز تنوع دارند و در موضوع و در زمان متفاوتند. داستانهايي که شخصيتپردازي در آنها با هنرمندي خاصي صورت گرفته است. زبان و لحن داستانها درعين سادگي، روان است و داراي نگارشي ادبي و باارزش و از نثري روان و شيوا برخوردار است که سراسر داستانها را دربرگرفته است.
داستانهاي «بارونساز»، تلفيقي از عشق و جادوي خيال و واقعيت است. جهان داستاني ايرانمهر سرشار از جادو و تخيلات سوررئاليستي است. دنياي داستاني در مجموعهداستان «بارونساز» مانند «ابر صورتي» دنيايي پر از اندوه است. غمي در داستانها جريان دارد؛ غمي لطيف و اندوهي شيرين که هريک در کنار عشقي شکل ميگيرد. در داستانهاي فراواقعي کتاب بهطوري خيالگونه با آرزوها، کمبودها و تنهاييِ شخصيتهاي داستان روبهرو ميشويم.
جهاني را که در داستانهاي ايرانمهر با آن مواجه ميشويم؛ ملموس و عيني است با اتفاقات فراواقعي. قصهها در جهاني واقعي ساخته شدهاند؛ داستانهايي که در آن همهچيز بيآنکه خواننده متوجه شود تاثير خود را بر ذهن او ميگذارد.
در جهان داستاني ايرانمهر عناصر متافيزيکي، ارواح مردگان و در موقعيتهايي تداخل زندگي انسان با ارواح به چشم ميخورد. آدمهاي او در برخورد با جهان پيرامون خود در برخي موقعيتها بيوفا و با جسارت هستند و اکثرا مجبورند هزينه آن را بپردازند. گاهي با هراس از برخورد با اتفاقات بيروني تلاش ميکنند تا جريان را به نحوي به سود خود به پايان برسانند.
با نظر در داستانهاي کوتاهي که عليرضا محموديايرانمهر مينويسد ميتوان گفت نويسنده در جهان داستاني زندگي ميکند که عناصر غريب در آن نقش موثري را ايفا ميکنند و نوشتن فانتزي جزو علايق او است که در اکثر داستانهايش به چشم ميخورد. ميتوان گفت دغدغه اصلي ايرانمهر کشف درونيات ذهني انسانهاست. او علاقهمند به بيان روابط انسانها با طبيعت و برخورد با ديگر انسانهاست و ميشود گفت در اين راه تاحد زيادي موفق هم بوده است. خوشايندترين عنصر در داستانهاي او ايدههاي جذاب و بکري است که در کمتر داستان ايراني ميتوان آنها را سراغ گرفت. با خواندن داستانهاي او ميتوان به شناخت جديدي از زندگي رسيد.