برخي نمايندگان فعلي به دليل آنکه از پشتوانه راي بالا به معناي واقعي کلمه برخوردار نيستند، رو به تاکتيک حمله آورده تا بتوانند جايگاه خود را به دست آورند. اما در کليات مجلس با توجه به شرايط حال حاضر کشور و پيشرو بودن انتخابات در 1400 بايد گفت هرگونه عدمهمکاري و اتلاف وقت ممکن است آسيبهاي جبرانناپذيري را به سپهر سياسي کشور وارد کند. در اين راستا اميدواريم اهالي بهارستان با تکيه بر عقلانيت، در نظر گرفتن مصالح عمومي و منافع ملي و با تجديدنظر در عملکرد خود در راستاي تعامل و تعاون با دولت گام بردارند. مردم در جامعه در شرايط مطلوبي از لحاظ اقتصادي و معيشتي نيستند. بنابراين اگر اين رويه با همين وضعيت و شرايط ادامه پيدا کند، بيشک در انتخابات 1400 تاثير خود را خواهد گذاشت. اما هر کشوري که بر پايه نظام مردمسالاري اداره شود جريانات سياسي ميتوانند در پيشبرد اهداف کشور گام بردارند، که در کشور ما جريانات سياسي به دليل موضوعات مختلف نميتوانند برخلاف رسالت خود تاثيرگذار باشند. اين موضوع سبب شده است جريانات سياسي نتوانند در همسو کردن مجلس و دولت گام سازنده بردارند. در اين راستا بايد گفت جريانات حاکم در اداره امور کشور، که در راس امور قرار دارند، فقط ميتوانند نقش خود را در اين بين ايفا کنند. متاسفانه بايد گفت مردم ديگر به جريانات سياسي اعتماد سابق را ندارند. علت اين موضوع آن است که نتوانستهايم اعتماد مردم را درست جلب کنيم. با اين شرايط به عنوان جريان سياسي، توان ايفاي نقش را در همسو شدن دولت و مجلس نداريم. اما موضوعي که در انتخابات 1400 بيشتر نمود پيدا ميکند اين است که مردم با عملکرد خود در انتخابات 98 نشان دادند به نوعي با صندوق راي قهر هستند. وجود چنين فضايي در جامعه زنگ خطر و هشدار جدي به حساب ميآيد و آژير قرمز را به صدا در آورده است. شايد بتوان گفت علت به صدا درآمدن اين زنگ خطر در عملکرد برخي از مسئولان و سوءمديريت آنها پنهان شده است که بايد گفت اين رفتارها به نوعي غيرمنطقي بهحساب ميآيد. بنابراين شاهد هستيم که هر روز برگ تازه از فاسد رو ميشود. حاصل اين رفتارها در ساختار سياسي کشور به ايجاد شکاف عميق در جامعه دامن ميزند و اين موضوع نيازمند آن است که ما آسيبشناسي را در مورد ماهيت و شکل اين شکافها را که حاصلي جز از هم گسيختگي ندارد، در دستور کار خود قرار دهيم. اما جريان اصلاحات به عنوان يک وزنه سنگين به شمار ميآيد. همانگونه که در تعريف آن وجود دارد، اين جريان مبتني بر امواج مطالبات مردم شکل گرفته است. نميتوان گفت اصلاحات يک جريان مستقل و پيشرو به حساب ميآيد. به تعبير ديگر اين جريان از خواست مردم نشات ميگيرد. ما شاهد هستيم که اگر مردم دچار عقبنشيني شوند اين جريان هم دچار رکود ميشود. اين پيوند بايد شکل جديتر بهخود بگيرد و به نوعي نهادينه شود، تا بتوان رفتار و نقش اصلاحات را پيشبيني کرد. اما مجلس يازدهم در جهت همسو شدن با دولت به نوعي در تضاد است. ردپاي اين رفتار را ميتوان در موضوع رد اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون مشاهده کرد. اين نوع رفتار نمايندگان با منتخب گچساران بهگونهاي اقدامي پيشگيرانه براي انتخابات 1400 تحليل ميشود، زيرا آقاي تاجگردون به دليل پايگاه اجتماعياي که بين مردم و برخي از جريانات سياسي دارند، تصميم به اين اقدام گرفت. به طور کلي رفتار نمايندگان درباره تاجگردون نشان ميداد آنان بيشتر با خود ايشان مشکل داشتند، نه با جريان سياسي و خط فکريشان؛ بنابراين ميتوان گفت تا حدودي به خاطر منافع آتي سياسي دست به اين اقدام زدند. اين موضوع بيانگر آن است که نمايندگان مجلس با رفتارهايي اينچنين از همين امروز در تلاشند به نوعي در 1400 مقابل خط فکري دولت فعلي و به ويژه اصلاحطلبان قرار بگيرد. تداوم اين مسير دور باطل زدن به حساب ميآيد و در 1400 مردم اگر عملکرد مناسب از دولت و مجلس نبينند نوع رفتارشان وارد فاز تازهاي خواهد شد.