بستن

راهکار غلبه بر دشمنان

راهکار غلبه بر دشمنان
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر

مخاطب اين موجز ميهن‌دوستان وزارت امور خارجه، شوراي راهبردي روابط خارجه و ديگر متوليان دراين زمينه هستند. به باور نگارنده، بازي در زمين دشمن که رهبري مکررا در مورد آن هشدار داده‌اند، يکي از کاربردي‌ترين انديشه‌هاي سياسي است. به عبارتي، بازي نکردن در زمين دشمن مصداق «ادب از که آموختي، از بي‌‌‌ادبان» مي‌باشد، بنابراين نه تنها ضروري بلکه حياتي است که صاحب‌منصبان و کارگزاران ميهن‌دوست، آنگونه که بدخواهان و دشمنان ايران مي‌خواهند، عمل نکنند. ديگر قابل کتمان يا توجيه نيست که روابط خارجه بسيار پرهزينه است. برخي نارسايي‌ها در روابط خارجه هم نظام و هم شهروندان را در چند دهه گذشته متحمل فشارهايي کرده است. در مورد اينکه چرا روابط خارجه اينگونه گاه پرهزينه است مي‌توان ماه‌ها بحث و تبادل نظر کرد که مجال آن در اين موجز نيست. همه کشورهاي جهان دشمنان بالفعل و بالقوه ايران هستند. اينکه تنها چند کشور را دشمن تلقي کنيم به خطر انداختن منافع و امنيت ملي است. آشفتگي، بي‌‌‌ثباتي، جنگ، ناکارآمدي دولت‌ها، جنايات رژيم صهيونيستي و حضور انرژي‌خواران فرا منطقه‌اي از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه و... در منطقه از جمله دشمني‌هاي بيگانگان به حساب مي‌آيد. اينکه ايران با همسايگان رابطه غير‌سودمند و متشنج داشته باشد، بي‌شک اصلي‌ترين هدف رژيم صهيونيستي و استعمارگران فرامنطقه‌اي است. ايران و ديگر کشورهاي خاورميانه با وجود ارتباطات تاريخي قوي، فرهنگ و دين مشترک، انواع منابع خدادادي و... هيچ‌منفعتي براي تنش ندارند. تنش ميان کشورهاي خاورميانه تنها نتيجه اقدامات و نفوذ رژيم صهيونيستي و انرژي‌خواران فرامنطقه‌اي به‌عنوان راهکاري براي غارت منابع سرشار انرژي خاورميانه است. عملکرد برخي صاحب منصبان در کشور‌هاي خاورميانه صرفا در راستاي اهداف رژيم صهيونيستي و غارتگران استعمارگر فرامنطقه‌اي يا بازي در زمين دشمن است. حال با اين مقدمه بايد پرسش شود چگونه ممکن است، بر رژيم صهيونيستي و انرژي‌خواران فرامنطقه‌اي غلبه کرد؟ به باور نگارنده، ايران همه ملزومات به دست گرفتن ابتکار عمل يا مديريت غلبه بر رژيم صهيونيستي و انرژي خواران فرامنطقه‌اي را دارد. ايجاد موسسه صلح در تهران، کاربردي و قوي‌ترين سلاح شکست رژيم صهيونيستي و اخراج انرژي خواران فرامنطقه‌اي(آمريکا، انگليس، فرانسه و...) و ايجاد ثبات، آرامش و امنيت در خاورميانه است. متوليان روابط خارجه از جمله وزارت امور خارجه و شوراي راهبردي روابط خارجه بايد بي‌درنگ اقدام به تاسيس نهاد يا موسسه صلح خاورميانه در تهران کنند. ايجاد موسسه صلح خاورميانه در تهران گذشته از پيامدهايي چون ثبات، تنش زدايي، تقويت و افزايش همکاري منطقه‌اي؛ حاکي از بلوغ، خلاقيت، اقتدار، ثبات، انسجام و تحليل عميق و كاربردي نظام سياسي ايران از شرايط منطقه و فرامنطقه را به رخ جهانيان مي‌كشد. متوليان موسسه صلح مي‌توانند از همه کشورهاي درگير در خاورميانه (بجز رژيم صهيونيستي) براي شرکت در همايش صلح در تهران دعوت کنند. در مرحله مقدماتي به هيچ‌وجه دستاوردهاي خاص در چنين اجلاسي يا همايشي مدنظر نيست بلکه برداشتن گام نخست و نشان دادن خرد، اقتدار، ابتکار و اهداف ايران براي ثبات، آرامش و تنش زدايي در خاورميانه مهم است. صرف اينکه ايران نخبگان دانشگاهي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ديگر کشورهاي خاورميانه را براي شرکت در همايش صلح خاورميانه در تهران جمع و دعوت کند يک موفقيت بزرگ ديپلماتيک خواهد بود. چرا کشورهاي کوچکي چون اتريش، سوئيس و... مي‌توانند جايگاه نهادهاي مهم بين‌المللي باشند، اما ايران کهن و بزرگ نبايد بستر ايجاد موسسه يا نهاد صلح خاورميانه در تهران باشد؟ برپايي اجلاس صلح(به‌عنوان گام اول) در تهران در راستاي تنش‌زدايي با همسايگان خواهد بود. برآيند اجلاس يا همايش صلح در تهران مي‌تواند تاسيس دانشکده صلح در تهران به منظور تربيت نسل جديدي از سياست ورزان و ديپلمات‌هاي آگاه به منافع ملي، در خاورميانه باشد. موسسه صلح در تهران مي‌تواند همچنين به‌عنوان بستري براي گفت‌وگو، تبادل نظر، تفاهم و... انديشمندان، کارشناسان و ديپلمات‌هاي کشورهاي خاورميانه به منظور ايجاد راهکارهايي عملي و واقع‌بينانه در راستاي حل و فصل اختلافات کشورهاي خاورميانه و ايجاد صلح، امنيت و آرامش ميان کشور‌هاي خاورميانه باشد. موسسه صلح خاورميانه مي‌تواند با برپايي انواع همايش‌ها، جشن‌ها، مراسم ها و... فرهنگي، علمي، تجاري و صنعتي، ورزشي و... به نزديک کردن اقتصاد‌ کشورهاي خاورميانه اقدام کند. موسسه صلح خاورميانه مي‌تواند در بلندمدت بستر ايجاد بازار مشترک خاورميانه شود. ايجاد موسسه صلح در تهران، کاربردي و کم هزينه ترين سلاح براي شکست رژيم صهيونيستي و اخراج انرژي خواران فرامنطقه‌اي همچون آمريکا، انگليس، فرانسه و ... مي‌باشد. تنها براي چند لحظه تصور کنيم، اگر در چند دهه گذشته با همسايگان و ديگر کشورهاي دور و نزديک در تعامل و انواع مراودات اقتصادي، علمي، صنعتي، دفاعي، علمي و... بيشتر و جدي‌تر بسر مي‌برديم، خزانه کشور چقدر پرتر از امروز بود. تصور کنيم چند دهه صلح، آرامش، ثبات، همکاري و... با ديگر کشورها، چگونه مي‌توانست بسترمناسب توسعه براي کشور شود. لازم نيست کارشناس تاريخ، متافيزيک يا داراي تحصيلات آکادميک باشيم تا درک کنيم که «تنش و خصومت در روابط خارجه منجر به خالي شدن خزانه ملي مي‌شود. خزانه خالي، ارتش فقرا را ايجاد مي‌کند. ارتش فقرا بستر انواع چالش‌هاي اجتماعي و ملي و در نتيجه بي‌ثباتي هرچه بيشتر مديريت کلان مي‌باشد.»

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی