بستن

اصلاح‌طلبان نبايد حضور در قدرت را ترجيح دهند

اصلاح‌طلبان نبايد حضور در قدرت را ترجيح دهند

آرمان ملي- اميد کاجيان: در کنار تغييرات در شوراي‌عالي سياستگذاري از جمله استعفاي عارف به‌عنوان رئيس اين شورا، اخباري هم از استعفاهاي گسترده در حزب اتحاد ملت از بزرگ‌ترين احزاب اصلاح‌طلب شنيده مي‌شود؛ موضوعي که به نوبه خود مي‌تواند چرايي‌اش مورد سوال باشد. جريان اصلاح‌طلب بعد از انتخابات اسفندماه، اساسا با چالش‌هاي متعددي روبه‌رو است؛ چالش‌هايي که بايد از آن عبور کند. سرنوشت جريان چپ به‌ويژه در شرايط خاص امروز، چگونگي بازيابي پايگاه اجتماعي ازدست‌رفته اين جريان، در کنار برنامه‌ريزي‌هايي که بايد براي 1400 صورت گيرد سوالات ما از مرتضي مبلغ، عضو حزب اتحاد ملت و فعال سياسي اصلاح‌طلب است.

از جمله اخباري که در ميان اصلاح‌طلبان شنيده مي‌شود، ماجراي استعفاي جمع قابل‌توجهي از اعضاي حزب اتحاد ملت است. انگار که در درون حزب خبرهايي است و در کنار پوست‌اندازي شوراي عالي اصلاح‌طلبان، اين حزب نيز در اين مسير پاي گذاشته است؟

حزب اتحاد ملت حزب بزرگي است و تعداد زيادي اعضا در سراسر کشور دارد. در همه استان‌ها و شهرستان‌ها داراي دفاتر و حوزه‌هاي حزبي است. در بين اين تعداد، گاهي هم تعدادي از اعضا به هر دليلي ممکن است که نخواهند به همکاري خودشان ادامه بدهند؛ اين موضوع فقط مربوط به اين دوره نيست. دلايل اين اتفاقات هم متفاوت است، برخي نمي‌خواهند ادامه کار سياسي بدهند، بعضي مي‌خواهند آوانگارد‌تر، فعال‌تر و تند‌تر در عرصه سياست حرکت کنند، برخي‌ها ممکن است گلايه‌هايي نسبت به حزب پيدا کنند. اينها طبيعي است و معناي پوست‌اندازي نمي‌دهد و حزب باقوت به فعاليت خود ادامه مي‌دهد.

40 نفر در همدان استعفا دادند، اين کار طبيعي است؟

در همدان 32 نفر بودند که 10 نفر از آنها يک‌سال و نيم قبل بدون سروصدا استعفا داده بودند. اما اين‌بار برخي استعفادهندگان موضوع را رسانه‌اي کرده و نام آنان را هم اضافه کرده‌اند لذا اين استعفا را نه به‌عنوان پوست‌اندازي مي‌توان تلقي کرد و نه حرکت مهمي که بخواهيد عنوان خاصي روي آن بگذاريد. آنچه مهم است اينکه حزب سعي کرده با اين دوستان مذاکره کند تا درصورت تمايل از کارشان منصرف شوند و همچنين با کساني که انتقادهايي به جايي داشتند صحبت کرده و سعي کند مساله‌شان حل شود؛ البته برخي هم تصميم گرفته‌اند ديگر فعاليت حزبي نداشته باشند.

فارغ از بحث اتحاد ملت در ساير احزاب اصلاح‌طلب نيز ما اتفاقاتي را شاهد بوديم که موضوع اختلافات درون‌حزبي در جريان اصلاح‌طلبي را مطرح کرد. مثلا در مورد حزب اعتماد ملي شاهد جنگ قدرت در درون حزب بوديم که منجر به انشقاق آن شد. با اين حال شما معتقديد که احزاب اصلاح‌طلب نياز به پوست‌اندازي نداشته و مشکلي ندارند؟

مسائل را با هم مخلوط نکنيد. اينکه در کشور ما احزاب چه مشکلاتي دارند و آسيب‌شناسي احزاب چيست يک بحث جدي و اساسي است که بايد جداگانه به آن پرداخت. ما در کشور هنوز واجد يک حزب واقعي نيستيم. حزب اتحاد ملت نيز با اين ابعاد و گستردگي‌اش در تراز يک حزب واقعي نيست. سازوکارهاي سياسي و حقوقي که در کشور وجود دارد اجازه نمي‌دهد احزاب قوي در کشور شکل بگيرد. در مورد تصويب قوانين پيرامون فعاليت بهتر احزاب هم به‌شدت مقابله مي‌شود. مسائل سياسي فرهنگي حزبي هم وجود دارد که مزيد بر علت است. اما در مورد مسائل و مشکلات احزاب موجود بايد توجه داشت که با يکديگر متفاوتند. مشکلات حزب اعتمادملي يا کارگزاران يا اتحاد و امثال آن متفاوت است، هر حزبي در جاي خود قابل بحث است. شما نمي‌توانيد يک موضوع را به کل تعميم بدهيد.

بعد از استعفاي عارف از شوراي‌عالي سياستگذاري، دو نظريه مطرح شد؛ در ابتدا سخن از تغييرات در سازوکار اصلاح‌طلبان و شوراي‌عالي بود، اما اکنون ظاهرا خط ديگري دنبال مي‌شود و آن اينکه بحث بر سر اين است که جاي عارف چه کسي رئيس شورا شود و در اين بين اسامي مانند عبدا... نوري، بهزاد نبوي و ... مطرح شوند آيا با تغيير رئيس و نايب‌رئيس شورا، مشکل اصلاح‌طلبان حل مي‌شود؟

بر چه اساس از اين تغيير رويکرد سخن مي‌گوييد‌؟

گفت‌وگوها و اظهارنظر برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب که اسامي جايگزين عارف را بيان مي‌کنند بيانگر آغاز اين خط است که بايد روساي شوراي‌عالي را جايگزين کرد و ديگر مباحثي مثل پارلمان اصلاحات يا تغيير سازوکار، مطرح نيست.

اين به‌هيچ‌وجه نظر و تصميم اصلاح‌طلبان نيست، بلکه نظر شخصي برخي افراد است که مطرح کرده‌اند و البته اظهارنظر شخصي مساله‌اي طبيعي و عادي است اما اينکه تصور کنيم الان مساله و رويکرد اصلاح‌طلبان مربوط به رياست شوراي عالي است، چنين چيزي مطرح نيست. در چند دوره گذشته همواره بعد از هر انتخاباتي، فرايندهاي تشکيلاتي و انتخاباتي آسيب‌شناسي، ارزيابي و بررسي مي‌شد و در جلسات مختلف احزاب و فعالان اصلاح‌طلب پيشنهادهاي گوناگون و نظريات متفاوت مطرح مي‌شده است و درخلال آن درخصوص اهداف و راهبردها و ساختار فعاليت و نحوه ائتلاف بين اصلاح‌طلبان به يک اجماع قابل‌قبولي مي‌رسيدند. اکنون هم همين وضعيت است بعد از انتخابات اسفند و شرايط جديدي که در کشور به وجود آمده و از جنبه‌هاي مختلف اوضاع فوق‌العاده خاص است؛ بررسي‌ها و گفت‌وگوها و پيشنهادها انجام مي‌گيرد تا اصلاح‌طلبان بتوانند در آينده به نکات کليدي که اشاره کردم برسند و سپس آن را اعلام کنند.

بنابراين اساسا شما به تغيير در سازوکار اصلاح‌طلبان اعتقاد داريد و نه تغيير در چهره‌هاي شوراي‌عالي سياستگذاري؟

ما حتما به بازنگري و آسيب‌شناسي نياز داريم. بايد نقاط قوت اخذ و نقاط ضعف برطرف شود. اين موضوعي است که بايد در درون اصلاح‌طلبان اتفاق بيفتد و همواره نيز تلاش بوده که چنين چيزي شکل بگيرد. البته شرايط همواره سخت‌تر مي‌شود که متناسب با اين شرايط بايد بازنگري‌هاي لازم صورت بگيرد و با خردجمعي سازوکارهاي جديد به وجود بيايد.

شايد لفظ انحلال شوراي سياستگذاري لفظ درستي نباشد اما به‌هرحال با نبود يا همان انحلال کنوني شوراي سياستگذاري، خيلي‌ها معتقدند چنين امري به احزاب اصلاح‌طلب کمک مي‌کند قدرت و تاثيرگذاري بيشتري داشته باشند. چقدر معتقديد با نبود شورا، احزاب نقش‌آفريني بهتري خواهند داشت؟

اين حرف به اين معني است که بگوييد احزاب تا الان يا نقش نداشتند يا خيلي کم در دوره‌هاي گذشته نقش ايفا کردند درحالي‌که استخوان‌بندي شوراي‌عالي تاکنون از همين احزاب بوده است.

ولي احزاب اصلاح‌طلب کم با شورا مشکل نداشتند. نمونه‌اش هم هشت حزبي بود که از شورا بيرون آمدند؟

اولا هشت حزب نبودند بلکه سه حزب بودند ثانيا از شوراي بيرون نرفتند بلکه از اول در شورا نبودند و جالب است بدانيد که در دوره اخير شوراي‌عالي چند حزبي که در دوره‌هاي قبل حضور نداشتند هم به آن اضافه شدند. ثالثا در اصل احزاب بودند که شوراي‌عالي را تشکيل دادند و تعدادي از چهره‌هاي فعال اصلاح‌طلب هم براي تقويت هرچه بيشتر به شورا اضافه شدند. بنابراين، اينکه بگوييم انحلال شورا به احزاب کمک مي‌کند؛ اين حرف درستي نيست. حرف درست اين است که بگوييم چه کنيم که در شرايط فعلي کارآمدي سازمان اصلاح‌طلبان در سياست‌ورزي بيشتر شود و توان احزاب هرچه بيشتر ارتقا پيدا کند. بنابراين بحث‌هاي مهمي که امروز مطرح است اين است که اين سازوکار ائتلافي در شرايط موجود کشور چقدر مي‌تواند اثرگذار باشد؟ يا مهم‌تر از آن در وضعيتي که در انتخابات به وجود آمده و با شرايط خاص انقباضي و اقتصادي و سياسي که حاکم شده است چگونه مي‌توان سياست‌ورزي را ادامه داد؟ همچنين سوالاتي درزمينه احزاب اصلاح‌طلب هم مطرح است مثلا اينکه ائتلاف احزاب به چه شکل باشد؟ هر حزبي يک راي داشته باشد يا متناسب با گستردگي‌اش حق راي داشته باشد؟ وقتي همه احزاب يک راي دارند، چه فرقي بين حزبي که فقط يک دفتر در تهران يا بعضي استان‌ها دارد با احزاب گسترد‌ه‌اي که در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها حوزه و نيرو و اثربخشي دارند، وجود دارد؟ اينگونه بحث‌ها جدي هستند. يا برخي از اصلاح‌طلبان هستند که حضور در قدرت به هر قيمت را اولويت اصلي مي‌دانند و باقي را حاشيه تلقي مي‌کنند اما دسته دوم به پايگاه‌هاي اجتماعي و مردم و نقش آنها هم به‌طور جدي و اساسي فکر مي‌کنند و ميان اين دو گروه هميشه بحث بوده است. به نظر مي‌آيد اينها دلمشغولي‌هاي جدي امروز اصلاح‌طلبان است که بايد به‌تدريج يک سامان منطقي داده شود تا همکاري مشترکي را بتوان در آينده رقم زد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی