بستن

اقتصاد رگ حیاتی فوتبال است

اقتصاد رگ حیاتی فوتبال  است

آرمان‌ملي- حسين ردکا: فوتبال ايران سال‌هاست به‌واسطه نداشتن زيرساخت‌ها، عدم برنامه‌ريزي و مديريت صحيح و البته عدم استفاده از نيروي جوان نخبه، با مشکلات زيادي مواجه شده که حتي تا آستانه تعليق هم پيش‌رفته است. شهاب‌الدين عزيزي‌خادم که دانش‌آموخته اقتصادي است و از صنعت وارد فوتبال شده است اعتقاد دارد رگ حياتي فوتبال اقتصاد است و فوتبال بيش از آنکه بحث‌هاي سرگرمي‌ و اثرات اجتماعي - سياسي داشته باشد، بنگاه اقتصادي است. عزيزي‌خادم از بهمن‌ماه سال گذشته با رياست هيات‌مديره باشگاه سايپا در حالي مجدد در عرصه مديريتي فوتبال حضور پيدا کرد که پيش از اين سابقه عضويت در هياتژ‌مديره باشگاه پيکان، عضويت در هيات‌رئيسه فدراسيون فوتبال، رياست سازمان تيم‌هاي ملي و رئيس شورايعالي راهبردي فدراسيون فوتبال را در کارنامه دارد. در زمان صعود تيم‌ملي کشورمان به جام‌جهاني برزيل اقدامات و برنامه‌هاي اقتصادي وي از جمله هواپيماي اختصاصي تيم‌ملي باعث شد تا کي‌روش و شاگردانش با کمترين دغدغه در مسابقات حاضر شوند. «آرمان‌ملي»‌ با وي در مورد وضعيت مديريتي و اقتصادي فوتبال کشورمان گفت‌وگويي انجانم داده که در ادامه مي‌خوانيد:

شما در مصاحبه‌هايي که داشتيد به بحث توسعه اشاره کرديد. در اين خصوص توضيح مي‌دهيد؟

ببنيد منظور از توسعه، توسعه امر همه‌جانبه است. بدون‌شک پول بدون برنامه‌ريزي ويرانگر است. توسعه بدون برنامه‌ريزي ميسر نمي‌شود. شما ببينيد در بخش‌هاي اقتصادي مانند فولاد و پتروشيمي ‌چه پيشرفت‌هايي به‌خصوص در زمان تحريم انجام شده است که حاصل برنامه‌ريزي و با تمرکز است. توسعه با استفاده از نيروي جوان نخبه و برنامه‌ريزي امکان‌پذير است. در حوزه توسعه ظرفيت‌هاي بالقوه‌اي در کشور وجود دارد. که جاذبه‌هاي گردشگري، تنوع اقليم آب‌وهوايي، حوزه‌هاي ترانزيت و حمل‌ونقل، برخورداري از انواع مرزهاي آبي و خاکي، منابع نفتي و غيرنفتي بخشي از آن است. در بحث نيروي انساني نخبه هم بايد به اين مساله اشاره کرد که کشورمان در بحث مقالات علمي‌ جزو 20کشور برتر است. در حوزه نانو پيشرفت‌هاي خوبي داشتيم. در حوزه المپياد جزو 10کشور برتر دنيا هستيم. در حوزه تربيت مهندس جزو کشورهاي برتر جهان هستيم. براي هر مجموعه يک نيروي انساني نخبه مهمترين پارامتر براي جهش و موفقيت بنگاه اقتصادي است. با توجه به آمار رده‌هاي سني و در عين جاذبه‌هايي که اشاره شد، مهمترين فاکتور براي توسعه، گردش نخبگان است به‌خصوص در اين زمان که تحريم‌ها باعث شده شرايط بسيار متفاوتي داشته باشيم. به اعتقاد من بايد به نيروي جوان اعتماد کرد و هرچقدر به آنان فرصت دهيم به اثرگذاري مثبت و جدي در مجموعه‌ها منجر مي‌شود هرچند متاسفانه شاهد برخي مهاجرت‌ها هستيم. من به برنامه‌ريزي اعتقاد دارم. اگر حتي 10درصد از معوقات بانکي که با اين مابه‌التفاوت نرخ ارز به کوهي از بدهي‌ها تبديل شده است به برنامه‌ريزي و تهيه زيرساخت‌ها هدايت مي‌شد ما در حوزه‌هاي مختلف حتي مبادلات فرهنگي به مراتب شرايط بهتري داشتيم. اگر ما سيستم‌هاي تامين سرمايه يا همان بانک‌ها را مکلف و الزام به اين هدايت و امر مي‌کرديم شاهد توسعه بيشتري بوديم. البته من مخالف پرداخت به بنگاه‌هاي خصوصي نيستم؛ ولي به‌هرحال با رعايت اعتبارسنجي‌ها و صلاحيت‌سنجي‌ها بايستي صورت پذيرد. نيروي انساني باکيفيت مي‌تواند خود شرايطي براي توسعه ايجاد کند. شما در کمپاني‌هاي بزرگ شاهد حضور نخبه‌هاي ايراني هستيد.

در اين سال‌ها پست‌هاي بين‌المللي جسته و گريخته داشتيم!

ما در بحث مجامع بين‌المللي در سال‌هاي گذشته عملکرد خوبي نداشتيم. سال‌هاست کنترل فيفا در دست کشورهايي است که فوتبال ندارند ولي کشوري مانند ايران که حتي بعضا کرسي‌هايي نيز داشته، ولي در تصميم‌هاي کلان نقشي نداشته است. ما بايد اهتمام به برنامه داشته باشيم، نبايد با سعي و خطا فوتبال را اداره کنيم. چون در طي اين سال‌ها برنامه‌ريزي و پرورش نيروي نخبه نداشتيم به همين دليل حضور‌ها در مجامع بين‌المللي جسته گريخته است. اگر برنامه‌ريزي از سال‌ها قبل رخ مي‌داد حالا با حضور افراد نخبه کشور در پست‌هاي بين‌المللي همراه بوديم. متاسفانه اين وضعيت در داخل کشور هم وجود دارد و در فوتبال شاهد گردش نخبگان نيستيم. بايد متد و روش را عوض کرد. متد جديد آدم‌هاي جديد را مي‌طلبد، آدم‌هايي باکيفيت که توانايي برنامه‌ريزي و هم نگاه بين‌المللي داشته باشند. هم در حوزه تصميم‌سازي چه داخلي و چه خارجي بتوانند از تمام ظرفيت‌ها استفاده کنند.

با اين تفاسير فدراسيون و باشگاه‌ها نياز به تغييرات زيادي دارند، براي ايجاد و يا اصلاح زيرساخت‌ها که زمان و انرژي زيادي لازم دارد!

با توجه به فضاي اقتصادي حاکم بر کشور و اتفاقاتي که در اين سال‌ها در فوتبال کشور رخ داده که البته تاکيد مي‌کنم منظور من ربطي به دوره چند ماهه اخير ندارد، از شکل اساسنامه تا ساختار‌ها نياز به برنامه‌ريزي جديدي دارد. پذيرفتن رياست فدراسيون و مديريت فوتبال در کشور شهامت و جسارت زيادي مي‌خواهد. رئيس فدراسيون بايستي شرايط فعلي فوتبال کشورمان را بپذيرد. شرايط اقتصادي کشور ناشي از تحريم‌ها، مابه‌التفاوت نرخ ارز، پرونده ويلموتس، تيم‌هاي ملي آقايان و بانوان در رده‌هاي سني مختلف، وضعيت مالياتي، وضعيت مبهم تيم‌ملي براي صعود و مشخص نبودن عايدي تيم‌ملي از مسابقات جهاني بخشي از دلايلي است که نشان از شهامت رياست فدارسيون براي قبول کردن اين پست است. تغييراتي که فوتبال و در رأس آن فدراسيون بايد انجام دهد تا بتوان شاهد ايجاد زيرساخت و سپس توسعه باشيم، مي‌تواند توسط تيمي‌که تلفيقي از تجربه، انگيزه و نگرش جديد به فوتبال است، شکل بگيرد تا بتواند اقناع‌سازي هم انجام دهد. شما وقتي در مورد فوتبال ايران صحبت مي‌کنيد بايد کل فضاي کشور را ببينيد. نمي‌توان دنبال مدينه فاضله بود و مناطق جغرافيايي مختلف را نديد. براساس آمار‌هاي منتشرشده استان‌هاي شرق با نرخ فقر بالاتري مواجه هستند. وقتي قرار است برنامه ريزي براي فوتبال انجام شود بايستي تمام موارد از جمله وضعيت خانوار‌ها، متوسط نرخ تورم، تاثير کرونا در اقتصاد، ميزان جواني کشور، وضعيت باشگاه‌ها و... در نظر گرفته شود که متاسفانه اين اتفاق رخ نمي‌دهد. وقتي صحبت از فوتبال حرفه‌اي مي‌کنيم باشگاه‌ها بنگاه‌هاي اقتصادي هستند که چرخه اقتصادي بايد بپرخد. در محلي بودن و آماتوريسم شاهد برنامه‌ريزي نيستيم. اصولا در فوتبال آماتور برنامه‌ريزي نمي‌بينيم چون مديران اين بخش الزامي ‌به اين کار ندارند، ولي يکي از الزامات فوتبال حرفه‌اي استفاده از نيروهاي باکيفيت است. براي پرورش نيروي باکيفيت در هر بخشي حتي فوتبال به 10هزارساعت زمان نياز است که نيازمند برنامه‌ريزي و استفاده از ابزارها در حوزه دولت و حاکميت است.

فوتبال ايران مثل اقتصاد ما دولتي است و همين باعث شده با محدويت‌هايي مواجه شويم. شرکت‌هايي فرهنگي ورزشي تاسيس کرديم که مستقيم يا باواسطه اندکي از درآمد‌هاي دولتي ارتزاق مي‌کنند. باشگاه‌هاي خصوصي در اين سال‌ها به مشکل خوردند که البته ريخت‌وپاش داشتند، ولي از لحاظ درآمدزايي هم مشکل داشتند.

من هم بانظر شما موافقم. وقتي مي‌گوييم زمان حرفه‌اي شدن برخي الزامات بايد رعايت مي‌شد يعني همين! ولي نکته مهم اينکه ما از همين ظرف موجود هم استفاده نکرديم. يعني در همين وضعيت خصولتي از الزامات فوتبال حرفه‌اي استفاده نکرديم. در روزي که مي‌خواستيم فوتبال حرفه‌اي را آغاز کنيم، مي‌توانستيم با 8باشگاه و با مدلي که در برخي کشورهاي همسايه بود و شدني بود کارمان را آغاز کنيم. در وضعيت موجود پيش‌بيني مي‌کنم وضعيت باشگاه‌ها بغرنج خواهد شد. ببينيد قرار نيست هر جايي يک کارخانه داريد فوتبال را ترويج کنيد. پس سهم شهر و استان‌هايي که کارخانه و بنگاه اقتصادي قوي‌اي نداريد مانند تيم‌هاي نيمه شرقي کشور، فوتبال و باشگاه‌هاي فوتبال نداشته باشيد. اين مساله با عدالت توسعه فوتبال در تعارض است. بعضي از مناطق حتي در ليگ يک هم نماينده ندارند. بحث من حمايت يا عدم حمايت از تيم‌ها نيست بحث اصلي عدم برنامه‌ريزي صحيح و اصولي است. به شما پيشنهاد مي‌کنم فوتبال بلژيک و تحولي که در آن رخ داده را مرور کنيد. آنها نياز به تحول در بخش‌هاي فني داشتند که با برنامه‌ريزي و مهندسي فوتبال به بومي‌سازي پرداختند اين در حالي است که ايرادات فوتبال ما در حوزه ساختاري است و هنوز به مشکلات بخش فني ورود نکرده‌ايم. نمي‌توان شخص خاصي را در اين سال‌ها مقصر اعلام کرد، ايجاد ساختار جديد و اصلاح وضعيت موجود غيرممکن نيست ولي کار بسيار سختي است که تحت اجماعي فکري - ملي قابليت اجرايي شدن دارد تا بتواند اعتماد را به فدراسيون برگرداند.

اعتماد به فدراسيون به‌خصوص پس از قرارداد «ويلموتس» زيرسوال رفته است. در مورد شفافيت فدراسيون چه نظري داريد؟

وقتي بدون ساختار حرکت کنيد زمان و وقتش را در مورد رفع اتهامات صرف خواهد کرد. بايد بپذيريم که ساختار را بايد با برنامه‌ريزي تصحيح کرد. بايد پالايش نيروي انساني باکيفيت در دستور کار قرار گيرد. نياز به پلتفرم واحد داريم و بپذيريم که مشکل داريم و جسارت براي تغيير داشته باشيم. در مورد صداقت بايد بگويم فدراسيون جهاني روي شفافيت و صداقت بسيار تاکيد دارد. اگر اتفاقات فيفا را مرور کنيد مي‌بينيد که اينفانتينو پس از بلاتر دست به شفاف‌سازي زد و درآمد‌ها و صورت‌جلسات مالي فيفا را منتشر کرد. هر چند بلاتر تجاري‌سازي فوتبال را به اوج رساند، اما وضعيت اقتصادي اين فدراسيون شفاف نبود، اما شفافيت برگ برنده اينفانتينو براي حضور در رأس فيفا بود و حالا شبهه‌اي وجود ندارد. نگاه ما بايد به فوتبال عوض شود.

شما در انتخابات فدراسيون فوتبال شرکت مي‌کنيد؟

فعلا بحث اصلاح اساسنامه مطرح است و بايد ديد برگزاري انتخابات در چه زماني خواهد بود. در اين مدت اهالي فوتبال لطف زيادي به بنده داشته‌اند، ولي بايد ديد چه اتفاقاتي در ماه‌هاي آينده رخ مي‌دهد. مهمتر از اينکه من در انتخابات شرکت کنم يا خير اين است که بتوان با همفکري، اجماعي فکري - ملي براي موفقيت فوتبال ايران قدم برداشت و در اين راه من هم به‌عنوان يک عضو کوچک فوتبال تابع تصميمات جمعي نخبگان خواهم بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی