در يک صبح بهاري، دست از تلاش براي نابودي کامل کادر درماني کشور برداشته و قانع ميشويم که ورودي و خروجي هوا روي کجاي صورتمان تعبيه شده و ماسک را تا همانجا بالا خواهيم کشيد.
در يک صبح بهاري، شايد بالاخره قانونگذاران متوجه شوند که کارشناسان راست ميگويند که در بخش مسکن قوانين و مقررات کم نداريم و بايد با حفظ تمام نکات ايمني، اندکي از روي صندلي بلند شده و دست به اقدام بزنند.
در يک صبح بهاري، شايد اعتمادسازي ميان مردم و مسئولان وزارت بهداشت شکل گرفته و ملت هميشه درحال خريد در بازار سياه، قبول کنند که هر دارويي که در اخبار فضاي مجازي پخش ميشود، مناسب درمان کرونا نيست حتي اگر يک اسم شيک و مجلسي مانند «رمدسيوير» داشته باشد.
در يک صبح بهاري، با سخنگوي وزير امور خارجه همراه شده و ميپذيريم که صلح و دوستي يکي از ويژگيهاي بارز فرهنگ ايراني است و با دمپايي ابري خيس بر دهان کساني ميکوبيم که ما آرياييهاي اصيل را در دسته عصبانيترين مردم دنيا جاي ميدهند.
در يک صبح بهاري، اندکي به حافظه تاريخي نداشتهمان فشار آورده و اجازه نميدهيم هرکسي با هر مدل هاله نوري، جلوي دوربين نشسته و با جملات هشت ريشتري، ژست روشنفکري و بهاري براي ما بگيرد و ما باور کنيم که همين بوده و ما اشتباه ميکرديم تا پيش از اين.
در يک صبح بهاري، ما بالاخره ميفهميم که نقش وزير جوان و کلا وزارت ارتباطات در اين مملکت چيست و وقتي حتي اين وزارت روي قيمت اينترنت کنترلي ندارد، ما براي چه چيزي ميتوانيم شکايت که نه، انتقاد هم که اصلا، سوال هم يواشکي، پيش ايشان رفته و دست پر برگرديم.
در يک صبح بهاري، دست از رقابت بر سر همه چيز برداشته و نه در فضاي مجازي پز خوشبختي نداشتهمان را ميدهيم و نه در گفتوگوهاي خصوصي اصرار بيش از حد بر بدبختيهاي تخيليمان خواهيم داشت.