زماني که در دوره ناصرالدينشاه قرارداد رويتر بسته شد، بخش بزرگي از نخبگان جامعه که در شناسايي وضعيت کشور و کيفيت تعامل خارجيها با دولتهاي ما به درک درستي رسيده بودند، با اين قرارداد مخالفت کردند. درست است که بر پايه اين قرارداد، ما در کشور به نوسازيهايي دست ميزديم و زمينه هاي ترقي و پيشرفت را مهيا مي کرديم، اما يک اشکال در اين پروژه قرار داشت که براي آن روز ايران که نخبههايش توانايي درک و شناخت موقعيت بالقوه ايران را داشتند پذيرفتني نبود و آن هم مدت قرارداد و طرف قرارداد بود. اينکه انجام برخي از کارها به مدت 70سال به يک نفر محول شده بود که انجام دهد، براي موقعيت آن روز ايران سنگين و خطا مي نمود. منظور از موقعيت آن روز ايران اين است که : بخش بزرگي از جامعه نخبگان ايران همانگونه که عنوان شد در جريان مسائل و تعاملات منطقهاي و بينالمللي قرار داشتند و ديگر اينکه روزنامههاي متعددي وجود داشت که در داخل و بيشتر در خارج به زبان فارسي چاپ ميشدند و منتقد وضع موجود ايران بودند و هر مسالهاي را به راحتي مورد نقد قرار مي دادند. جريان تحولات محلي و منطقهاي در حوزههاي گوناگون به نسبت آغاز دوره قاجار، سرعت گرفته بود و فرصت هاي تصميمگيري را خيلي بيشتر در اختيار تصميم گيران ميتوانست قرار دهد. پس دادن امتياز به شرکت هاي سرمايهگذار- به قول امروزي ها- براي مدت طولاني و سهامداران محدود، عقلاني نبود. حال اگر اين امتياز ميان 5يا 10 نفر يا شرکت تقسيم ميشد و زمان آن هم از 70 سال به 10 سال کاهش مييافت، واکنش جمعي از نخبگان تا چه حدودي مورد استقبال و پذيرش اکثريت آنان قرار ميگرفت؟ پس آنچه در اين ميان مهم بهنظر ميرسيد: زمان طولاني امتيازنامه و محدودبودن طرف امتياز بود. جالب است که اضافه کنيم که بخش اداره گمرکات اين امتيازنامه ، 25سال زمان را در برميگرفت و اين نشان ميدهد که براي تنظيمکنندگان اين امتيازنامه، دغدغههايي از جنس ايرادات نخبگان وجود داشت و به کل از مساله غافل نبودند. اشکال ميرزا حسين خان سپهسالار در آن روزگار و امروز تنها در اين است که «دايره مشورتپذيري آنها، اولا محدود و در ثاني گريزان از بدنه کارشناسي است» و علت اين مهم هم «ساختار فسادزايي» است که حوزه اقتصاد و... ما در آن گير کرده است. بستن قراردادهايي با مدت زمان طولاني در امروز، براي کشوري مانند ايران که در حوزه علوم در جايگاهي شايسته قرار دارد، «گم کردن مسير درست توسعه و ترقي» است و هيچتوجيهي نميتواند آن را پوشش دهد. ما در جهان جامعهاي منزوي نيستيم و بنا به موقعيتهاي نقشآفرينمان در حوزههاي گوناگون جغرافيايي و فرهنگي و... نميتوانيم منزوي هم باشيم. بنابراين براي فرار از مشکلات و پيدا کردن راهحلهاي درست، «مسير درست» را انتخاب کنيم.