طرح سوال از رئيسجمهور في نفسه بد نيست و از اختيارات مجلس است اما اينکه اين طرح سوال در چه زماني و با چه ادلهاي انجام شود اهميت بسزايي دارد و پيامهايي به همراه دارد، هر پيامي در شرايط امروز ميتواند تاثير مثبت يا منفي بر کسب و کار، جامعه و شرايط داشته باشد. در مقطع زماني فعلي چون مجلس تازه آغاز به کار کرده هنوز فرضيههايي مبني بر تقابل دولت و مجلس وجود دارد و هرگونه اقدامي ميتواند پيامآور آغاز يا شدت اين تقابل باشد طرح سوال از رئيسجمهور هم دقيقا بر همين مبني سنجيده ميشود و پيام تعامل و همکاري براي رفع مشکلات ندارد. مجلس يازدهميها بيشتر سعي دارند به جامعه القا کنند که کاري براي مردم انجام ميدهند و اهميتي نميدهند اين کار به چه شيوهاي و با چه برنامهاي انجام ميپذيرد و با اين اقدامات فقط پيام منفي به بازار ميدهيم. مجلس يازدهم بايد تلاش کند اميد به جامعه بازگردانده شود، در زمان شروع به کار مجلس هنوز اميد به اينکه تعامل مجلس و دولت بتوان راهگشا باشد و مشکلات را حل کند، وجود داشت اما امروز اين اميد در جامعه وجود ندارد. مجلس يازدهم بايد در وهله اول تمام تلاش خود را به کار بگيرد تا در روابط خارجي تنشزدايي کند تا سرمايههاي خارجي جذب کشور شوند. همچنين در بازارهاي داخلي هم ثبات ايجاد شود. اما در مجلس يازدهم حتي اميد به اين اقدامات وجود ندارد چراکه برخي از آنها هنوز درگير شعارهاي انتخاباتي و جنگ رياستي هستند. نااميدي مردم نسبت به آينده کار را براي مجلس که با مشارکت پاييني هم به قدرت وارد شده سختتر ميکند. بعيد ميدانم علت رفتارهاي اخير مجلس با دولت يا وزرا صرفا مشکلات کشور و نوسانات ارزي باشد، مشکلات آنها با تيم دولت فراتر از اين موضوعات است و به نوعي مشغول تخريب دولت هستند. جريان اصولگرا در زمانهايي که در قدرت حاضر است رفتار متفاوتتري به نسبت خارج از قدرت دارد. جريان راست در کشور در مدت زماني پيش از اينکه در مجلس قدرت را به دست بگيرند صحبت از همدلي ميکرد و شعارهاي آنها در راستاي وحدت و انسجام ملي بود اما امروز دقيقا رفتارهايي متناقض با اين دغدغه اصلي کشور قابل مشاهده است.