محمدجواد ظريف در جلسه شوراي امنيت با ادبيات فاخر سخن گفت. زيبا بود که وزير امورخارجه در آغاز و پايان به تاريخ ايران اشاره کرد و از مرحوم دکتر محمد مصدق، کلام به ميان آورد، اشاره او به دکترمصدق براي اهل فن ايجاد پرسش مينمايد، که نام آوردن از مصدق در عرصه سياست داخلي داراي گسترهاي از معناي تعريفشده و کددار است، که جاري شدن آن از زبان آقاي ظريف آن هم در عرصه سياست خارجه جهت مستند کردن آن و مرجع قرار دادن آن مساله را زيباتر و تحليلگران را با پرسشهاي جديد روبهرو ميسازد. از سوي ديگر، در شوراي امنيت کشورهاي اروپاي که در آژانس هستهاي ايران را تحت فشار قرار دارند، به حمايت از برجام ميپردازند و از آن بهعنوان ميراث اروپا در عرصه ديپلماسي در آوردگاه همچون ايستادن در مقابل ايالاتمتحده بوده و از آن حمايت ميکند. ولي ايران و کنشهاي آن را با پرسش جدي روبهرو ميکند. چين و روسيه در شوراي امنيت در مقابل آمريکا موضعگيري ميکنند و چين آشکارا با پيشنويس ضد ايراني آمريکا ميايستد و به اين امر اهتمام ميورزد، ظريف بهخوبي مسير حرکت سيستمهاي ناظر بر پيگيري کشورشان را در گستره بينالمللي مشخص کرد. ايالاتمتحده آمريکا همچون چين و چين همانند روسيه و روسيه همانند کشورهاي اتحاديه اروپا بهدنبال منافع و اهداف تعريفشده خود و بهرهبرداري از نظام بينالملل به نفع ملت و مردمان خود هستند و اگر اين معنا را بپذيريم، که اين موضوع براي اهل فن غيرقابل پيشبيني نبود اما مهم اين است که آنچه به دست آمد چه بود. اولا در شوراي امنيت حق وتو که آن را بهعنوان يک قانون استعماري و استثماري تلقي کرده و همواره خواستار لغو آن بوديم؛ اکنون اگر در حال حاضر وجود نداشت. هرچند اروپا برجام را براي خود يک ميراث به حساب ميآورد، اما در عمل همواره نشان دادهاند، که به خاطر ايران حاضر نيست در مقابل ايالاتمتحده بايستد. حال با اين تفاسير آنچه ظريف بيان کرد نشان داد که وزير امور خارجه ايران يک ديپلمات برجسته است. ايران بيترديد در چهارچوب منازعههاي بينالمللي بين رقابت فيمابين اتحاديه اروپا و چين و ايالاتمتحده و ساير قدرتها و قدرتهاي شبهپيراموني ميتواند با قرار گرفتن در جبهه ديگري زمينههاي حمايت بخشي از تعارضهاي موجود در شکلگيري نظم جهاني به نفع خود صفآرايي کند و اين را در شوراي امنيت بهخوبي به نمايش ميگذارد. اما همه کارزارها و آوردگاهها به شوراي امنيت ختم و محدود نميشود، کارزارهايي که براي کشورهاي عربي در چند سال گذشته رخ داده گواه اين است. اراده سياسي به قدرت سياسي و انواع قدرتها که براي تحقق اهداف پيش ميروند شکل و محتوا ميدهد و آنچه به دست ميآيد بايد واقعگرايانه باشد. مسلم است که در عرصه ديپلماسي با وجود ديپلماتهايي چون محمدجواد ظريف بهعنوان ذخاير کشور موفق هم باشيم و بايد توجه داشته باشيم، آنچه در سياست مهم است و بيش از بيان اهميت پيدا ميکند نتيجه اين بيانها براي مردم است. اينک گفته ميشود اين جلسه به انزواي ايالاتمتحده تحقق بخشيده، آيا ماجرا به نفع تهران به پايان خواهد رسيد و تهران از محاصره اقتصادي رها ميشود؟ بايد همواره در نظر داشت که مسائل سياسي نميتواند بر مبناي سياستهاي آرزومندانه و تبليغات موسمي بر اساس يک واقعه بدون توجه به روندهاي حاکم بر وقوع رخدادها و تبعات آن بهدرستي تحليل شود، بايد واقعنگر باشيم و با توجه به کسب پيروزيها بايد آنها را پاس بداريم اما نميتوانيم بهعنوان يک نگاه روندشناسانه به آن تکيه کنيم.