چرا مسکن اينقدر گران و اين کالا دستنيافتني شده است؟ پاسخ روشن است تعداد خانوارهاي ايران طبق سرشماري سال 1395 حدود 25 ميليون خانوار و تعداد منازل مسکوني بيش از اين است، پس کمبود آنچناني از نظر مسکن نداريم (البته نياز به احداث يک ميليون ساختمان در سال با احتساب ازدواجهاي جديد و نوسازي بافتهاي فرسوده را بايد در نظر داشت) ولي مشکل در توزيع نامناسب و احتکار مسکن است تا جايي که يکنفر در ايران ميتواند تا دهها بلکه صدها ساختمان داشته باشد و هر سال هم از افزايش قيمت آنها منتفع شود و هيچ مالياتي هم پرداخت نکند. در حال حاضرسريعترين و مهمترين سياستي که ميتواند مشکل مسکن را تا حد زيادي رفع کند، تدوين بسته کاملي از قوانين جامع مالياتي شامل «1- ماليات بر عايدي سرمايه، 2- ماليات بر معاملات مکرر،3- ماليات بر املاک دوم و بيشتر، 4- ماليات بر املاک لوکس و 5- ماليات برخانههاي خالي» است.رشد شديد خانه هاي خالي و شبهخالي، ناشي از آن است که هزينه نگهداري دارايي ملکي بسيار پايين و نزديک به صفر است. به همان اندازه که براي صاحب خانه شدن نسبت به ساير کشورها بايد مدت بسيار طولاني تري را انتظار کشيد، هزينه نگهداري ملک، در سطح بسيار پايينتري قرار دارد. پس بايد کاري کرد که نگهداري ملک براي شخص داراي هزينه شود ومجبور شود سرمايه را به بخشهاي توليدي واشتغال زا ببرد واين با قانونگذاري صحيح واجراي درست آن شدني است.حال بياييد با زبان ساده تري مفهوم برخي ازاين مالياتها و چگونکي کمک آنها به صاحبخانه شدن مردم را مرور کنيم. ماليات بر عايدي سرمايه به ماليات ثروتمندان نيز مشهور است در حال حاضر مسکن و زمين اصليترين منبع دريافت ماليات بر عايدي سرمايه در جهان است و دلالان مسکن از جمله بزرگترين پرداختکنندگان اين ماليات هستند اين ماليات البته براي خانه اول و محل اصلي زندگي وسکونت افراد معاف است، ولي براي موقع فروش املاک مازاد با نرخ نزديک به 30 درصد، از مالکان دريافت ميشود. يعني اگرفردي ملکي را 600 ميليون تومان خريداري کند وبعد از سه ماه 900 ميليون بفروشد سود 300 ميليوني حاصله شامل ماليات ميشود، مبناي اين ماليات، سود حاصل از فروش املاک است؛ به اين معنا که بهاي فروش، پس از کسر قيمت زمان خريد و هزينه استهلاک، مبناي نرخ ماليات قرار ميگيرد. ماليات بر خانه دوم و بيشتر، اين ماليات بر مبناي عدمداشتن صرفه اقتصادي خانه دوم، سوم و... براي مالکان است يعني هر خانوار حق داشتن يک خانه را داشته باشد و خانههاي زايد بر خانه اي که مورد استفاده خانوار قرار ميگيرند مشمول دريافت ماليات شوند به نحوي که براي مالک صرفه اقتصادي نداشته باشد وبه همين يک منزل بسنده کند و مابقي را براي فروش عرضه کند يعني ماليات بايد بهگونهاي باشد که فرد مجبور به فروش شود و اين يعني افزايش عرضه وکاهش قيمت مسکن. اما چگونه بفهميم هر فرد چند خانه دارد در همه جاي دنيا داشتن آدرس شخص يک اصل شناخته شده است و در کشور ما نيز کافي است کدملي با آدرس محل زندگي، طبق کدپستي و يا کد کنتور برق تطبيق داده شود. با اين راهکار خانههاي دوم، سوم و... هر سرپرست خانوار شناسايي شده و قابلوضع ماليات ميشود. بهنظر ميرسد با وضع قوانين ياد شده در مدت کوتاهي عرضه مسکن از تقاضا پيشي گرفته و باعث کاهش قيمتهاي نامتعارف مسکن و ملک ميشود.