اعتماد موضوع مهم امروز کشور است و تاکنون در هيچ دورهاي از نظام فاصله بين مردم و مسئولان اين ميزان نبوده است. پاسخگويي و شفافيت از مطالبات مهم مردم است که ميتواند در شرايط فعلي اعتمادساز شود. مشکلات مهم کشور بايد با مردم مطرح شود و مردم بايد سرنوشت خود را بدانند. مردم انتظار دارند مسئولاني که توسط آنها انتخاب شدهاند، پاسخگو باشند و موضوعاتي که اقتصاد را به اين روز انداخته است، بدانند. جامعه بايد در جريان روند اصلاحي کشور قرار گيرد و اگر مشکلي هم هست بايد با شفافيت و صداقت با مردم سخن گفته شود. فقط مسائل خارجي نيستند که کشور را به شرايط فعلي کشاندهاند؛ البته تاثير تحريمها انکارناپذير است، اما خرابيهايي که از دولت قبل مانده و سنگاندازيهاي داخلي هم تاثير بسزايي در وضعيت امروز دارند، در نتيجه بايد مردم را در جريان تمام اين عوامل بگذاريم تا دليل بيپاسخ ماندن مطالباتشان را بدانند. تا زماني که اعتماد را به جامعه بازنگردانيم نميتوانيم از مردم توقع داشته باشيم پاي صندوقهاي راي بيايند. مردم در حال حاضر توقع اصلاح شرايط را دارند. بنابراين وقتي ملزومات آن را فراهم نکنيم بدان معناست که بخشي از جامعه را، که اتفاقا تعداد آنها هم کم نيست، ناديده گرفتهايم. انتخابات اسفند ماه پيامهاي مهمي براي مسئولان داشته است. آنها بايد با ارزيابي ميزان مشارکت مردم، که در حداقليترين شکل ممکن بود، اين پيام را دريافت ميکردند که مردم از مسئولان فاصله گرفتهاند. اما به جاي اين موضوع شاهد بوديم که برخي خوشحال شدند اصلاحطلبان در بازيهاي سياسي و ميادين قدرت راه پيدا نکردند. حق طبيعي هر ملتي است که در سرنوشت خود دخيل باشد، اما بايد شرايط آن هم استاندارد و قابلرقابت طي شود. بايد به نظرات مردم توجه شود تا احساس کنند نمايندگان آنها در قدرت به مطالبات آنها توجه کرده و پاسخدهي دارند. توجه به راي و نظر مردم مختص به يک نهاد خاص نيست؛ بلکه تمام افرادي که در قدرت حاضر هستند بايد خود را موظف به پاسخگويي به جامعه بدانند. در واقع اگر حاکميت بتواند فاصله بين مردم را کاهش دهد ميتوانيم به حضور حداکثري مردم پاي صندوقهاي راي در انتخابات آتي خوشبين باشيم در غير اينصورت فضا تفاوتي با انتخابات مجلس در اسفندماه نخواهد کرد، چراکه گويي درس لازم از مشارکت حداقلي مردم در انتخابات گرفته نشده است.