زمانيکه ما زندگي مدرن و شهرنشيني را انتخاب کرديم، رفتارهاي مدرن را نيز بايد انتخاب کنيم؛ با رفتارهاي سنتي نميتوانيم کاري از پيش ببريم و شهرها را اداره کنيم. هم دستگاههاي مسئول و هم مردم، بايد اين رفتارها را رعايت کنند؛ الزامها براي اينکه يک ساختمان از امنيت و ايمني کافي برخوردار باشد، از هر دو طرف بايد جدي گرفته شود. بحث بيمه آتشسوزي، بيمه مشاغل، بيمه لوازم و تجهيزات و... جزو ضرورتهاي يک زندگي شهري و مدرن است. با بررسي اتفاقاتي که در چند سال اخير همچون حادثه پلاسکو و کلينيک سينا اطهر، متوجه ميشويم که انواع خللها از سوي همه ذينفعان در اين حوادث ديده ميشود. بنابراين ما بايد بپذيريم در زندگيهاي شهري و مدرن، بايد رفتارهاي مدرن داشته باشيم. اگر چنين اتفاقي نيفتاد، چه بايد کرد؟ نمونه اين امر بيمه شخص ثالث است؛ امروز اگر خودرويي اين بيمه را نداشته باشد، متوقف شده و به پارکينگ منتقل ميشود. همين الزامات را بايد در مورد واحدهاي ساختماني، درماني، کسب و کارها و... اجرا کنيم.حوادثي که در چند سال اخير با توسعه لجامگسيخته شهر تهران رخ داده نشان ميدهد که ما چقدر در مسير توسعه مشکلات عديده داريم. بخشي از اين مشلات به رفتار و فرهنگ توسعه نيافته ما برميگردد. رفتار و فرهنگ ما مطابق با مقتضيات يک کشور توسعه يافته نيست. نمونه اين مساله در بند بالا مرور شد؛ به چه دليل کسي که ساختمان ميسازد، اگر مهندس ناظر، شهرداري و دستگاههاي زيربط به آن الزام نکنند، حاضر نيست قوانين و قواعد ضدزلزله و محکمکاري را در سازهها رعايت کند؟ بهچه دليل بسياري از افراد براي اينکه کاري انجام دهند، گاهي اوقات به تباني با افراد ديگري ميپردازند؟ به چه دليل براي اينکه حادثهاي گريبانگير ما نشود، خودمان پيشاپيش نسبت به بيمه کردن ساختمانمان اقدام نميکنيم؟ چرا دستگاههاي ما سرسري از اين موضوعات عبور ميکنند؟ آيا اين رفتارها، رفتارهايي توسعه يافته است؟! اين يک بخش ماجرا است؛ بخش ديگر اين است که ما در شهري زندگي ميکنيم که براي دادن تراکم براي طبقات زياد، مجوز داده ميشود، در حالي که ابزار و لوازم آتشنشاني و ساير الزامات شهرنشيني، در حد ساختمانهاي پنج طبقه است. ما همه امور را در توازن با يکديگر جلو نميبريم. مجوز براي ساخت برجهايي تا 30 طبقه داده ميشود اما قابليت اطفاي حريق ما نهايتا 10 تا 12 طبقه است. با وجود دلخراشبودن حادثه کلينيک سينا اطهر، ميتوان اين تهديد را به چشم يک فرصت ناب ديد تا حداقل در عرصه مديريت شهري، ساخت و سازها و... رفتاري مدرن از خود بروز دهيم، درسي که بعد از فاجعه فروريختن پلاسکو ياد نگرفتيم تا اينکه يک ساختمان ديگر فرو ريخت و متاسفانه 19 نفر از هموطنانمان روي تخت بيمارستان و به مظلومترين شکل ممکن جانشان را از دست دادند. اين موضوع نبايد معطوف به اين ايام که دچار احساسات و عواطف هستيم، شود بلکه بهعنوان يک راهبرد براي داشتن جامعهاي قوام يافته موردنظر باشد. فرو ريختن ساختمانهاي تجاري و عمومي با حجم عظيم ديگري از ساختمانهاي اينچنيني در تهران و بافت فرسوده آن نظير تهران، دو موضوع را به ما گوشزد کرد: نخست اينکه چگونه بحرانها را مديريت کنيم، دوم اينکه چگونه از فناوريهاي نوين براي کاستن يا مديريت بحرانها استفاده کنيم. امروزه از فناوريهاي نوين مثل آلارمها در ساختمانهاي بزرگ استفاده ميشود، در صورتي که ما از اين قبيل فناوريها هيچبهرهاي نبرديم. هنوز در کشور ما بايد کسي به آتشنشاني زنگ بزند يا دودي مشاهده شود تا ما متوجه حادثه شويم، درحالي که ابزارهاي فناورانه ميتوانند با سرعت اطلاعرساني کنند. بنابراين اگر ميخواهيم به مديريت خوبي در پسابحران برسيم، نبايد از نقش فناويها در ساختمانها بهويژه آنهايي که بزرگ هستند، غافل شويم.