آرمان ملي: گاه مسائلي مانند حق ماهيگيري چينيها در خليجفارس به پيشزمينههاي توافق بلندمدت نسبت داده ميشد. اينکه موضوع توافق 25ساله ايران و چين چرا اينقدر طول کشيده تا بعد از گذشت چهار سال در چنين ايامي که شوراي حکام قطعنامهاي عليه ايران صادر کرده است يعني در سوم تيرماه 99 از تاييد پيشنويس آن سخن گفته شود نيز جاي بحث دارد حالا در سايت دفتر هيات دولت ايران پس از تاييد اين پيشنويس آمده است: «در پي بحث و بررسي پيرامون برنامه همکاري جامع 25ساله ايران و چين، وزارت امور خارجه ماموريت يافت که طي مذاکرات نهايي با طرف چيني، براساس منافع متقابل بلندمدت، اين برنامه را به امضاي طرفين برساند». برخي ممکن است اين تئوري را مطرح کنند که با توجه به در جريان بودن موضوع برجام در سه يا چهار سال پيش، اين توافق با چين آنقدرها نيز ضروري جلوه نميکرده، حال آنکه امروز با روند فعلي توافق هستهاي که ديگر جز پوستهاي از آن چيزي نمانده و از سويي اقدام اروپا و شوراي حکام عليه ايران، کشورمان ديگر چاره کار را در چيزي جز يک توافق ربع قرني با چين نميداند. همين موضوع است که شائبه امتيازات خاص به چين را بر سر زبانها مياندازد. آنچه مسلم است اينکه جزئياتي از اين پيشنويس منتشر نشده تا درباره چنين توافقي ارزيابي منصفانهاي داشت و البته کسي هم نميداند چه زماني قرار است اين پيشنويس نهايي و مورد تصويب چينيها قرار گيرد. اما بسته شدن يک توافق با کشوري مانند چين به مدت ربع قرن ميتواند اين موضوع را مطرح کند که ايران در شرايط فعلي که همه درها به رويش بسته شده و توافقنامه هستهاي که با اروپاييها و آمريکاييها داشته و ميپنداشت که توافقي بلندمدت است به بنبست خورده، اکنون رويگردان و سرخورده از غرب تمام نگاههايش را به سمت چين برگردانده است. به نظر ميآيد که ازاين پس پاي چينيها را بايد بيش از گذشته در اين مسير ديد. علي بيگدلي، کارشناس مسائل بينالملل دراينباره به «آرمان ملي» ميگويد: به نظر ميرسد اين استراتژي که درحالحاضر در قبال چين در نظر گرفته شده استراتژي صحيحي نيست. قطعا ما نبايد از واقعيتهاي بينالمللي دوري کنيم. نگاه به شرق نميتواند هميشه موفقيتآميز باشد، ازسويي درحالحاضر که اختلافات چين و آمريکا به اوج خود رسيده شاهد روي خوش چين به کشورمان هستيم و اين روي خوش هميشگي نخواهد بود. وي ادامه ميدهد: چينيها اين شگرد را دارند که يکبار از کرهشمالي عليه آمريکا استفاده ميکنند، يکبار از ايران. از همين رو نميتوان چين را يگانه کشوري دانست که ايران بخواهد به آن تکيه کند. اين استراتژي نميتواند براي هميشه ادامه پيدا کند، چين شريک قابل اعتمادي نيست و توانايي کمک به احياي اقتصادي ما را ندارد. بهخصوص اينکه از تکنولوژي مدرني براي صنايع نفتي ما برخوردار نيست. بيگدلي ميگويد: فراموش نکنيم، چين هم با فشارهاي آمريکا در گذشته به دليل سکوتش، باعث صدور قطعنامههايي عليه ما شده است؛ از سويي نبايد اين موضوع را از ياد ببريم که چين و آمريکا 750ميليارد تبادل تجاري دارند که از اين ميزان 400ميليارد سهم صادرات چين به آمريکا است. البته چنين تبادلاتي در شرايط کنوني و تنشهاي ميان دو کشور بهشدت کاهش يافته است اما در هر صورت اين ميزان از تبادل تجاري چيز نيست که در نهايت باعث شود چين بهکلي قيد آمريکا را بزند و به سود ما کار کند.
اعتراض احمدينژاد
رئيسجمهوري سابق درحالي از فرايند شفاف برنامه 25ساله همکاريهاي جامع ايران و چين با ادعاي «هيچکس از آن خبر ندارد» ابراز شگفتي کرده که اخبار مربوط به اين موضوع از زمان طرح، در منابع مختلف خبري منتشر شده است. انتشار خبر بررسي و تاييد برنامه 25ساله همکاريهاي جامع ايران و چين در هيات دولت، محمود احمدينژاد رئيسجمهوري سابق را به واکنش قابل تاملي واداشته است. وي با «قرارداد 25 ساله» خواندن اين سند گفته: «هر قراردادي مخفيانه و بدون درنظرگرفتن خواست و اراده ملت ايران با طرفهاي خارجي منعقد شود و برخلاف منافع کشور و ملت باشد، معتبر نيست و ملت ايران آن را به رسميت نخواهد شناخت». در اين خصوص مرور چند گزاره خالي از لطف نيست: 1. رويکرد جمهوري اسلامي ايران به توسعه مناسبات با چين در راستاي راهبرد «نگاه به شرق» است که مورد تاکيد رهبر معظم انقلاب و دولت بوده و مناسبات تهران ـ پکن همواره فارغ از کيفيت و کميت ارتباط ما با کشورهاي غربي، براي هر دو کشور محترم و مغتنم بوده است. از اين منظر هرگونه تلاش براي توسعه مناسبات دو طرف، مطلوب ارزيابي ميشود و ميتوان در مجموع گفت، نگاه مجموعه حاکميت نسبت به چين برخلاف آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي، مثبت بوده و ايران، چين را کشوري دوست و اهل تعامل ميشناسد. 2. رئيسجمهوري سابق در حالي از فرايند شفاف برنامه 25ساله همکاريهاي جامع ايران و چين با ادعاي «هيچکس از آن خبر ندارد» ابراز شگفتي کرده که اخبار مربوط به اين موضوع از زمان طرح، در منابع مختلف خبري منتشر شده است. سايت رياستجمهوري نيز روز يکشنبه اول تير، بررسي و تاييد پيشنويس نهايي برنامه 25ساله همکاريهاي جامع ايران و چين را در جلسه هيات دولت به رياست دکتر روحاني رسما اعلام کرد و همانگونه که رويه اين دولت بوده، چنين رخداد بزرگي از مراحل مذاکرات ابتدايي تا اين لحظه همراه با شفافيتهاي لازم بوده است. البته کساني که حافظه تاريخي دارند، بهخوبي ميتوانند دوراني را به ياد آورند که نه تنها خود قراردادي مخفيانه درباره ارز ناشي از فروش نفت به چين امضا کرد، بلکه افشاي بخشي از مفاد اين قرارداد باعث برخورد شديد و بستن يک رسانه افشاگر شد؛ آن هم قراردادي با شرايطي عجيب که باعث شد پس از افشاي برخي از محتواي آن، رسانهها به آن لقب «ترکمانچاي ارزي» دهند که با يک جستوجوي ساده در موتورهاي جستوجوگر قابل بازيابي و بازخواني است. از جمله اينکه اين قرارداد سال 1387 در زماني با دستور و اصرار احمدينژاد و با وجود مخالفت مسئولان بانک مرکزي وقت، با دولت چين بسته شد که کشور هنوز با مشکل تحريم به اين شدت و حدت که در تاريخ نوين جهان بينظير است، مواجه نبود و ميتوانست به راحتي پولهاي نفت کشور را به صورت نقد يا طلا وارد کشور کند. چه کسي مسئول واردات اجناس بنجل است؟ 3. متاسفانه در سالهاي اخير، مناسبات بسيار مهم دو کشور ايران و چين نه تنها بهدرستي درک نشده بلکه متاثر از واردات اجناس بيکيفيت چيني به کشور بهشدت خدشهدار شده و يک خطاي فاحش با ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي و رسانهاي را پديد آورده است. يکي از عواملي که باعث شد در دوران طلايي فروش نفت ايران که مربوط به رياستجمهوري آقاي احمدينژاد است، نگاه افکار عمومي به چين لطمه بخورد، روان شدن سيل واردات کالاهاي بيکيفيت چيني به ايران بود که بسياري از کسبوکارهاي بومي کشورمان را زير موجهاي سهمگين خود له کرد و مردم ما، چين را مسبب اين فاجعه تشخيص دادند؛ حال آنکه اين موضوع ارتباطي به چين نداشت و بيش از آن ناشي از سوءمديريت دولت و سودجويي برخي از واردکنندگان و بيتدبيريها در ايجاد توازن ميان واردات و حمايت از توليد داخلي بود که نماد اعتراض به اين رويه را ميتوان در انتخاب شعارهاي سال انتخابشده از سوي رهبر انقلاب پيدا کرد. 4. برخلاف قراردادي که در دولت آقاي احمدينژاد درخصوص ارز ناشي از فروش نفت به چين به صورت مخفيانه منعقد شد و انتقادهاي زيادي را به همراه داشت، تصويب پيشنويس برنامه 25 ساله همکاريهاي جامع ايران و چين که همه مراحل خود را تا اين لحظه با شفافيت طي کرده توسط خود دولت اعلام شده است. سخنگوي وزارت امور خارجه نيز توضيح داده که اين سند داراي ابعاد مختلف همکاريهاي سياسي و بهويژه اقتصادي است و اگر نهايي شود ميتوان آن را منتشر کرد و هيچ محتواي ابهامآميزي ندارد و سندي افتخارآميز و به نفع منافع دو کشور است.
عنوان شرق در مقابل غرب نداريم
در همين رابطه، احمد زيدآبادي روزنامهنگار و فعال اصلاحطلب نيز نوشت: واقعيت اين است که در شرايط کنوني روابط بينالملل چيزي به عنوان شرق در مقابل غرب وجود ندارد که بتوان از چرخش به شرق و غرب در سياست خارجي يک کشور از آن ياد کرد. به عبارت بهتر، چين و روسيه که بعضا از آنان بهعنوان شرق ياد ميشود، نگاهي دوقطبي به نظام بينالملل ندارند و کشورهاي جهان نيز در چنين چارچوبي روابط خود را با آنها تنظيم نميکنند. وي افزود: در حقيقت، روابط چين با آمريکا و متحدان اروپايي و آسيايياش، ترکيبي از همکاري و رقابت است و تمايلي به تبديل اين روابط به دشمني و خصومت در آن ديده نميشود. بنابراين، پکن در حوزههاي حساس منطقهاي و بينالمللي معمولا محتاطانه گام برميدارد و عمدتا به دنبال نظم و ثباتي است که امکان سرمايهگذاري و مبادلات اقتصادي را براي اين کشور تسهيل کند. براي نمونه، در خاورميانه چين ميکوشد تا با همه کشورهاي منطقه بهخصوص رژيمصهيونيستي و عربستان و ايران، روابط گرم و متوازني برقرار کند و نزديکي به يکي را به بهاي دوري از ديگري با منافع خود سازگار نميبيند. در نهايت ذکر اين نکته ضروري است که بايد از نگاه صفر و صدي به سياست خارجي کشور و جهتگيريها، قراردادها، توافقات و... دوري کرد. بدون ترديد حمله به سند همکاري 25ساله ايران و چين بدون آگاهي از جزئيات دقيق آن قابل تامل است!