آرمان ملي: يکي از نقدهايي که از سوي بخشي از جامعه چه در داخل کشور و چه در خارج از آن همواره گريبان جريان اصلاحات را گرفته و آنها را در مظان رويکرد انفعالي قرار ميدهد توقعاتي است که از اصلاحطلبان در موقعيتهاي مختلف و بحرانهاي کشور دارند. در واقع بهنظر ميرسد در بازههايي از زمان از اصلاحطلبان توقع برخوردهاي راديکال وجود دارد که به گفته خود اصلاحطلبان اين نوع رويکرد با ذات اصلاحطلبي در تعارض است. در همين رابطه «آرمان ملي» با غلامرضا ظريفيان به گفتوگو پرداخته که در ادامه ميخوانيد.
اخيرا برخي اظهارنظرها مطرح شده که گويي جامعه مدني از بعضي رفتارهاي تدريجي اصلاحطلبانه ناراضي هستند. در اين خصوص چه ديدگاهي داريد؟
مفهوم اصلاحطلبي بهطور کلي با براندازي در تعارض است، شايد برخي از اقشار اجتماعي و گروههاي سياسي انتظار دارند اصلاحطلبان به شکلي راديکالتر و ريشهدارتر در شرايط موجود عمل کنند و توقع اقدامات جديتر و کوبندهتري از اصلاحطلبان دارند. واقعيت اين است که اصلاحطلبي اساسا در درون خود تعريف شده و آن اين است که اصلاحطلبي و کساني که طبق رويکردهاي اين جريان عمل ميکنند به شفافيت معتقد هستند و رويکرد اصلاحات دقيقا همين شفافيت است و در عين حال از ابتداي شروع جريان اصلاحطلبي همواره روند تدريجي آن مشخص بوده است، بدان معنا که اصلاحطلبان هيچگاه به تحرکات يکباره و تحريکآميز براي نتايج به روشهاي تخريبکننده دست نميزنند و تمام تلاش آنها اين است که طي يک روند شفاف و تدريجي اصلاحات صورت بگيرد و به مطالبات مردم پاسخ داده شود که البته تغيير تدريجي هميشه راه منطقيتري بهنظر ميرسد.
با اين وجود برخي معتقدند اصلاحات نيازمند رفتارهاي راديکال است.
اصلاحات از هر نوع شالوده شکني پرهيز دارد و از اقداماتي که از درون آنها جامعه آسيب ميبيند دوري ميگزيند کساني از شالودهشکنيها بهره ميگيرند که درون جامعه ايران نيستند و در انتظار فروپاشي کشور هستند يا برخي هم از درون جامعه اهداف ديگري هم چون خارج نشينان دنبال ميکنند. برخي اصلاحطلبان براساس واقعيتهاي موجود تسليم شرايط شدهاند و معتقدند امکان تغيير و تحول در چنين شرايطي وجود ندارد و چشماندازي هم نميبينند و ترجيح ميدهند در شرايط فعلي به وضعيتي که در آن قرار داريم تمکين کنيم و امکان تغيير وجود ندارد. در کنار اين طيف، اصلاحطلباني هم هستند که اعتقاد به پيشروي در مسير اصلاحطلبانه دارند و همواره سعي ميکنند با مردم مذاکره کنند و با اصحاب قدرت براي تغيير شرايط هم سعي ميکنند گفتوگو داشته باشند. اين افراد حساسيت فعلي شرايط را درک ميکنند اما تعامل را راه چاره ميبينند تا با نااميدي مردم هم مقابله کنند و بتوانند بخشي از آن را ترميم کنند. مسائل اقتصادي و اجتماعي امروز در ابعاد وسيعي دچار مشکل شدهاند به خصوص افزايش هرروزه فاصله طبقاتي هم به اين مشکلات و نارضايتيها دامن ميزند، در همين ميان گروه ديگري در جريان اصلاحات بهعنوان اصلاحطلب وجود دارند که گفتوگو با اصحاب قدرت را بينتيجه ميبينند و سعي دارند با پيوستن به جامعه مدني و همراهي با آنها مطالبات مردم را به گوش مسئولين برسانند و در جهت رضايت جامعه مدني و درقالب جنبشهاي مدني گام برميدارند تا جامعه با مطالبهگري هوشمندانه دست به تغيير وضع موجود بزند. اين طيف در ميان اصلاحطلبان وجود دارد. اينکه کدام يک از اين ديدگاهها درست است نياز به گفتوگوي جدي دارد.
نهايت و با وجود تمام اين طيفها در جريان اصلاحات فکر ميکنيد کدام يک از روشها براي مطالبهگري از سوي جريان اصلاحات پاسخ نيازهاي امروز جامعه را ميدهد؟
طيف ميانه اصلاحطلبي همواره معتقد است تنها راه نجات کشور اصلاحطلبي است و گفتوگوي جدي لازمه تغيير شرايط به تدريج است. اين گفتوگو بايد ميان جامعه مدني و اصحاب قدرت صورت بگيرد و مسائل از اين طريق پيش بروند تا از برخوردهاي شالودهشکنانه که عواقبي نامعلوم دارد جلوگيري شود البته که بايد به مسئولان هم توصيه شود اگر برخوردهاي صحيح اتخاذ نشود و سياستها تغيير نکنند مشخص نيست در آينده به چه سمت و سويي کشانده ميشويم و مردم هم بايد متوجه باشند که جز گفتوگوي تعاملي راهي براي زنده کردن مطالبات آنها وجود ندارد.
در نهايت فکر ميکنيد در جريان اصلاحات چه تغييراتي نياز است تا رويکردهاي آن با مشکلات امروز کشور همخواني پيدا کند؟
در اينکه اصلاحطلبان بايد نوعي بازنگري، ارزيابي و نقد دروني در ارتباط با گذشته خود داشته باشند ترديدي ندارم. در اينکه اصلاحطلبي نيز همچنان مهمترين راه برون رفت از مشکلات کشور است نيز ترديدي نيست. لذا ما راهي جز اصلاحطلبي نداريم اما اينکه اصلاحطلبان در اين مدت کوتاه تا انتخابات آتي چقدر اين امکان را دارند که دست به بازسازي بزنند، چه ميزان فضاي اجتماعي اين آمادگي را دارد و چقدر نظام سياسي اين فرصت را ايجاد ميکند بايد بگويم که اصلاحطلبان در کوتاهمدت نميتوانند ساختارها و رويههاي خود را بهگونهاي تغيير دهند که يک اقبال جدي اجتماعي داشته باشند.