وزير امور خارجه امارات با مسئول ويژه امور ايران در وزارت خارجه آمريکا ديدار و گفتوگو کرد. عبدا... بن زايد در اين ديدار آنچه را دخالتهاي ايران و همپيمانانش در امور داخلي کشورهاي عربي خواند، محکوم کرد و از سفر برايان هوک به ابوظبي استقبال و بر راهبردي بودن روابط ميان امارات و آمريکا تاکيد کرد. نماينده ويژه آمريکا در امور ايران که بهتازگي به منطقه سفر کرده است نيز به نظر ميرسد به دنبال جلب حمايت کشورهاي منطقه از تمديد تحريم تسليحاتي ايران است. در خصوص اين موضعگيريها و اين صحبتها بايد گفت که برخي کشورهاي منطقه سياستهايي که در پيش گرفتهاند همواره در تضاد با ايران است و آنچه مشخص است همواره با ايران نبودهاند. اين اختلاف پيش از پيروزي انقلاب اسلامي نيز بوده است و از همان دوران نيز برخي از اين کشورها با ايران اختلاف جدي داشتهاند. انتظار ميرفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي به علت اشتراکات ديني نزديکي بيشتري ميان ايران و برخي کشورها بهوجود آيد اما عملا شاهد بوديم اين اتفاق رقم نخورد. رقابت منطقهاي، حسادت و مناقشه سبب شده است تا برخي کشورهاي منطقه با ايران رابطه خوبي نداشته باشند. يکي از ريشههاي اختلاف نيز اين است که اين کشورهاي عربي منطقه بر مبناي مدرن و دولت مدرن شکل نگرفتهاند بلکه بر مبناي ساختار قومي و قبيلهاي حکومت تشکيل دادهاند. برخي ديگر از اين کشورها نيز بهواسطه کودتا دولت خود را مستقر کردهاند و جنبه قانوني ندارند. اينها بهخوبي ثابت ميکند که ريشههاي اين دولتها هيچ سنخيتي با مقوله دولت مدرن ندارد و حکومت آنها به هيچ عنوان از دل مردم بهوجود نيامده است و حداقلهاي مشروعيت را نيز ندارد. اين دولتها و حکومتهاي منطقه غالبا در چند دهه اخير تشکيل شدهاند و طبيعي است که بلوغ سياسي و ساختاري پيدا نکردهاند به همين دليل نميتوانند مسائل داخلي و منطقهاي خود را حل کنند. اين کشورها حتي نميتوانند روابط همسايگي خود را بهخوبي تنظيم کنند و بعضا نيز شاهد هستيم با يکديگر به اختلاف ميخورند و عليه يکديگر موضعگيريهاي تند و شديد دارند. اين اقدامات براي جلب توجه کشور ديگري در منطقه است که قدرت بيشتري دارد و صرفا سياست آنها نيز متکي و غيرمستقل است. پيش از انقلاب نيز برخي کشورهاي منطقه ايران را به توسعهطلبي و پيشبرد اهداف خود در منطقه متهم ميکردند. اين اختلافات در مورد بحرين و ساير جزاير نيز به صورت مکرر مطرح ميشد. امروزه نيز همان ادعاها مطرح ميشود که ريشه در عدم بلوغ سياسي آنها دارد. آنها هنوز در دولت و ملتسازي در نقطه صفر قرار دارند و مجموعه اين موارد است که استقلال سياسي را از آنها گرفته است و شاهد هستيم که همواره موضعگيريهاي متناقضي دارند.