با توجه به وجود تنش ميان مجلس و دولت آينده سياسي کشور چگونه خواهد بود؟
در مصاحبههاي قبلي هم اشاره کرده بودم که در هر صورت رقباي اصولگرايان اين تئوري را اينگونه برنامهريزي کردند که مجلس يازدهم در مقابل دولت شمشير را از رو ميبندد. مرتب کلمهاي را به عناوين مختلف مثل بحث انقلابيگري و مبارزه با فساد را به کار بردند تا مجلس را از نگاه نظارتي مردم باز دارند و تحت آماج رسانهاي و رواني قرار دهند. استراتژي مجلس اين است که با ايجاد فضاي رسانهاي و شعاري اذهان را مشغول اين جوسازي نمايد تا اصل موضوع و عملکرد مجلس و وظايف مهم آن به حاشيه برود و کسي آنها را بهدليل عمل نکردن به وظايفشان مورد بازخواست قرار ندهد تا بتوانند به سياست و هدف خود دست يابند و ريلگذاري که از پيش مشخص کردهاند را ادامه دهند. شايد بتوان گفت که سياستهاي دولت هم اينگونه بوده و در پشت پرده چنين ساختاري حاکم است. من بر اين باورم که بين دولت و مجلس سناريوي مشترکي وجود ندارد و فارغ از اين که منافع مردم و موضوعات جامعه را مد نظر قرار دهند دولت و طيف حامي درصدد دعواهاي سياسي با رقباي اصولگرا هستند و فصل مشترکي با مجلس ندارند. البته اين رويکرد نافي عدم ملاحظه مشکلات اقتصادي مردم نيست. مجلس يازدهم اتفاقا با همين شعار تغيير و انقلابيگري جلو آمده که اولويت خود را در حل مشکلات اقتصادي قرار داده و انرژي خود را در برطرف کردن مشکلات بهکار بسته است. از اين رو دولت بايد از مجلس تمکين کند. از طرفي مجلس دهم را نميتوان بهعنوان قوهاي براي احقاق حقوق مردم در نظر گرفت، چراکه به خوبي به وظايف خود عمل نکرد. در همان دوره شاهد بوديم که اتفاقات عجيبي در مجلس دهم و دولت رخ داد که به زيان مردم تمام شد. بهطور نمونه در موضوع افزايش نرخ بنزين مجلس و دولت عملکرد ضعيفي از خود نشان دادند که اگر مقام معظم رهبري به آن ورود نميکردند معلوم نبود چه اتفاقاتي ميداد. مقام معظم رهبري فرمودند که کار کارشناسي در مورد افزايش نرخ بنزين را دولت و مجلس انجام خواهند داد اما کدام کار کارشناسي رخ داد که ما از آن بيخبريم؟ در حالي که اعتراضات مردم بالا گرفته بود آقاي روحاني پشت تريبون رفته و گفت که خودش هم صبح روز جمعه از افزايش نرخ بنزين با خبر شده است. نرخ ارز بالا ميرفت، در حالي که امروز که با شما صحبت ميکنم از آسانسور گذشته و به يک اتوبان و خودرو فوق مدرن تبديل شده و با شتاب بالا ميرود. بنده فارغ از انگيزه سياسي خود سخن ميگويم زيرا مطالبي که بيان ميکنم مطالبات مردم و مشکلات مردم هستند که با آن دست و پنجه نرم ميکنند مردم جز من، شما، خانواده و دوستان و آشنايانمان چه کساني هستند؟ مسلما وقتي از مردم سخن ميگوئيم منظور شهروندان ديگر کشورها نيستند.
نقش دولت را در اين ميان چگونه ارزيابي ميکنيد؟
آقاي روحاني امروز ميگويد که مجلس از حق مطالبهگري خود پايين بيايند اين چه معني دارد؟ يعني اين مجلس هم همانند مجلس قبلي يک گوشه بنشيند و نگاه کند؟ شاهد بوديم که بخش اعظمي از مجلس دهم را وکيلالدولهها تشکيل داده بودند و در بهارستان نشسته بودند. اينکه توقع اين باشد که اين مجلس هم مثل قبلي به همان شکل و قيافه باشد منطقي نيست و دور از انصاف است. اگر به نمايندگان و رکن مجلس اعتقاد داريد بايد به آن احترام بگذاريد و هرکس بهعنوان نماينده اين اجازه را دارد که نظر خود را اعلام کند. اگر نمايندهاي سخنان تنشآفرين بزند نبايد آن را به مجلس ارتباط دهيم. آستانه تحمل و انتقاد پذيري را بايد بالا ببرند، دولت بايد اين موضوع را درک کند که در کشور همه نوع تفکري وجود دارد. از نماينده گرفته، کنشگر سياسي، احزاب، دانشگاهي، دانشجو و استاد تا تاجر و کارگر بايد بپذيرند که نقد حق آنهاست و اجازه دارند که نظر خود را ارائه کنند. چه معني دارد امروز بگويند که مجلس دست از اين حرکت دست بردارد؟ موضعگيري رئيسجمهور جاي بحث دارد. دولت در زمينه اقتصادي چه عملکرد مثبتي انجام داده که جاي دفاع داشته باشد؟ همين چند روز پيش لبنيات 25درصد افزايش قيمت داشته و خيلي از اين افزايشها سفره مردم را روزبهروز کوچکتر ميکند. مگر همين دولت نبود که در جريان افزايش قيمت بنزين با قاطعيت گفت اجازه نخواهد داد که هيچگونه افزايش نرخي در کالاهاي مصرفي مردمي يا موضوع خدماتي رخ بدهد؟ دولت در اين حوزه اهتمامي جدي نداشته که هيچ، روزبهروز شاهد کوچک شدن سفره مردم و رشد قيمتها بوديم. افزايش قيمتها مربوط به افزايش بهاي سوخت بود، مگر ميشود که سوخت گران شود آما نرخ قيمتها بالا نرود؟ در کجاي دنيا چنين است؟ چرا چنين ادعايي را مطرح ميکردند که نميگذارند قيمتها افزايش يابد؟ با کدام استدلال و تکيه بر کدام منطق چنين وعده، قول و حرفهايي ميزدند؟ همه ميدانستند که با افزايش بهاي سوخت نهادههاي سوختي افزايش خواهند يافت حال نماينده مجلس کمي تند صحبت ميکند، اين چنين در مقابل وي موضع سرسختانه ميگيرند. اين وظيفه نماينده است که حرف بزند. ملاک عمل تصميم نهايي مجلس است نه سخن يک يا چند نفر نماينده. اين مجلس بايد در تلاش باشد که دولت را در مسير ريلگذاري قانوني قرار بدهد تا در 1400 کشور را به سر منزل مقصود برساند.
راهکارهاي برون رفت از اين شرايط را چه ميدانيد؟
پاسخ شما روشن است؛ رئيسجمهور به جاي اينکه چنين جبههگيريهايي داشته باشد بايد دنبال تعامل دو سويه بين مجلس و دولت در جهت منافع مردم باشد. نبايد اين برداشت بهوجود آيد که دولت عقل کل است و ميتواند جاي همه تصميم بگيرد. سخنگوي دولت چنان سخن ميگويد که گويي بجز دولت کسي هيچچيزي نميفهمد. مجلس اگر ميخواهد در راس امور باشد بايد سياستورزي کند و از سياست بازي دور باشد. مجلس سياستورزي را براي لطافت شرايط جامعه به کار ببندد تا اوضاع سياسي و اقتصادي کشور بهبود يابد. دولت و مجلس بايد از جدال و بازي سياسي دوري کنند و اين عمل جز در تعامل دوسويه جاي ديگري امکانپذير نيست. اگر بنا باشد دولت در يک طرف خاکريز جنگي تشکيل بدهد و از آن سو هم مجلس خاکريز جنگي در مقابل دولت بزند و از آن براي جنگ عليه هم استفاده کنند راه به جاي نخواهيم برد. من نميخواهم اين را به دولت منتسب کنم اما هيچبعيد نيست که بخواهند در سال 1400 مجلس را يک مجلس ناکارآمد به مردم معرفي کنند.
با توجه به شرايط فعلي جامعه و در پيشبودن انتخابات رياست جمهوري؛ تحليل شما از انتخابات 1400 چگونه است؟
من معتقدم اگر دولت و مجلس موفق عمل کنند حضور مردم در انتخابات بعدي پررنگ ميشود. در مجلس قبلي مردم از عملکرد مجلس دهم راضي نبودند که 85درصد نمايندگان راي نياوردند و از سويي هم بابت عملکرد با شوراي نگهبان روبهرو شدند. نبايد کاهش مشارکت مردم در انتخابات 98 را به معناي منفي آن برداشت کرد. درست است که حضور مردم کمتر از گذشته بود اما اگر بخواهيم انتخابات خودمان را با نرمال جهاني و انتخابات مجالس ساير کشورها مقايسه کنيم خواهيم ديد که مشارکت مردم در انتخابات مورد قبول است. بهطور نمونه در انتخابات ايالات متحده چنددرصد از مرد پاي صندوقهاي راي حاضر ميشوند؟ انتخابات 1400 يکي از مهمترين و سرنوشتسازترين انتخابات به حساب ميآيد که مشارکت مردم را ميطلبد که تحقق اين امر به عملکردها بستگي دارد. دولت و مجلس بازيگران اصلي اين انتخابات هستند و مشارکت مردم به کارنامه آنها بستگي دارد. دولت تا اين لحظه بهصورتي رفتار کرده که پشتوانه مردمي را از دست داده و با عملکرد خود آسيب وارد کرده است. البته دولت هم از جهت ديگر تحت فشار است؛ درآمد ارزي و فروش نفت عملا کاهش يافته و اينها باعث عملکرد دولت بوده اما در کل دولت در آسيبي که به جامعه وارد آمده دخيل بوده است. لذا از اين زاويه نگاهي هم به سمت مجلس خواهد داشت که مجلس را هم ناکارآمد جلوه دهد تا با ايجاد بحث و گفتوگو همانند روش مجلس که در ابتدا اشاره کردم شرايط سپري شود و عملا با اتلاف وقت مجلس هم به ناکارآمدي بيفتد و در عدم مشارکت مردم دخيل باشد. مجلس يازدهم بايد تلاش کنند که به حاشيه نپردازند و عملکرد مناسب از خود نشان دهد تا مشارکت مردم بالا برود. اين تنها وظيفه دولت نيست و مجلس نقش پررنگتري در اين جريان دارد. آن مشارکتي که من و شما از آن انتظار داريم بستگي به نوع عملکردها دارد و بايد ديد چقدر قابل دفاع خواهد بود. بايد از حاشيه رفتن و جدال دوري شود و در کنار يکديگر اين امر را به تحقق برسانيم.
باتوجه به اينکه اين روزها جريان اصلاحات با چالش روبهرو شده و بنا به گفته شما با عملکردي که در مجلس پيشين داشتند و بحث ريزش سرمايه اجتماعي روبهرو شده حضورشان را در اين انتخابات چگونه ميبينيد؟
اگر دولت نتواند خواسته مردم را برطرف کند مردم از چشم اين جريان ميبينند زيرا دولت را برخاسته از اين جريان ميبينند. ما شاهد هستيم که سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان ريزش کرده و نميتوانيم منکر اين موضوع شويم دولت با تمام ضعفهايي که داشت با چالشهاي بزرگي هم روبهرو بوده است. از سويي تحريمها و شرايط بينالمللي حاکم در جهان عليه ايران و از سوي ديگر مشکل پاندمي جهاني کوويد 19 که دولت با تمام کمبودها که در حوزه مالي با آن روبهرو بود اما توانسته نسبت به ساير کشورهاي بعضا توسعه يافته خوب عمل کند. نبايد اين موضوع را هم ناديده گرفت، اما جريان اصلاحات در شرايطي که در آن حاکم شده قطعا با تحولات اساسي که در برنامه خود دارند برخلاف تصوراتي که ايجاد شده و اتفاقاتي که در جريان است و گفته ميشود که دستانشان خالي است و در 1400 بدون مهره هستند و از اين جهت اين انتخابات را به جريان مقابل واگذار خواهند کرد اينگونه نيست. زيرا تا آن وقت هنوز زمان قابل ملاحظهاي باقي مانده و اصلاحطلبان مطمئنا از کنار 1400 نخواهند گذشت. آنها قطعا برنامههايي خواهند داشت و در اين انتخابات حاضر خواهند بود. موضوعي که در اين بين بيش از همه قابل توجه است اين است که مشارکت مردم در اين انتخابات مهمترين موضوع به حساب ميآيد. 1400 انتخاباتي خاص خواهد بود زيرا دولتي نيست که بهعنوان رقيب براي کسب پيروزي براي دور دوم خود باشد و همه چهرهها جديد هستند. در نتيجه اين عملکردها خواهد بود که سرنوشت انتخابات را رقم خواهد زد و در کل براي 1400 بايد اميد را به مردم بازگرداند. دولت از يک سو و مجلس از سوي ديگر هر کدام ميتوانند نماينده دو جريان سياسي کشور به حساب آيند و عملکردهاي هر دو ميتواند مهم و تاثيرگذار باشد.