بستن

از اساتید ریاضی چه خبر؟

از اساتید ریاضی چه خبر؟
فریور خراباتی

از آنجايي که چندي پيش يکي از سخنران‌هاي کشورمان (چيزي که زياد داريم و نمي‌دانم چرا لابه‌لاي بشکه‌هاي نفت آنها را صادر نمي‌کنيم) اعلام کرد که مريم ميرزاخاني فرمول مهمي کشف نکرده و در داخل کشورمان هستند دانشمنداني که فرمول‌هاي مهم‌تري را کشف کرده‌اند. در مورد رياضيداني که در خون ماست (مثل تعارف)‌ بنده هيچ شک و شبهه‌اي ندارم. کافي است با يکي از اقوام يا دوستان خود به مطب يک دکتر برويد، هزينه ويزيت را هم اعلام کنند«سي هزار تومان» آن‌وقت ايشان در کسري از ثانيه درآمد روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه پزشک موردنظر را به شما و ديگر افرادي که در صف انتظار هستند اعلام مي‌کند.

اما موضوع زماني جذاب مي‌شود که بدانيد اين مغزهاي رياضيات در کشور ما چگونه رشد پيدا مي‌کنند؟ و اينکه يکي از مسئولين گفته: «بسترهاي لازم براي معرفي دانشمندان در کشور ما فراهم است!» اين موضوع باعث مي‌شود ما شفاف‌سازي کنيم که وقتي از بستر مناسب حرف مي‌زنيم، از چه چيزي حرف مي‌زنيم؟

ببينيد شما در دوران کودکي اگر از جان قاتلين و داس و ميله نجات پيدا کنيد و با سلامت جسمي و رواني به مدرسه برويد، بايد روز اول مدرسه يا در کلاس‌هايي با چهل دانش‌آموز(حداقل در دوران ما!) بنشينيد يا به مدرسه غيرانتفاعي برويد که آن‌وقت پدرتان به خاطر چک بي‌محل به زندان مي‌افتد و شما در هر دو حالت افت تحصيلي مي‌کنيد؛ تازه اگر کلاس‌تان به خاطر استفاده از بخاري نفتي آتش نگيرد. اگر قسر در برويد و از دست حسيني‌باي و آقاي توکلي هم جان سالم به در ببريد، به دانشگاه مي‌رويد. در دانشگاه‌هاي ما رسم بر اين است که دانشجويان زماني که وارد دانشگاه مي‌شوند، حتما به اردوهاي تحصيلي و آموزشي و سياحتي فرستاده شوند. اصرار زيادي هم وجود دارد که اين اتوبوس‌ها فقط جلو بروند و حرکت کنند، بقيه امکانات اهميتي ندارد و اساسا ما مي‌خواهيم دانشجوهاي‌مان مثل دوران اوج جمشيد هاشم‌پور بار بيايند و اگر اتوبوس به ته دره سقوط کرد، آنها از پنجره اتوبوس يک طناب بيرون بيندازد و آن را به يک سنگ گير بدهند و مثل جمشيد هاشم‌پور خودشان را نجات دهند. به هرحال شما از اين مرحله هم که عبور کنيد، فارغ‌التحصيل مي‌شويد و جوياي کار محسوب مي‌شويد درحالي‌که پدرتان با هفتاد سال سن همچنان جوياي کار است، پس به اين نتيجه مي‌رسيد که مهاجرت کنيد. اگر قانوني مهاجرت کنيد بايد کليه و اعضاي بدن‌تان را بفروشيد تا پول مهاجرت جور شود، اگر خداي ناکرده غيرقانوني مهاجرت کنيد و تمساح شما را نخورد و نهنگ شما را نبلعد، به يک کشور خارجي مي‌رويد و آنجا دانشمند مي‌شويد. خلاصه بستر مناسبي که از آن صحبت مي‌کنند، احتمالا همين است.

اما هر انسان موفقي در زندگي، يک کسي يا گروهي را بايد الگوي خود قرار دهد. دانشمند عزيز کشورمان هم احتمالا از اين قاعده مستثني نبوده و فرد يا افرادي را الگوي خويش قرار داده است. اين الگوها هم تماما وطني بوده‌اند، يعني خبري از فيثاغورث، اندرو وايلز، ايساک نيوتن و فردريش گاوس نيست. زيرا اين اساتيد رياضي را براي ديگران سخت کرده‌اند و چرا بايد يک نفر که کاري را براي ديگران سخت مي‌کند، الگوي کسي شود؟ الگو آن کسي است که رياضي را به ساده‌ترين زبان ممکن بيان مي‌کند و اين الگوهاي احتمالي عبارتند از:

علي پروين: پس از بيان نظريه «تيم ما هفتاد درصد آماده است و چهل درصد ديگر از آمادگي‌اش باقي مانده» باعث شد که رياضيدانان متوجه شوند که در کنار «صفر مطلق» که در نهايت ثابت شد، ممکن است ما درصدي بالاتر از«صد درصد» هم داشته باشيم که از آن غافل بوده‌ايم، اصلا چرا بايد آدم خودش را گرفتار چنين قيد و بند‌هايي بکند؟

امير قلعه‌نوعي: ايشان البته فقط با رياضيات کاري نداشتند و زماني که اعلام کردند: «ايران در مدال‌هاي آسيايي از کشور پرتغال خيلي جلوتر است» ‌نه تنها رياضيات، بلکه تن تمام رشته‌هاي علمي را لرزاندند و به عنوان«بيگ بنگ تئوري دو»‌از اين روز در تمام دنيا ياد مي‌کنند. اما از آنجايي که هر نخبه‌اي تنها مي‌تواند به يک رشته علمي تسلط پيدا کند، ايشان به سراغ رياضيات رفتند.

ميرزابيگي: يکي از کارشناسان داوري کشورمان در برنامه 90 حاضر شد و پس از اينکه عادل فردوسي‌پور براي مسابقه پيامکي از ايشان سوال کرد عددي را انتخاب کنند، در پاسخ به اين سوال که «بين 35 هزار تا 75 هزار يک عدد را انتخاب کنيد». پاسخ داد: «4560!»، فردوسي‌پور مجددا سوال خود را تکرار کرد و ايشان جواب داد: «456500». شايد پس از اين برنامه لزوم نجات علم رياضي از دست اصحاب ورزش کشورمان حس شده که يک نفر رفته و در علم رياضيات دانشمند شده تا لااقل آن ضربه را «بشورد و پايين ببرد!».

دکتر احمدي‌نژاد: يکي از شاخه‌هايي که دکتر خيلي روي آن تمرکز داشت، بحث رياضيات بود. ايشان در مصاحبه‌اي اعلام کرد: «اگر هر خانواده‌اي براي فرزند خود حساب بانکي باز کنند و ماهي 20 هزار تومان در آن بريزد، 15 سال ديگه اين رقم به 50 ميليون، 70 ميليون، 100ميليون تومان مي‌رسد!» که خب رقم درست «سه ميليون و600 هزار تومان» بود. اين ضربه‌اي در ابعاد جهاني بود که واقعا هر موجود زنده‌اي را روي کره خاکي نگران حال رياضيات مي‌کند چه برسد کسي را که دغدغه رياضيات دارد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی