مصداق و مشابهي در حقوق بينالملل براي پرونده فعاليت هستهاي ايران و برجام نداريم که بتوانيم از مقايسه اين پرونده با پروندههاي مشابه به يک جواب درست و منطقي برسيم. به هر حال بر اساس روند، پروسه و نيز اساسنامه آژانس بينالمللي انرژي اتمي خيلي به اين مساله که اسناد و مدارک ادعايي در خصوص پرونده فعاليتهاي هستهاي ايران يا هر کشور ديگري از چه منبعي، از چه طريقي و با چه مکانيسمي به دست آمده است، ندارد؛ لذا چه اين اسناد به واسطه بازرسي قانوني و رسمي بازرسان آژانس به دست آمده باشد و چه اين اسناد از طريق جاسوسي اسرائيل در اختيار آژانس قرار گرفته باشد، ملاک عمل و طرح دعاوي و نقد حقوقي ايران نيست. نکته اينجاست که براي آژانس بينالمللي انرژي آن چيزي که مهم است در نهايت اين است که آيا ايران تعهدات لازم را در همکاري با آژانس پيرامون فعاليتهاي صلحآميز هستهاي دارد يا خير؟ آيا ايران در مسير فعاليتهاي صلح آميز هستهاي گام برميدارد؟ ديگر مسائل چون نحوه دستيابي به اسناد و مدارک فعاليتهاي هستهاي و جاسوسي اسرائيل مسائل جانبي و حاشيهاي است. مضافا اختلاف بين يک عضو با يک سازمان و نهادي مانند آژانس بينالمللي انرژي اتمي بر فرض محال به ديوان بينالمللي دادگستري ارجاع داده شود. خود اين پيگيري حقوقي، پروسهاي بسيار زمانبر است. خصوصا که اعضاي شوراي حکام نماينده سياسي کشورها در آژانس بينالمللي انرژي اتمي هستند که به دنبال منافع خود هستند. پس نميتوان گفت که شوراي حکام بر مبناي حقوق بينالملل ميتواند مخالفتي با اسناد جاسوسي داشته باشد يا خير. نکته ديگري که مورد سوال است به ميزان و نحوه درخواست دسترسيهاي بيشتر آژانس بازميگردد. در اين راستا شيوه پاسخگويي ايران به آژانس بر مبناي پادماني، ذيل ماده 69 آن (پادمان) بين ايران و آژانس، تهران اطلاعاتي را به آژانس ميدهد که با راستيآزمايي اين گزارشات از سوي آژانس بينالمللي انرژي اتمي ادعاهاي تهران محک ميخورند. لذا اجازه بازرسي از هر مکاني در ايران توسط آژانس در صورت ارائه اسنادي داده ميشود که آن اسنادي که به کشور عضو ارائه ميشود، مستدل باشد و هر سوالي نميتواند مطرح شود. آيا مبناي اسناد جاسوسي ميتواند اين رويه را به هم بزند؟ آنهم در شرايطي که هيچ مدرک، سند و دليلي از سوي آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي دسترسي بيشتر و خارج از تعهدات برجام، پادمان، پروتکل الحاقي و انپيتي به ايران ارائه نشده و همه اين اتهامات بر اساس ادعاهاي تلآويو و اسناد مورد ادعايي است، خصوصا که به دنبال تصويب قطعنامه تروئيکاي اروپايي عليه ايران در شوراي حکام به نظر ميرسد که تهران تحت فشار بيشتري براي همکاري با آژانس و خواستههاي توقفناپذير آن در دسترسي به اماکن متعدد قرار خواهد گرفت؟ گزارشهاي آژانس مبنايي سياسي دارد، نه حقوقي و ايران در يک پروسه سياسي-امنيت قرار گرفته است. اگر چه به همين دليل اکنون تهران لازم نميبيند در خصوص هر پرسشي به آژانس پاسخگو باشد. چون معتقد است گزارشهاي آژانس بيپايه بوده و بر مبناي ادعاهاي جاسوسي اسرائيل و بنيامين نتانياهو است، اما به هر حال چون مبناي حقوقي براي اين مساله و اتهامزنيها وجود ندارد، منافع سياسي تعيينکننده است. اتفاقا همين تصميم شوراي حکام در تصويب قطعنامه اروپاييها عليه ايران نشان داد که مبنا نگاه سياسي و امنيتي است، نه حقوقي. لذا احتمال دارد همين رويه سبب شود وضعيت ايران پيچيدهتر هم بشود؛ چون به هرحال هر عضو شوراي حکام آژانس، نه بر مبناي حقوقي که بر اساس اميال و منافع سياسي کشور متبوع خود عمل ميکند. حتي اگر تهران ثابت کند اين اسناد از مسيري فراحقوقي و جاسوسي به دست آمده است، باز اين شرايط به قوت خود وجود دارد.