در فوتبال کشورمان شاهد هستيم فوتباليستهايي که در ردههاي نوجوانان و جوانان درخشش خوبي ميکنند، اما پس از آن افت محسوسي دارند. براي روشن شدن اين موضوع بايد مثالي از باشگاه آژاکس هلند بزنم. در اين باشگاه از 14سالگي ميدانند کدام بازيکنان در آينده ستاره ميشوند، يعني 250بازيکن در ردههاي سني مختلف حضور دارند و از همان ابتدا براي آنها شناسنامه فني تعريف ميشود. مسئولان تيمها ميدانند بازيکنان در چه پستهايي قابليت بازي دارند و با عبور از چه مراحلي ميتوانند تبديل به ستاره شوند و حتي قيمت آنها در بازار چقدر خواهد شد. براي همين، سهام آژاکس و سرمايه اصلي اين باشگاه از طريق بازيکناني که تربيت ميکنند، تامين ميشود. وقتي به داخل ايران برميگرديم و عملکرد فوتباليستهاي نونهال، نوجوان و جوان را مورد بررسي قرار ميدهيم، متوجه ميشويم که ما بهصورت چشمبسته تمرين فوتبالي داريم. استعدادها بايد خودشان تلاش کنند تا ديده شوند. ما بهصورت انگشتشمار استعدادهايي را در فوتبال کشورمان مشاهده ميکنيم، ولي با نداشتن مسئولان شکار استعدادها، شاهد افت همان بازيکنان نيز هستيم. يکي از مشاغلي که در کشورهاي صاحب سبک فوتبال تعريف شده و باشگاههاي معتبر از آن استفاده ميکنند، بهرهمندي از افرادي است که بهصورت موازي در کنار باشگاه کار ميکنند و استعدادهاي متعدد را شناسايي ميکنند. در فوتبال اروپا و همچنين ديگر کشورهاي پيشرفته فوتبالي براي بازيکن 16 يا 17ساله پول چنداني هزينه نميشود چون بازيکن وقتي به درآمد برسد تکامل فوتبالياش دچار آسيب ميشود. آنها بهخوبي ميدانند نبايد بازيکن به اين تصور برسد که از طريق فوتبال ميتواند پول زيادي بهدست آورد. در واقع ما در داخل کشور وقتي خيلي زود بازيکنان را به آرامش مالي ميرسانيم، مانع ديدهشدن آنها ميشويم. بسياري از فوتباليستهاي ايراني پس از آنکه پيشرفت قابل ملاحظهاي ميکنند و به تيمهاي بزرگي چون پرسپوليس و استقلال ميرسند و حتي پيراهن تيمملي را بر تن ميکنند با افت محسوسي مواجه ميشوند، دليل اين اتفاق اين است که ما چشم نظارتکننده فني دقيقي بالاي سر بازيکنان قرار ندادهايم. دستمزدي که بازيکنان دريافت ميکنند، خوب نيست. در حقيقت اگر در نيمي از مسابقات خوب باشند براي يک فصلشان کافي است و قيمتشان افت نميکند. در فوتبال اروپا شرايط کاملا متفاوت است. دستمزدها براساس فعاليت هفتگي بالا و پايين ميشود. در حقيقت حرکت فوتبالي باري به هر جهت نيست.