انتخاب مربيان خارجي در تيمهاي موضوع مبحث بسيار عميقي است. اگر در يک کشور اقتصاد بهصورت مونتاژ باشد، هرچقدر هم که آن اقتصاد پيشرفت داشته باشد، قابل باليدن نيست. در حوزه نظامي هم اگر توليد ما از يک کشور ديگر گرفتهشده باشد، اگر آن کشور چيزي به شما ندهد، ديگر حرفي براي گفتن نخواهيد داشت. در فوتبال هم به همين شکل است. اگر يک کشوري از خودش نتواند مربي توليد کند، عقبافتاده و شکستخورده خواهد بود. حدود 20 سال ميشود که مدام ميبينيم گفته ميشود در ايران مربي نداريم و بايد از خارج بياوريم. بايد بپرسيم دليل اينکه بعداز اينهمه سال و قدمتي که فوتبال ما دارد، وقتي ميگوييم مربي نداريم، آيا اين موضوع عقبافتادگي نيست؟ حالا بگوييم 5 بار به جامجهاني رفتيم، اما بازهم در فوتبال عقبمانده هستيم. بالاترين سرمايههاي نيروي انساني در فوتبال بههدر ميرود. منابع مالي را هم مثل همين پرونده اخير مارک ويلموتس بههدر دادهايم. براي بهبود منابع انساني خودمان، حتي يک ريال هم هزينه نميکنيم. از ديد من، ظرفيت فوتبال ايران در بحث حوزه انساني بسيار قوي است. اگر در خصوص اين جمله کسي ترديد داشته باشد 2 حالت بهوجود ميآيد. اول اينکه ما تبليغات منفي کرديم که چنين باوري بهوجود بيايد که اين تبليغات بهنظر من از 20 سال پيش مهندسي شده است. دليل دوم هم اين است که يک مربي دوست دارد براي ياددادن، ابتدا ياد بگيرد. اما فرآيند اين موضوع در کشور وجود ندارد. آيا کشور هزينهاي براي مربيان کرده است؟ راهي که در حال طي کردن آن هستيم، باعث شده به چنين مشکلاتي بخوريم و مطمئن باشيد 10 سال آينده هم ميگوييم که مربي نداريم و از مربيان درجه چندم دنيا بايد استفاده کنيم. بهنظر من چنين نگرشي اشتباه است و ما مربيان بسيار خوبي در کشور داريم. از نظر آماري، بحثي نميکنم که آيا مربي خارجي بهتر است يا مربي داخلي. برخي دلايلي براي خودشان دارند که مربي خارجي بهتر است و من هم دلايل خودم را براي بهتربودن مربيان داخلي دارم. از نظر من محمد مايليکهن بهترين عملکرد را داشته است. مايليکهن در زمان خودش کاري کرد که 5 سال بعداز او، از اقداماتش استفاده شد. در حالي که هيچ مربي خارجي چنين عملکردي نداشته است. برخي از مربيان خارجي با وجود چندين شکست بازهم حاشيه امنيت داشتند، اما علي دايي با نخستين شکست برکنار شد. قلعهنويي هم به همين صورت.