«آوردهاند که مردي در مصرف شيرينيجات زيادهروي ميکرد؛ چنانکه هر روز مقدار زيادي قند و شيريني ميخريد و ميخورد. خيرخواهانه او را نصيحت ميکردند که مصرف بيمحاباي شيرينيجات به صلاح نيست؛ غير از اينکه پولت را به هدر ميدهي، براي سلامتيات هم بسيار ضرر دارد. به هر حال او سخن ناصحان نشنيد و به انواع بيماريها دچار شد و ثروتش هم از دست رفت؛ شيرينيفروش هم ديگر به او نسيه نداد. چندي بعد او را ديدند؛ داد سخن ميداد که «من ديگر نزد شيرينيفروش نخواهم رفت؛ شيريني نخواهم خريد و نخواهم خورد. چراکه براي سلامتيام ضرر دارد.». خانوادهاش خشنود شدند. چون بيپولي سبب تصميمي صحيح از جانب مرد شده بود؛ تصميمي که براي سلامتياش بسيار مفيد فايده قرار گرفت، ولي خدا کند که بار ديگر وقتي وضع مالي او بهبود يافت باز بر در شيرينيفروشي نرود و ناپرهيزي را از سر نگيرد.». حال با اين مقدمه به تحريمهاي ظالمانه آمريکا عليه ايران گريزي ميزنيم. تحريمهاي ظالمانهاي که استکبار جهاني به ملت ايران تحميل کرده، هرچند که وضعيت معيشتي مردم ما را تحت تاثير قرار داده، ولي باعث شده که مسئولان اقتصادي کشور قدري بااحتياطتر درباره ذخاير ارزي کشور تصميمگيري کنند. وقتي رئيسکل محترم بانک مرکزي از افزايش و بهبود ذخاير اسکناسهاي ارزي، بهرغم کاهش درآمدهاي خارجي سخن به ميان ميآورد، بدين معناست که پيش از اين با درآمدهاي کشور رفتاري غيراقتصادي انجام ميگرفت. يعني مديريت غيرعلمي و غيراقتصادي بر درآمدهاي ارزي کشور سيطره داشت. در حال حاضر که به دليل کاهش درآمدها قرار است در مصرف بيرويه منابع، تجديد نظر صورت بگيرد، اتفاق بسيار ميمون و مبارکي است؛ مشروط بر آنکه با رفع همه شرور و مشکلات باز سر خانه اول بازنگرديم و تغييرات در سياستهاي پولي به طور جدي ادامه يابد. بهرغم اين سياستهاي بخردانه، متاسفانه همچنان شاهد اين نگرش هستيم که برخي از کارشناسان محترم اقتصادي بهجاي اينکه از روش جديد بانک مرکزي استقبال نشان دهند و مديريت ارز را به يکسانسازي نرخها و واقعي نگاهداشتن قيمتها تشويق کنند، نقدشان به بانک مرکزي اين است که چرا چوب حراج را از ذخاير ارزي برداشتهايد؟ چرا باز هم به عرضه بيش از تقاضاي ارز در بازار و پايين نگاهداشتن مصنوعي قيمتها ادامه نميدهيد؟ چنين نگاهي به ذخاير ارزي کشور جاي تعجب دارد؛ اينکه ما بخواهيم همه مشکلات را به تحريمها ارتباط دهيم و براي رفع نابهسامانيها فقط منتظر رفع تحريمها بمانيم، ديدگاه صحيحي نيست. البته که سياستمداران ما بايد با سازمانهاي بينالمللي تعامل داشته باشند، اما به هر ترتيب وظيفه مسئولان اقتصادي اداره اقتصاد کشور با روش ميانهروي در هر شرايطي است. به قول حافظ: «هنگام تنگدستي، در عيش کوش و مستي/ کاين کيمياي هستي، قارون کند گدا را»؛ نه اينکه زمان فشار به خودمان بياييم، ولي همين که گشايشي حاصل شد باز روش ناپسند اسراف و تبذير را از سر بگيريم. در پايان باز هم نياز به تاکيد است که در هر زمان شفافيت و واقعي نگاهداشتن علامتها ( بخوانيد قيمتها) براي اقتصاد بسيار لازم و بلکه واجب تلقي ميشود.