به معناي کلي کلمه نميتوان به راحتي گفت که مجلس يازدهم از بيرون اداره ميشود، چراکه تا امروز هيچ يک از مجلسها از بيرون اداره نميشدند. اين مجلس هم از بيرون اداره نميشود اما همانطور که بقيه دورههاي مجلس در موارد خاص تحتتاثير کانونهاي اصلي تصميمگيري در کشور بودهاند، اين مجلس هم از اين قاعده مستثني نيست. اما اينکه بگوييم مجلس يازدهم فقط به زبان رئيس مجلس چشم دارد تا اطاعت کند، تعبيير درستي نيست. نمايندگان مجلس يازدهم اول مسير هستند و مواضع آنها پختگي لازم را ندارد. آنها اول راه هستند و تازه در بهارستان مستقر شدهاند، به همين دليل هم برخي مواضعي که ميگيرند با توجه به در نظر گرفتن شرايط نيست يا بعضا تند و تيز است. اما به نظر من کمي که غبارهاي تغيير مجلس فروکش کند و التهابات کمتر شود، اين مواضع هم تغيير ميکند و مجلس هم گارد خود را در قبال دولت پايين خواهد آورد؛ کمااينکه شرايط دولت هم اجازه نميدهد مجلس و دولت به جدال جدي در قبال هم بپردازند. مواضع امروز نمايندگان مجلس يازدهم در قبال دولت هم بيشتر شخصي است و نظر شخصي نمايندگان است؛ چراکه اگر بخواهيم کل نظريات را به حساب نهاد مجلس بگذاريم، بايد به چشم مصوبه به آنها نگاه کنيم. علاوه براين خيلي بعيد است مجلس يازدهم بتواند جايگاه مجلس را بازپس گيرد، چراکه آنها چنين دغدغهاي هم ندارند. مجلس در وهله اول بايد به استقلال اين نهاد بپردازد و اجزاي آن هم بايد مستقل عمل کنند؛ فراکسيونها بايد واقعي باشند، مساله قانونگذاري بر اساس مصالح ملي پيش برود و نظارت بر دولت و اجزاي آن هم که جزئي از حقوق نمايندگان است، بايد به طور جدي انجام شود. اگر نظارت در مجلس به طور جدي انجام شود بسياري از مشکلات در پي آن حل ميشود اما اکثرا نمايندگان تا به امروز اين دغدغه را نداشتهاند و در پي منافع سياسي و اقتصادي خود بودهاند. برهمين مبنا هم زدوبندهايي هميشه در نهاد پارلمان صورت گرفته است. اگر نمايندگان در هر دوره از مجلس به سوگندي که روز اول ياد ميکنند پايبند باشند، ميتوانند گامهاي موثري در جهت افزايش قدرت مجلس و استقلال آن بردارند. شرايط امروز کشور برنميتابد که نمايندگان با بازيهاي سياسي فقط به فکر منافع خود باشند و امروز همان روزي است که اين روند بايد متوقف شود تا بخشي از اعتماد جامعه بازگردد.