وزير امور خارجه آمريکا اعلام کرده «به کنگره گزارش دادم که با توجه به حقايق موجود، هنگکنگ ديگر از چين مستقل نيست. آمريکا در کنار مردم هنگکنگ ميايستد». دليل اين تغيير سياست آمريکا در هنگکنگ چيست؟
بعد از تظاهرات يک سال گذشته در هنگکنگ که از نظر غربيها توسط نيروهاي طرفدار چين در هنگکنگ و و زير فشار دولت چين سرکوب گرديده است کنگره آمريکا در نوامبر سال گذشته قانوني تصويب کرد که دولت آمريکا گزارشهاي ادواري شش ماهه به کنگره بدهد که آيا خودمختاري هنگکنگ از طرف دولت چين محترم شمرده شده يا نه. بعد از فشار چين به برخي از نمايندگان روزنامههاي آمريکايي در چين و هنگکنگ که با واکنش دولت ترامپ روبرو شد در هفته گذشته دولت آمريکا براي حفظ فشار تبليغاتي و سياسي عليه چين طي نامهاي به کنگره با استناد به مقررات جديد امنيتي وضع شده در کنگره خلق چين که به موسسات امنيتي اين کشور اجازه ميدهد در هنگکنگ دفتر رسمي داشته باشند اعلام کرد که نميتواند تاييد کند که هنگکنگ ماهيت خودمختار خود را ميتواند حفظ کند. تا اينجاي کار تبليغاتي است و ارزش اجرائي ندارد اما زمينه را براي بحثهاي داغ عليه چين در کنگره آمريکا باز ميکند. لازم بذکر است که 1200 شرکت آمريکايي در هنگکنگ دفتر دارند و از طرف ديگر هنگکنگ هيچ محدوديتي براي دريافت تکنولوژي آمريکايي ندارد. دفتري در کنسولگري آمريکا در هنگکنگ کنترل استفاده نهايي از اين تکنولوژيها را رصد ميکند.
رئيسجمهور چين در خصوص روابط جاري ميان پکن و واشنگتن اعلام کرد که کشورش با فروکش کردن ويروس کرونا بايد آماده جنگ شود. او همچنين اقدام به افزايش بودجه نظامي کرد. آيا واقعا چين و آمريکا در آستانه يک جنگ حقيقي قرار دارند يا شاهد نوعي جنگ سرد جديد ميان ميان شرق و غرب خواهيم بود؟
قطعا چين بعد از بحران کرونا در چندين وجه با چين قبل از آن فرق خواهد داشت. در واقع ساختار اقتصاد و سياست در جهان قدري متفاوتتر از گذشته خواهد شد. اگر چين که فعلا کارخانه جهان است به يکي از مراکز توليد جهان تبديل شود يعني تغييرات اساسي در اقتصاد جهاني و اين بر روابط شرق و غرب تاثير خواهد داشت. اما در مورد بکارگيري جنگ سرد بايد به اين نکته توجه داشت که وقتي از جنگ سرد صحبت ميشود يعني مرزهاي خودي و غير خودي ترسيم ميگردد. تا بهحال بهخاطر فرايندهاي جهانيسازي به قدري ادغام در مسائل مختلف به وجود آمده بود که بروز جنگ سرد مفهوم پيدا نميکرد. اما با علاقه آمريکا به جلوگيري از بکارگيري تکنولوژي چيني در موسسات دولتي، امنيتي و نظامي خود و وادار کردن کشورهاي همسو به اتخاذ چنين راهبردهايي نظير آن، بهنظر ميرسد ميتوان گفت که يک نوع جداسازي و دو قطبيسازي در حال شکلگيري است. از طرف ديگر چين با درک اين روند خود را براي کوچک تر شدن اقتصادش آماده ميکند که اثرات آنرا در اجلاس کنگره خلق در ماه پيش ديديم که کاملا محافظه کارانه به اين روندها نگاه کرد. در مورد افزايش بودجه نظامي بنابر آمار 6/6درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته که اهميت سياسي زيادي ندارد.
آمريکا در سالهاي اخير فشار زيادي به کشورهاي اروپايي در خصوص همکاري با چين وارد آورده. نمونه اين فشارها در موضوع فناوري 5g و شرکت هواوي کاملا مشهود است. فکر ميکنيد اروپاييها در تقابل چين و آمريکا چه موضعي اتخاذ کنند؟
در سوال بالا به اين مساله پرداختم اما بهنظرم کشورهاي اروپايي مجبور به کاهش نفوذ سياسي چين در کشورهايشان از طريق جلوگيري از خريد شرکتهاي با فناوري بالا توسط چين و خريدهايهاي تک از اين کشور خواهند بود. همانگونه که اسرائيل وادار شد پروژه آب شيرين کن خود را به چين ندهد و حتي مديريت بندر حيفا نيز به چين داده نخواهد شد. اينها سياستهاي اصولي آمريکا در قبال چين است که از زمان آقاي اوباما مورد توجه قرار گرفت و ربطي به آقاي ترامپ ندارد.
اقتصاد چين آسيبهاي زيادي را پس از شيوع بيماري کوويد 19 متحمل شده است و با دشمني آمريکا قرار است با محدوديتهايي جديد در عرصه تجارت بينالمللي مواجه باشد. آيا اقتصاد چين ميتواند همچون گذشته به رشد خود ادامه دهد يا با فروپاشي مواجه خواهد شد؟
ازنظر رهبری چین بنا به اعلام ریاست جمهوری این کشور، دنیا در حال انتقال به شرایط خطرناکی است و مردم باید خود را برای وضعیت سخت آماده کنند. دولت نیز صرفهجوییهای خود را آغاز و به استانها نیز دستور داده کمربندها را سفت ببندند. برای مقایسه خوب است توجه شود که برنامههای مقابله با این بحران در کشورهای اروپایی و آمریکا تا 10 % تولید ناخالص ملی تنظیم شده اما در چین تا 2.6% تولید ناخالص را در این زمینه بکار نگرفته است و با وجود نرخ بهره صفر در کشورهای بزرگ آنها نرخ بهره 2.7% را نگهداشته اند که نمودار محافظه کاری برای روزهای مباداست . از نظر چینی ها رشد اقتصادی را باید فدای ثبات اجتماعی و تولید شغل کرد. حتی با همین تحلیل میشود گفت اقدام چین برای ثبات سازی در هنگ کنگ با اهمیت تر از ازادی اقتصادی این منطقه که موتور محرک اقتصاد جنوب چین نیز محسوب میشود می باشد. البته قطعا نمیتوان از مفهوم فروپاشی اقتصادی برای چین صحبت کرد چون اقتصاد و مدیریتی بغایت قوی دارند اما به هر حال با مشکلات نا خواسته روبرو خواهند شد .
يکي از مسائل مورد اختلاف ميان آمريکا با چين، موضوع برنامه جامع اقدام مشترک و ايران است. کشورهاي شرقي و به ويژه چين و روسيه تا چهاندازه توان ايستادگي در برابر يکجانبهگرايي آمريکا را دارند و به نظر شما چه سرنوشتي در انتظار اين پرونده خواهد بود؟
چين و روسيه هريک به نوعي و از زاويه خود با اتمي شدن ايران به مفهوم دستيابي به سلاح اتمي موافق نيستند و لذا در نهايت با آمريکا يک موضع دارند. اما آنها با سياستها افراطي و يکجانبه آمريکا در ارتباط با ايران هم موافق نيستند بنابراين در برجام آنها فعالانه شرکت کردند و نسبت به تعهدات خود نيز پايدار بودند اما در مواجه با تحريمهاي يکجانبه آمريکا مجبور به تسليم شدند. برجام پرونده ايران و آمريکا است و تا آينده دور در سرنوشت ايران تاثيرگذار است، چين و روسيه رقباي سختگيري در اين پرونده نيستند و ميتوان با آنها ديپلماسي معقولي را ادامه داد. اين آمريکا و کشورهاي غربي هستند که مواضع غير مستقلي در اين پرونده دارند و نميتوانند موضع دقيقي اتخاذ کنند.
تقابل اخير چين و آمريکا تا چهاندازه انتخاباتي و ناشي از حضور دونالد ترامپ در کاخ سفيد است؟ آيا با تغيير احتمالي دولت در ايالات متحده ميتوان تغييراتي جدي را در وضعيت موجود متصور بود؟
در شرايط فعلي موضع اصولي آمريکا در قبال چين که در جهت محدود کردن آن کشور است با نياز ترامپ براي بهدست آوردن شرايط بهتر براي انتخابات پيش رو با هم قاطي شده است. ممکن است اقدامات خاصي که دور از موضع اصولي آمريکا در قبال چين باشد توسط ترامپ اتخاذ شود اما پايدار نيست. بنابراين مواضع ترامپ را در حال حاضر بيشتر بايد تبليغاتي حساب کرد تا واقعي. از طرف ديگر چين که از اول روي کار آمدن ترامپ سعي کرده با مواضع کجدار و مريز خود نگذارد روابط بحراني شود آنقدر توانايي دارد که با همان ديپلماسي شش ماه پيش رو را از سر بگذراند و باج بيخود به بازنده انتخابات ندهد.