در قانون هم موضوع جرائم سياسي پيشبيني شده و لازمالاجراست اما مشکل قانون جرائم سياسي است. مهم اين است که قانون جرائم سياسي تغيير پيدا کند و از قانون و دايره تنگ چند ماده بيرون بيايد و رفتارهاي ديگري جايگزين همان چند ماده شود. من فکر ميکنم قانون جرائم سياسي بيشتر قانونگذار مباحث توهين را مورد نظر قرار داده در صورتي که جرم سياسي در اغلب کشورهاي توسعه يافته يک انگيزه شرافتمندانه دارد، در بعضي کشورهاي پيشرفته هم کسي که انتقادهاي تند ميکند و از آن حتي فراتر ميرود هم چون انگيزه شرافتمندانه دارد و نفع شخصي در نظر نگرفته، امتيازهاي فراواني براي او در نظر گرفته ميشود. من فکر ميکنم قانون جرائم سياسي با اين شرايط در کشور ما گام رو به جلو محسوب نميشود و بايد اين قانون از اساس متحول شود. اينکه دولت يا مجلس قدمي در راه تغيير بردارند تفاوتي نميکند و اين قانون از ريشه ابتر است. به طور معمول کسي که انتقاد ميکند خبرنگار يا نويسنده است و به معضلات روز ميپردازد نبايد مورد تعقيب قرار بگيرد حتي اگر نقد تندي داشته باشد. جرائم امنيتي موضوع ديگري دارد و بسيار متفاوت با جرائم سياسي است و بايد بسط پيدا کند و ارفاق بيشتري هم براي مرتکبين قائل شوند کما اينکه دنيا هم نسبت به اين موضوع بسيار منعطفتر برخورد ميکند و در تاثير قطعي بخشنامهها ترديد وجود دارد. جرم سياسي در طول تاريخ مورد تعابير و تفاسير مختلفي واقع شده است. مجرم سياسي معمولا به لحاظ تفكرات خاص خود و نقدي که ارائه ميدهد، مجرم شناخته ميشود، اما انگيزههاي مجرم سياسي با ديگر مجرمان كاملا متفاوت است. مجرم سياسي درصدد تامين منافع عمومي است و انگيزههاي شرافتمندانه و آرمانخواهانه دارد؛ بر خلاف عدهاي كه معتقدند تصويب اين طرح حتي به صورت ناقص مفيد به فايده خواهد بود، به نظر ميرسد اين طرح جرم سياسي با ابهامات فراوان و مشكلات عديدهاي مواجه است و لازم است حقوق متهم در آن به تمامي تامين شود و در واقع حقوق متهم بر اساس چنين طرحي زير سوال نرود. به لحاظ عدم وحدت نظر در تعريف جرم سياسي عدهاي معتقدند نقد و انتقاد از عملكرد مسئولان از شمول جرم سياسي خارج بوده و ارفاقهايي كه شامل حال بعضي از مجرمان ميشود، براي اين دسته از افراد كه به مخالفت پرداختهاند، منتفي است. طبق اين اصل رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني و با حضور هيات منصفه و در محاكم دادگستري صورت ميگيرد، هيات منصفه وجدان بيدار مردم است. مردم بايد در برابر تفكرات و انديشههاي فرد، وي را به عنوان متهم يا بيگناه تشخيص دهند. هيات منصفه بايد به طور مستقيم و با راي مردم انتخاب گردد تا وجدان عمومي به منصه ظهور گذاشته شود، در اين صورت است كه هدف اصل 168 از تاكيد بر حضور هيات منصفه تامين خواهد شد. قانون بايد جامع و مانع بوده و اهداف بلندمدت در آن مورد نظر واقع شود. هنگامي عدالت واقعي در رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي محقق ميشود كه اولا هيات منصفهاي متشكل از انتخاب مردم به انتصاب حكومت تشكيل شود، ثانيا تعريف جامع و مانعي از جرايم سياسي ارائه گردد. ماداميكه اين دو مساله به صورت اصولي و عملي به مرحلهي اجرا درنيايد، نميتوان به تاثير احتمال آن بسنده کرد.