آرمانملي- امير داداشي: پس از صعوديشدن روند بورس، دولت تصميم گرفت سرانجام امکان معامله سهام عدالت را هم در اين بازار بهوجود آورد. با اين حال صاحبان اين سهام فعلا فقط مجوز فروش 30 درصد از اين سهام را دارند که اين امر شائبههايي را بهوجود آورده است. در ديگر سو، بهدليل ارزشمندبودن اين سهام گروهي از دلالان در کمين سهام عدالت نشستهاند که عباس هشي از اين افراد با عنوان گرگهاي خيابان حافظ ياد ميکند. در ادامه بخش دوم گفتوگوي «آرمانملي» را با اين تحليلگر اقتصادي و عضو جامعه حسابداران رسمي ميخوانيد.
چرا دولت فقط مجوز معامله 30 درصد از سهام عدالت را به دارندگان اين سهام داده است؟
زماني که سهام عدالت وارد بورس ميشود بايد بهطور دقيق قيمتگذاري شود. رهبر معظم انقلاب در اين زمينه دستور دادند تمام ضوابطي که حافظ منافع مردم است در قيمتگذاري سهامي که مال مردم به حساب ميآيد طبق استاندارد و اصول انجام بپذيرد. پس حکم حکومتي به دو قسمت رفع موانع قانوني و قيمتگذاري صحيح تقسيم ميشود. حال اينکه دولت فقط مجوز معامله 30 درصد از اين سهام را صادر کرده به معناي جلوگيري از انجام ريسک مردم است. يعني دولت نميخواهد مردم سهام خود را مفت بفروشند. گاه مردم هم از روي نداشتن تخصص و بياطلاعي در بورس ناشيانه عمل ميکنند. برخي از بورسبازان هم براي خريد ارزان اين سهام کمين کردهاند. همانهايي که در بورس آمريکا بهعنوان گرگ والاستريت شناخته ميشوند، در بورس تهران لقب دلال گرفتهاند. پس مردم بايد مراقب گرگهاي خيابان حافظ يا همان دلالان باشند.
اين روزها بسياري از سهام بورسي دوره رشد را تجربه ميکنند. آيا اين شاخصها نشانهاي از روند مطلوب اقتصاد ايران هستند؟
شورايعالي بورس بايد خصوصي باشد، اما اکنون زيرنظر وزارت اقتصاد اين شورا تشکيل جلسه ميدهد و تابع دستورات وزير مربوطه است. وزير اقتصاد هم بايد چارهاي براي مهار تورم بينديشد و هم بازار پول را مديريت کند؛ از اينرو زمان زيادي براي مديريت بازار سرمايه پيدا نميکند. حال مشاهده ميکنيم که بهره بازار پول 15 درصد تعيين شده، اما از طرف ديگر دولت قصد دارد بازار اوراق قرضه تشکيل دهد و با پرداخت سود 20 درصدي رقيب جديدي براي بانکها بتراشد. در سوي ديگر ماجرا بازار سرمايه اگر ميخواهد روي بورس بماند حداقل بايد سودي بالاي 15 درصد براي سرمايهگذاران بههمراه داشته باشد. با صعود يکباره ارزش بورس اکنون شاهد آن هستيم که بعضي از سهام بيش از 10 برابر رشد داشتهاند. اما براي اينکه چنين اتفاقي در بورس ادامهدار باشد، شرکت فعال در بورس بايد در واقعيت هم رشد داشته باشد. در حالي که شرکتها نميتوانند به يکباره قيمت فروش خود را 10 برابر افزايش دهند. قيمتها تا يک حدي کشش افزايش قيمت دارند. بنابراين بايد به اين نتيجه رسيد که هيچگاه سود خالص شرکتها 10 برابر نميشود که از سهام بورسي چنين انتظاري داشته باشيم. پس تلاش شرکتها براي افزايش سود سهامداران تورم بههمراه خواهد داشت. از آنجايي که وزارت اقتصاد کنترل تورم هم بر عهده دارد، يک تداخل بين وظايف وزير اقتصاد بهوجود ميآيد. پس مشخص نيست که اين فرد وزير بازار سرمايه است يا وزير امور اقتصادي و دارايي. چراکه هر چه وزير اقتصاد براي صعود ارزش سهام بورسي تلاش کند، از آن طرف نرخ اين زورآزمايي روي شاخص تورم تخليه ميشود.
آيا اين تحليل بدين معناست که بورس ايران رشد حبابگونه دارد؟
بله من شرايط کنوني بورس را حبابي ميدانم و براي آن دليل هم دارم. هر چه پول به بازار سرمايه تزريق و به شرکتها سرريز شود، توسعه اقتصادي اتفاق ميافتد. در اينجا بازار اوليه شکل ميگيرد. بازار ثانويه هم به بخشي مربوط ميشود که سهام دست به دست بين سرمايهگذاران ميچرخد. بر اين اساس پول ديگر وارد چرخه اقتصاد نميشود و فقط از دستي بهدست ديگر ميچرخد. به همين دليل هم گفته ميشود که در بورس سفتهبازي اتفاق ميافتد. اکنون عدهاي پشتپرده بورس قرار گرفتهاند؛ بيش از 90 درصد بازار سرمايه هم دست خصولتيها، نهاديها، صندوقهاي بازنشستگي، نهادهاي نظامي و... قرار دارد که اصطلاحا روي سهم ميخوابند. اين نهادها احتياجي به پول نقد ندارند که بخواهند صف فروش تشکيل دهند. از اينرو يک بازارسازي پنهان در بورس تهران شکل گرفته که سهام بنجل را به مردم مياندازند. مردم هم که اطلاعي از اين مافيا ندارند، يقه دولت را ميگيرند. در بورس کسي برنده ميشود که اطلاعات پنهان داشته باشد. چراکه اين اطلاعات حرف اول را ميزند. حال اگر کارگزاريها بهعنوان واسطهاي رسمي بين معاملهگران عمل کنند، از هر معامله فقط يک درصد سود ميبرند، اما اگر بخواهند بهصورت مافيايي وارد بازي شوند، تا نيمي از سود معاملهگران را تصاحب ميکنند. مردمي هم که دانش و تخصص کافي ندارند در اين بازي شرکت داده ميشوند. آنها تصور ميکردند سهام عدالت يک ميليوني در اختيار دارند، اما يکشبه به آنها گفتند که ارزش سهامشان 16 ميليون است و اين تصور به عدهاي دست داد که گويا برنده بليت بختآزمايي شدهاند. حال دولت وظيفه حمايت را بر عهده دارد تا نوع ديگري از گرگهاي والاستريت که در بورس خيابان حافظ تهران فعاليت دارند نتوانند سهام عدالت را به رايگان از دست مردم خارج نکنند.
دولت بار ديگر به فروش اوراق بدهي و راهاندازي بازار باز روي آورده است. آيا اين روش را براي جبران کسري بودجه مناسب ميدانيد؟
کسري بودجه باعث بدهکاري دولت به مردم ميشود و دولت با فروش اوراق قرضه خود را بدهکارتر هم ميکند. يعني از طريق فروش اين اوراق، بر آتش تورم و کسري بودجه طي سالهاي آتي ميدمد. ما از دولت ميخواهيم که دست از اين اقدامات بردارد و شفاف عمل کند. مبارزه با فساد کشف سلطان و اعدام آنها که نيست؛ تا زماني که پيشگيري نباشد، مبارزه با فساد معنايي ندارد. هر دولتي ميآيد دهها سمينار و همايش مبارزه با فساد به اجرا ميگذارد، اما هيچگاه خبري از پيشگيري نيست.