نگاهي به مجموعهداستان
«آه اي مامان» نوشته احمد حسنزاده
جايي براي آدمبزرگها نيست
احمد حسنزاده در مجموعهداستان «آه اي مامان» سراغ يکي از سختترين و حساسترين تکنيکهاي روايي در عرصه داستاننويسي رفته است. انتخاب زاويهديد و نگره روايي از منظر يک کودک که ذهني متعارف با آموزهها و شناخت رفتارهاي فردي نسبت به بزرگترهاي خود را ندارد و در دنياي بچگانه و جهان تجربي خودش سير ميکند. اين تکنيک با توجه به گسترهاي که دارد ميتواند از يکسو دست نويسنده را باز بگذارد تا همهچيز را به بازي بگيرد يا در وجه غيرمتعارفش نشان دهد و از سوي ديگر بايد اين هوشياري را داشته باشد که تا آنجا که ممکن است از بلوغ ذهني خود دور شود و از نگاه راوي کودک، روايت خود را پيش ببرد.
درونکاوي ذهن کودک و از نگاه او به جهاننگريستن، گاه جديت رفتارهاي انسانهاي بزرگتر را از شکل مياندازد و گاه نسبت به برخي ديگر از رفتارهاي معمول يا پذيرفتهشده در دنياي واقع، براي کودک ترس و اضطراب بهوجود ميآورد. همه اين مسائل بهطور طبيعي در ساخت ذهن و روح دورانهاي ديگر سني کودک در روند شکلگيري شخصيت او بسيار تاثيرگذار و قابل اهميت خواهد بود.
نکته ديگري که در اين مجموعهداستان وجود دارد و همانطور که از نام کتاب نيز پيداست، محوريت شخصيت مادر يا همان «مامان» در کنار کاراکتر کودک و سير رشد آن بيش از ساير عناصر اين کتاب است. در تمام داستان کوتاههاي اين مجموعه، شخصيت «مامان» حضوري ملموس و اثرگذار دارد. حال، اين حضور يا به شکل عيني و وجودي در روايت است يا در هيات اثرگذاريهاي روحي- رواني در شکلگيري شخصيت کودک در سنين بالاتر. حسنزاده بهعنوان نويسندهاي باهوش، اين نکات را در جزئيات روايي داستانهايش به خواننده نشان ميدهد و همين امر موجب شده تا از همان ابتداي مجموعه، نوعي پيوستگي ميان سير داستان کوتاهها تا به انتها احساس شود. طرحشدن بسياري از آسيبها و مشکلات اجتماعي خانوادگي ميشود که از بطن و درون روابط ميان شخصيتها بيرون ميزند از ويژهترين خصوصيات اين مجموعهداستان به حساب ميآيد.
اعتياد، فقر، بيخانماني، خودکشي، شکنندگي روابط خانوادگي و... از جمله مسائلي هستند که بهصورت پراکنده در تکتک داستانهاي «آه اي مامان» مطرح شدهاند و نويسنده اين توانايي را داشته است تا با ظرافت خاصي نگاه خود و تحليلش را به اين آسيبها با مخاطب در ميان بگذارد.
اما آن نکتهاي که بيش از هرچيز سبب ميشود تا نکات مذکور در سطور فوق برجسته شوند و به چشم آيند، «زبان» روان و اصطلاحا روايتگويي است که ميتواند پاي خواننده را به ميان داستانها و تعقيبکردن شخصيتها باز کند. زبان بيپيرايهاي که نسبت به هر شخصيت، لحن و نحو خود را پيدا ميکند و بيش از هرچيز به صميميت با مخاطب ميانديشد. نويسنده توانسته زبان هريک از داستانهايش را از درون تجربههاي زيستي-عيني شخصيتهايش در زندگيِ امروز بيابد و به همين دليل تکلفي در آنها نميبينيم.
هريک از داستانهاي «آه اي مامان» با طرح يکي از آسيبها و معضلات روحي-رواني بهطور فردي و اجتماعي نشاندهنده و بيانگر روايي زندگي آدمهايي است که در حيطه زيستي خود دچار ويرانگري در پيرامون و خودويرانگري در درون خود ميشوند. از همان نخستين داستان مجموعه، خواننده شاهد طرح مساله «فروپاشي» چه در جزئيات روايي و چه در کليت هر يک از داستانها قرار ميگيرد. فضا و جغرافيايي که نويسنده براي به نمايش گذاردن اين «مساله» در آثارش در نظر گرفته، آگاهانه توانسته در شکلگيري ساختار و فرم روايي داستانها و حتي در بههمپيوستگي آنها در چارچوب يک «مجموعهداستان» بسيار تأثيرگذار باشد. البته بالطبع در برخي از داستانها فضاها و موضوعات روايي دچار تغيير ميشوند و خواننده در طول اين مجموعه دچار يکنواختي موضوعي فضاي روايي نميشود. در هر داستان نويسنده روايت و مساله تازهاي را طرح ميکند و تحليل خاص خود را نيز در آن روايت ارائه ميدهد.
آنچه که در اين مجموعهداستان، طرح مساله «فروپاشي» در زندگي امروز را برجسته و پررنگتر کرده، پرداختن به چگونگي روابط آدمها و اثرگذاري آنها بر همديگر در يک فضاي کلي است. همانطور که پيش از اين نيز اشاره شد، زماني اين مساله ويژه و برجستهتر ميشود که ما از زاويهديد کودکانه روايتها را دنبال ميکنيم. همايون و مامان دو شخصيت محوري اغلب داستانهاي اين مجموعه هستند و باقي شخصيت همچون بابا، زيبا، عمو، ليلا و... هريک در حولوحوش اين دو شخصيت در روايتها نقش ميگيرند.
در مجموع، ويژگي مهم و حائز اهميت در داستانهاي اين مجموعه، پرداختن به واقعيتهاي غالبا هولناک و فاجعهبار بخشي از زيست تاريخي امروز ما هستند. نکاتي که هم براي مولف و هم براي مخاطبش، عيني و ملموس است و همين امر موجب ميشود تا مجموعهداستان «آه اي مامان» برههاي از زندگي فردي و اجتماعي امروز ما را در تاريخ به ثبت برساند.